‏نمایش پست‌ها با برچسب شهدا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شهدا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

قصۀ چهار عنوان

ندا آقا سلطان در میان قهرمانان سال ۲۰۰۹ جهان

نام ندا آقا سلطان در میان قهرمانان برجسته سال ۲۰۰۹ در جهان انتشار یافته است. نشریه آمریکایی تایم فهرست برترین های جهان در زمینه های مختلف در سال ۲۰۰۹ را منتشر کرده است که در آن ندا آقا سلطان، زن جوان ایرانی که در جریان اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به ضرب گلوله کشته شد، در دومین رده اسامی ده نفری قرار دارد که به عنوان قهرمانان جهان در این سال معرفی شده اند.

افرادی که نام آنان در فهرست ده قهرمان جهان در سال جاری آمده است کسانی هستند که فعالیت یا شرایط آنان عاملی الهام بخش برای توده های مردم در سراسر جهان تلقی شده و یا بر تحولات جهانی تاثیری مثبت گذاشته است.

نشریه تایم در شرحی بر این انتخاب نوشته است که ندا آقا سلطان، بی آنکه خود در صدد باشد، به یک قهرمان تبدیل شد.

به نوشته تایم، این زن جوان در جریان درگیری نیروهای دولتی ایران با مخالفان در روز ۲۰ ژوئن در تهران هدف اصابت گلوله قرار گرفت و جان داد. تایم می نویسد که تصویر آخرین لحظات حیات ندا آقا سلطان، که با یک دستگاه موبایل برداشته شد و در شبکه اینترنت قرار گرفت، "احتمالا پر بیینده ترین صحنه مرگ یک انسان در تمامی طول تاریخ بشر بوده است."

در این مقاله آمده است که این دانشجوی فلسفه تقریبا به فوریت به نماد نهضت مخالفان نتیجه انتخاب مناقشه برانگیز محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری ایران مبدل شد. به نوشته تایم، در هفته های بعد از واقعه مرگ ندا، نام او یکی از شعارهای مبارزاتی معترضان ایرانی و چهره او نماد سرکوب هزاران ایرانی به دست حکومت این کشور شد.

نشریه تایم هر سال فهرستی از برترین های جهان را در زمینه های مختلف منتشر می کند.

قهرمانان سال

در صدر فهرست قهرمانان جهان در سال ۲۰۰۹، نام چسلی سولنبرگر، خلبان هواپیمای ایرباس مسافربری متعلق به یک شرکت هواپیمایی آمریکایی دیده می شود که شهامت و ابتکار عمل او توانست جان بیش از یکصد و پنجاه سرنشین این هواپیما را نجات دهد.

یک پسر هفده ساله بریتانیایی که به تنهایی با یک قایق کوچک به سفر دور جهان رفت و ناخدای یک کشتی تجاری که با فداکاری خود، باعث نجات شماری از ملوانان این کشتی از چنگ دزدان دریایی سومالیایی شد پس از ندا آقا سلطان در رده های سوم و چهارم قرار گرفته اند.

این نخستین بار نیست که گزارشی از ادای احترام یک نهاد یا شخصت خارجی نسبت به ندا آقا سلطان منتشر می شود و تا کنون، گزارش هایی از ساخت آثار هنری تا نامگذاری بورسیه های دانشگاهی به یادبود ندا انتشار یافته است.

علاوه بر ندا، شخصیت ها و جنبه های دیگری از جنبش اعتراضی ایران هم به عنوان نمادهای برجسته تحولات جهان در سال جاری مورد توجه بوده اند.

از جمله، نشریه معروف فارین پالیسی (سیاست خارجی) زهرا رهنورد، "پژوهشگر سیاسی و شخصیت اصلاح طلب ایرانی" را در میان یکصد "اندیشمند جهان" در سال ۲۰۰۹ معرفی کرده است.

این نشریه از خانم رهنورد با عنوان "مغز متفکر انقلاب سبز ایران و مبارزات انتخاباتی همسرش، میر حسین موسوی" یاد کرده و گفته است که در میان یکصد تن از صاحبان اندیشه که بر تحولات سال ۲۰۰۹ تاثیری عمده نهادند، این زن ایرانی پس از بن برنانکه، رئیس بانک مرکزی آمریکا و طراح برنامه نجات بخش مالی، و باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، رده سوم را به خود اختصاص داده است.

هفته نامه تایم اخیرا گفته است که معترضان به دولت ایران از جمله نامزدهای کسب عنوان "شخصیت سال" هستند که همه ساله براساس ارزیابی خبرهای سال انتخاب و معرفی می شود.

اخبار و تصاویر برگزاری اعتراضات آرام در ایران و نحوه برخورد نیروهای دولتی با معترضان در خلال ماه های اخیر بارها سرخط اصلی خبرهای رسانه های مهم جهان را به خود اختصاص داده است.

-------------------------------------

آیت الله خامنه ای به عنوان «دیکتاتور سال» برگزیده شد

دانشگاه اسلو، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران را به عنوان «دیکتاتور سال» برگزید.

انتخاب کنندگان شخصیت «دیکتاتور سال» ، آقای خامنه ای را از میان ۱۱ نامزد، از جمله کیم جونگ ایل، رهبر کره شمالی، رابرت موگابه، رییس جمهوری زیمبابوه و رهبر نظامی میانمار برگزیده اند.

برگزارکنندگان این مراسم می گویند جایزه دیکتاتور سال به شخصی تعلق می گیرد که «در یک سال گذشته، بیشترین خصومت را علیه مردم کشورش و دیگر ملت ها به کار بسته است.» به گفته یکی از استادان دانشگاه اسلو «این جایزه شکل گرفت تا به جهان یادآوری کند میلیون ها انسان از نسل کشی و شکنجه جاری در جهنمی که زندگی می کنند به شکل روزانه عذاب می کشند.»
دانشجویان دانشگاه اسلو در نروژ با رای دادن از طریق سایت اینترنتی «فیس بوک» آیت الله خامنه ای را انتخاب کرده اند.

(۱) آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، فردای پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خردادماه امسال نتایج انتخابات را تایید کرد و در ۲۹ خردادماه به معترضان به نتایج هشدار داد که مسئول هرگونه خون‌ریزی خودشان هستند.

(۲) آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، که فرماندهی کل نیروهای مسلح را در ایران در اختیار دارد، به گفته محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، از نقش این نیرو در سرکوب مخالفان تقدیر کرده است.

(۳) رهبر جمهوری اسلامی در مواجهه با اخبار و گزارش‌های شکنجه و کشته شدن زندانیان در بازداشتگاه‌ها در یک سخنرانی گفته بود که نباید این گونه مسائل انتخابات را تحت‌الشعاع قرار دهد.

(۴) آیت‌الله خامنه‌ای همچنین از برگزاری دادگاه‌های دسته‌جمعی مخالفان و پخش اعترافات تلویزیونی حمایت کرده و اعترافات متهمان را «مسموع» دانسته بود.

ادای احترام اوباما به مردم ایران در مراسم اهدای نوبل صلح

یک روز پس از آن که رهبر جمهوری اسلامی عنوان «دیکتاتور سال» را در شهر اسلو، پایتخت نروژ، از آن خود کرد، باراک اوباما روز پنج‌شنبه در مراسم اهدای جایزه نوبل صلح در همان شهر به معترضان ایرانی مخالف دولت ادای احترام کرد.

آقای اوباما در سخنرانی خود در این مراسم اشاره کرد که آمریکا همواره در کنار مردمی می‌ایستد که در پی آزادی‌اند، از جمله مردم ایران، میانمار و زیمبابوه.

او گفت: «ما به عزت و شرافت صدها هزار نفری شهادت خواهیم داد که در سکوت و آرامش در خیابان‌های ایران راه‌پیمایی کردند.»

رئیس جمهور ایالات متحده در سخنرانی نوبل صلح در شهر اسلو افزود: «خود گویاست که رهبران این دولت‌ها از آرزوهای مردمان خود بیش از قدرت کشورهای دیگر واهمه دارند.»

یک روز پیش از حضور باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در نروژ برای دریافت جایزه صلح نوبل، دانشگاه اسلو آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، را برنده عنوان «دیکتاتور سال» اعلام کرد.

-----------------

از بی بی سی فارسی
رادیو فردا ۱ و ۲
earthtimes

۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

نوروز منتشر كرد: اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز

نوروز: از آنجا که در روزهای اخیر آمار غیر واقعی فراوانی از سوی مقامات رسمی و غیررسمی وابسته به کودتاگران در خصوص تعداد کشته شدگان حوادث اخیر منتشر شده که در این زمینه میتوان به آخرین آمار یعنی اظهارات فرمانده سپاه اشاره کرد، پایگاه اطلاع رسانی نوروز در پاسخ به اینگونه اظهارات بی پایه و اساس که برای پاک کردن صورت مسئله و منحرف کردن اذهان عمومی از جنایات انجام شده در حوادث پس از انتخابات بیان میشود، اقدام به انتشار اسامی دقیق این شهدا می کند تا شاید وجدان های خفته بیدار شده و از کتمان حقایق روشن دست برداشته و از اعمال و جنایات انجام شده توسط زیرمجموعه ها و عوامل کودتا را پذیرفته و سعی در سرپوش گذاشتن بر جنایات نداشته باشند.

در این خبر اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز که تاکنون احراز هویت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسایی و تکمیل این لیست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در این لیست ختم نمی گردد.

نوروز یاد آور میشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرین ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخیر 27 نفر بوده که تنها 7 نفر از آنها معترضین به نتیجه انتخابات بودند و 20 نفر دیگر را نیروهای انقلابی و بسیجی تشکیل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسیده اند.

در ادامه، " نوروز" جهت تنویر افکار عمومی دو لیست از کشته شدگان ارائه می کند. لیست اول شامل اسامی 25 شهید گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هایشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، شهادت فرزند یا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.

1. نام شهید: حسین اخترزند/ سن: 32 / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: اصفهان / نحوه شهادت: توسط نیروهای بسيج از طبقه سوم به پايين پرتاب شده و به شهادت رسيده است

2. نام شهید: کيانوش آسا / عنوان اجتماعی: دانشجوی كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ايران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: تهران، ميدان آزادي / نحوه شهادت: در اثر اصابت گلوله توسط افراد موسوم به لباس شخصی به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد

3. نام شهید: سهراب اعرابی / عنوان اجتماعی: سال آخر دبيرستان / سن: 19 / محل شهادت: زندان اوين، تهران بر اثر شكنجه در زندان به شهادت رسيده است / توضیحات: شهادت وي در روز 20 تیرماه پس از 26 روز سرگرداني به مادرش اعلام شد.

4. نام شهید: عليرضا افتخاري / عنوان اجتماعی: روزنامه نگار / سن:29 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: در اثر ضربات باتوم به سر و خونريزي مغزي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکرش در تاریخ ٢٢ تیر ماه به خانواده تحویل داده شده است.

5. نام شهید: ندا آقا سلطان/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته فلسفه / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خیابان کارگر شمالی، تهران / نحوه شهادت: به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب، به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي یکروز بعد در قطعه 257 بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.

6. نام شهید: امير جوادي فر/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته‌ی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: هنگام جابه جايي از كهريزك به اوين، در ون دچار تشنج شده و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: بر اثر ضربات وارده به سر و صورت بينايي خود را از دست مي دهد.

7. نام شهید: محرم چگيني قشلاقي / سن: 34 / سایر توضیحات: قطعه 256 ردیف 146 شماره 13

8. نام شهید: مسعود خسروی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / سایر توضیحات: در بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.

9. نام شهید: عباس دیسناد / عنوان اجتماعی: کاسب/ سن:40/نحوه شهادت: با باتوم به ناحیه سر

10. نام شهید: رامين رمضانی / سن: 29 / نحوه شهادت: پس از آزادی به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: قطعه 257 ردیف 46 شماره 32

11. نام شهید: محسن روح الامینی / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: در زندان به شهادت رسيده است .

12. نام شهید: اشکان سهرابی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین/ سن: 18 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج به شهادت رسيده است.

13. نام شهید: امير حسين طوفانپور / سن: 32 / تاریخ شهادت: 29 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.

14. نام شهید: سعید عباسی فر گلچینی / عنوان اجتماعی: فروشنده کیف و کفش / سن: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

15. نام شهید: مصطفی غنیان / عنوان اجتماعی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي دانشگاه تهران به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم اما رضا به خاک سپرده شده است.

16. نام شهید: علی فتحعلیان / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: روبروی مسجد لولاگر / سایر توضیحات: قطعه 9 ردیف 110 شماره 22

17. نام شهید: هادی فلاح منش/ عنوان اجتماعی: کاسب/ سن: 29 / محل شهادت: تهران/ سایر توضیحات: در قطعه 53 بهشت زهرا

18. نام شهید: احمد کارگر نجاتی / نحوه شهادت: بر اثر ضرب و شتم در بیمارستا جان باخته است / سایر توضیحات: قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 19

. نام شهید: بهزاد مهاجر / سن: 47 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.

20. نام شهید: نادر ناصری / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خیابان خوش، تهران / سایر توضیحات: در بابل به خاك سپرده شده است. 21

. نام شهید: احمد نعيم آبادي / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / نحوه شهادت: توسط گردان ١١٧ عاشورا به ضرب گلوله به شهادت رسيده است.

22. نام شهید: مسعود هاشم زاده / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خيابان شادمان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در شمال كشور به خاك سپرده شده است.

23. نام شهید: مهدی کرمی / سن: 17 / تاریخ شهادت: 5 خرداد / محل شهادت: تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، تهران / نحوه شهادت: با باطوم سر او له شده و با چاقو گلویش بریده شده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده است. 24

. نام شهید: ناصر امیر‌نژاد / عنوان اجتماعی: دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمد علی جناح، تهران / نحوه شهادت: در تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسیده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.

25. نام شهید: محمود رییسی نجفی/ عنوان اجتماعی: کارگر/ تاریخ شهادت: 7 تیر/ نحوه شهادت: براثر اصابت گلوله نیروهای مسلح / سایر توضیحات: در تاریخ 25 خرداد در میدان آزادی مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله قرار میگیرد و 13 روز بعد در منزل خود به شهادت میرسد. لیست دوم شامل اسامی شهدایی است که خانواده های آنها هنوز برای اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفته خود تحت فشار هستند و به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی مراجعه نکرده اند.

26. نام شهید: مبینا احترامی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

27. نام شهید: ندا اسدي

28. نام شهید: سعيد اسماعيلي‌خان‌ببين / سن شهید: 23 / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است

29. نام شهید: مراد آقاسی

30. نام شهید: حسين اكبري / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است

31. نام شهید: واحد اكبري / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 34 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پهلو به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شده است.

32. نام شهید: محسن انتظامی

33. نام شهید: محسن ایمانی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

34. نام شهید: فاطمه براتی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

35. نام شهید: محمد حسين برزگر / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: ميدان هفت تير، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شده است. 36

. نام شهید: جعفر بروايه / عنوان اجتماعی: استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوي مقطع دكتراي دانشگاه تهران / محل شهادت: ميدان بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشكي قانوني علت شهادت وي را خونريزي مغزي اعلام كرده است.

37. نام شهید: یعقوب بروایه / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 4 تير / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله نيروهاي بسيج از بام مسجد لولاگر به شهادت رسيده است

38. نام شهید: سرور برومند / سن شهید: 58 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران

39. نام شهید: حامد بشارتی / سن شهید: 26 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

40. نام شهید: فرزاد جشني / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تهران

41. نام شهید: بهمن جنابی / عنوان اجتماعی: شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ / سن شهید: 20 / محل شهادت: تهران

42. نام شهید: محسن حدادي / عنوان اجتماعی: برنامه نویس كامپيوتر / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان نصرت، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله بر پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شده است.

43. نام شهید: شلير خضري / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: بهارستان، تهران

44. نام شهید: فاطمه رجب پور / سن شهید: 38 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران

45. نام شهید: بابک سپهر / سن شهید: 35 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

46. نام شهید: فهيمه سلحشور / عنوان اجتماعی: ديپلم / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 24 خرداد بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به بيمارستان منتقل شده و در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيده است.

47. نام شهید: تينا سودي / عنوان اجتماعی: دانشجو / تاریخ شهادت: 30 خرداد / نحوه و محل شهادت: ميدان انقلاب، تهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.

48. نام شهید: حسن شاپوری

49. نام شهید: علي شاهدي / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت:تهرانپارس، تهران / سایرتوضیحات: بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري، به دلايل نامعلوم به شهادت رسيده است. پزشكي قانوني علت شهادت وي را نامشخص اعلام كرد، اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسیده است.

50. نام شهید: کسری شرفی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

51. نام شهید: کامبیز شعاعی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

52. نام شهید: داوود صدري / عنوان اجتماعی: کسبه‌ی محله‌ی سلسبيل / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مسجد لولاگر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است.

53. نام شهید: سيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس حسابداري / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آذربايجان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.

54. نام شهید: وحيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس زبان انگليسي / سن شهید: 29 / تاریخ شهادت: 3 تير / محل شهادت: بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شده است.

55. نام شهید: حسين طهماسبی / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خيابان نوبهار، كرمانشاه / نحوه شهادت: مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به شهادت رسيده است.

56. نام شهید: سالار طهماسبي / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان جمهوري، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شده است.

57. نام شهید: ميثم عبادي / عنوان اجتماعی: شاگرد فرش فروش / سن شهید: 17 / محل شهادت: صادقيه، تهران

58. نام شهید: ابوالفضل عبدالهي / عنوان اجتماعی: فوق ديپلم برق / سن شهید: 21 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مقابل دانشگاه صنعتي شريف، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پشت سر به شهادت رسيده است / نحوه شهادت: 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شده است.

59. نام شهید: حميد عراقي / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.

60. نام شهید: پور كاوه علي / سن شهید: 19 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران

61. نام شهید: حسین الف / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: اصفهان

62. نام شهید: رضا فتاحی

63. نام شهید: پريسا كلي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل رشته ادبيات / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت: بلوار كشاورز، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به گردن به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.

64. نام شهید: مصطفي كيارستمي / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 تير / نحوه شهادت: مقابل دانشگاه تهران بر اثر اصابت باتوم به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: شركت در نمازجمعه

65. نام شهید: محمد کامرانی / سن شهید: 18 / تاریخ شهادت: 18 تير / محل شهادت: میدان ولیعصر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر جراحات وارد شده در بيمارستان مهر به شهادت رسيده است.

66. نام شهید: حميد مداح شورچه / عنوان اجتماعی: فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: مشهد / نحوه شهادت: چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.

67. نام شهید: مریم مهرآذین / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

68. نام شهید: ترانه موسوی / تاریخ شهادت: 7 تير / محل دستگیری: مسجد قبا، تهران / سایر توضیحات:پيكر وي در حالی که سوزانده شده بود در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.

69. نام شهید: ایمان نمازی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: براثر حمله نيروهای یگان ويژه و مامورین امنیتی لباس شخصی به شهادت رسيده است.

70. نام شهید: محمد نيكزادي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل عمران / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: ميدان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در قطعه 257 به خاك سپرده شده است.

71. نام شهید: ايمان هاشمي / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به چشم به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.

72. نام شهید: میلاد یزدان پناه / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

۱۳۸۸ مرداد ۳۰, جمعه

همسرم جانباز جنگ بود، با باتوم بر سرش کوبیدند

مسا
بازگویی جزئیات شهادت "عباس دیسناد" در دیدار با خانواده وی

داغ از دست دادن عزیز، ماندگار است و تسکین آن از دست خلایق بیرون. اما همراه با دیگر اغشار غیور مردم کشورمان، گروهی از اعضای کانون صنفی و سازمان معلمان ایران نیز در اقدامی تحسین‏برانگیز ضمن دیدار از خانواده‏ی شهدای جنبش سبز، یاد این عزیزان را گرامی نگه‏داشته‏اند.

وبلاگ سخن معلم، در گزارش یکی از این دیدارها آورده است:
در ابتدا، آقای ذاتی، بعد از معرفی میهمانان، از خانواده شهید دسیناد خواستند تا نحوه شهادت وی را توضیح دهند.

همسر شهید چنین گفت: عباس مغازه‏ای در خیابان کارون داشت. او اطلاعی از این که روز سی خرداد، تجمع و راهپیمایی اعلام شده‏است نداشت. قرار شد آن روز زودتر به خانه بیاید. حدود ساعت 5 بعد ظهر دخترم به او زنگ می‏زند. عباس به سر کوچه می‏رود که از پشت سر با باتوم به سر او می‏زنند و دچار ضربه مغزی می‏شود. او را به بیمارستان شهریار می‏برند. حدود 3 روز در حالت کما بود. روز چهارشنبه او فوت می‏کند، روز پنج‏شنبه در سردخانه بود و روز جمعه او را در بهشت زهرا دفن کردیم.

فعلا پرونده در آگاهی تهران است. از طرف کلانتری مامور به بیمارستان آمد. در آن بیمارستان 8 نفر تیر خورده بودند و همان روز 3 نفر فوت کردند. از هر خانواده مبلغ 15 میلیون تومان برای تحویل جنازه ها می‏خواستند! حدود 3 میلیون تومان هم هزینه بیمارستان شد. "عباس" جانباز جنگ تحمیلی بود. در بدنش چند ترکش بود که بعضی اوقات دچار کمر دردهای شدید می‏شد. با این حال وقتی عباس از جنگ برگشت، خود را به عنوان جانباز به مراکز رسمی اعلام نکرد که از مزایای آن بهره‏مند شود.

ما در این منزل مستاجر هستیم و مغازه هم اسیتجاری بود. وقتی عباس در بیمارستان بود می‏خواستیم او را ترخیص کنیم، اما اجازه این کار را به ما ندادند. وقتی ایشان به علت مرگ مغزی فوت کرد، می‏خواستیم اعضای بدن او را اهدا کنیم که باز هم موافقت نکردند. دکتر ایشان به ما گفت که اگر عباس را زودتر آورده بودید امکان زنده ماندنش زیاد بود! همسایگان مغازه به ما گفتند که وقتی عباس دچار ضربه شد، ماموران از نزدیک شدن مردم برای انتقال او به بیمارستان ممانعت می‏کردند و او مدت‏ها بر روی زمین بود! بعد هم به ما گفتند که علت مرگ ایشان را "سکته قلبی" اعلام کنیم.

البته از شورای شهر، آقای دکتر نجفی و خانم دکتر ابتکار پیش ما آمدند که ما از آن‏ها تشکر می‏کنیم.

در ادامه پسر شهید دیسناد نیز گفت: "تا کنون که پرونده را پیگیری کرده‏ایم جواب خاصی نمی‏دهند! می‏گویند بروید و روز بعد بیایید! می‏گوییم کی؟ آن‏ها اظهار بی‏اطلاعی می‏کنند وجواب های سربالا می دهند ...

در ادامه آقای ذاتی گفت: "چرا باید شرایطی در جامعه پیش بیاید که ده‏ها نفر به شدیدترین شکل کشته شوند، در حالی که بسیاری از آن‏ها افراد معمولی و حتی عابرین پیاده بوده‏اند! مهم‏تر از همه رفتار نیروهای انتظامی است که بدترین ضربات را بدون دلیل به بدن و سر افراد می‏زدند که گویا داخل (باتوم) میلگرد 16 است! این چیزی جز مصداق جنایت علیه بشریت نیست.

متاسفیم که فردی که بدون هیچ عمل خاضی در حال عبور بوده اینطور بی‏رحمانه و بدون تذکر و از پشت توسط یک فردی که خود را حافظ امنیت می‏داند مورد حمله ناجوانمردانه قرار می‏گیرد. ما این درد عظیم و این کشته‏شدن مظلومانه را به همه کلاس‏ها و انشاهایی که دانش‏آموزان می‏نویسند خواهیم رساند، که به نظر من این مظلومیت، حتی سوزاننده‏تر از هر نوع جنایتی است.

در پایان، حاظرین برای خانواده این شهید فقید طلب صبر نمودند.

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

روایت مهدی کروبی از ماجرای ترانه موسوی



مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات می‌گوید دو زنی که در تلویزیون ایران به عنوان مادر و خواهر ترانه موسوی معرفی شده‌اند، هیچ ارتباطی با دختری که با همین نام مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده است، ندارند.

ترانه موسوی بنا بر برخی گزارش‌ها در هفتم تیرماه مقابل مسجد قبا در تهران دستگیر شد و چندی بعد اعلام شد که پس از «تجاوز» کشته شده و «جسد سوخته‌اش» در نزدیکی‌های شهر قزوین پیدا شده است.

تلویزیون ایران در واکنش به این گزارش‌ها، با تهیه برنامه‌ای ضمن تکذیب این گزارش‌ها به نقل از خانواده دختری که هم اسم ترانه موسوی است اعلام کرد که وی در حال حاضر در کانادا زندگی می‌کند.

مهدی کروبی امروز یکشنبه با رد گزارش تلویزیون ایران، برای نخستین بار فاش کرد که دو زنی که گفته شده مادر و خواهر ترانه موسوی هستند، هیچ ارتباطی با دختری که با همین نام کشته شده، ندارند.

کروبی افزود که دختری که در گزارش تلویزیونی، گفته شده زنده است و در حال حاضر در کانادا زندگی می‌کند، «عروس خانواده‌‌ای نسبتا» سرشناس است.

به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی، «سناریویی» که در این خصوص در تلویزیون ایران پخش شده است، محصول «طراحان نابغه و مدیرانی دوراندیش» است و «مردم این‌قدر هوشمند هستند که اصل موضوع را بفهمند.»

کروبی که با وب‌سایت سحام نیوز گفتگو می‌کرد، افزود که با انتشار خبر «تجاوز و سوزاندن جسد ترانه موسوی» برخی مسئولان «دوراندیش» تصمیم گرفتند که سناریویی طراحی کنند تا این موضوع را در «داخل و خارج» به انحراف بکشند.

این نامزد معترض به نتیجه انتخابات ادامه داد که مسئولان با شناسایی خانواده‌ای که عروس آنها هم اسم دختر کشته شده است، نزد آنها می‌روند و به آنها می‌گویند که «ترانه موسوی دچار سانحه سوختگی شده و برای آنکه معلوم شود این عروس آنها هست یا خیر، بیایند و جنازه‌اش را تحویل بگیرند.»

به روایت آقای کروبی، پدر خانواده در واکنش به خبر اظهار می‌دارد که عروس آنها در ایران به سر نمی‌برد و از یکی از پسرانش که به گفته کروبی یکی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و علمی است، می‌خواهد موضوع را پیگیری کند.

دبیرکل حزب اعتمادملی ادامه داد زمانی که مشخص شد عروس این خانواده زنده است، برخی از افراد نظامی، ‌انتظامی و اطلاعاتی که چهره‌هایی شناخته شده هستند، از این خانواده می‌خواهند که برای «حفظ نظام» از خانواده عروس خود بخواهند که موضوع کشته شدن ترانه موسوی را تکذیب کنند.

به گفته آقای کروبی، این درخواست ابتدا با مخالفت برادر شوهر ترانه موسوی (ساکن کانادا) روبرو می‌شود و او می‌گوید: «اصل این قضیه صحیح نیست و از سوی دیگر ما هم تاحدودی چهره‌هایی شناخته شده هستیم و چنانچه چنین کاری انجام شود با ترانه واقعی چه کار خواهید کرد که آن افراد گفته‌اند که شما به این کارها کاری نداشته باشید و نگران نباشید.»

به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی، این‌گونه شد که «مادر و پدر ترانه موسوی در مقابل دوربین قرار گرفتند و گفتند که دخترشان زنده است و در کانادا زندگی می‌کند.»

مهدی کروبی همچنین گفت که «بعد از این‌که این خانواده متوجه شده‌اند که اصل ماجرا چه بوده است، بسیار ناراحت شده‌اند و می‌خواستند که ماجرا را بازگو کنند که همین برادر شوهر ترانه به آنها گفته که حرفی نزنید و گرنه سرنوشت شما معلوم نیست که چه شود.»

کروبی پس از شرح این ماجرا از «دروغ گویی‌های مسئولان» ابراز تاسف کرد و افزود: «این افراد اظهار کرده‌اند که برای حفظ اصل نظام، باید این خانواده اقدام به چنین کاری کنند.»

او در ادامه سخنان خود پرسید: «آیا مسئولان از این طریق می‌خواهند اعتماد مردم را جلب کنند؟»

وی با اشاره به موثق بودن منبعی که جزئیات ماجرای ترانه موسوی را به وی منتقل کرده است، افزود: «‌می‌دانم که آنها (مسئولان) از چه طریقی این ترانه موسوی را پیدا کرده‌اند و منبع خبر نیز موثق است و اگر لازم باشد در این باره صریح‌تر صحبت می‌کنم تا مشخص شود که نقش افراد تا چه اندازه بوده است.»

آقای کروبی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که «برخی فکر می‌کنند که با این تهمت‌ها و فحاشی کردن‌ها من از میدان کنار می‌روم.»

او که گفته بود به زودی پاسخ «دین‌فروشان» را خواهد داد، با انتقاد از حملاتی که در خطبه‌های نماز جمعه چند شهر علیه‌اش مطرح شده، گفت: «تریبون مقدس نماز جمعه به تریبونی برای فحاشی» تبدیل شده است.

دبیر کل حزب اعتماد ملی در پایان سخنان خود خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی گفت که «اکنون شرایطی را ایجاد کرده‌اید تا دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد، ولی من باز می‌گویم که این رفتارها و ایجاد رعب و وحشت، مرا به سکوت وادار نمی‌کند.»

منبع: رادیو زمانه

۱۳۸۸ مرداد ۹, جمعه

نمازجمعه ۲۶ تیر ۸۸: شهید مصطفی کیارستمی


جوانی که در نمازجمعه 26 تیر به شهادت رسید

نام و نشان یک شهید دیگر جنبش سبز: مصطفی کیارستمی

نام و مشخصات یک شهید دیگر جنبش سبز مردم ایران مشخص شد. شهید مصطفی کیارستمی که گناهی جز شرکت در اولین نمازجمعه سبز تهران نداشت، در حاشیه نمازجمعه با ضربه‌ی باتوم به سرش مصدوم شده و چند ساعت بعد به شهادت رسیده است.

به گزارش «موج سبز آزادی»، مصطفی کیارستمی، متاهل و 22 ساله، در نمازجمعه 26 تیر ماه گذشته که به امامت هاشمی رفسنجانی برگزار شد، در مقابل دانشگاه تهران توسط نیروهای بسیجی و لباس شخصی مضروب می‌شود. نیروهای سرکوبگر دولت کودتا با باتوم به شدت بر سر این جوان برومند می‌کوبند، به نحوی که وی دیگر قادر به برگشت به منزل نبوده است. در نتیجه به ناچار با مادرش تماس می‌گیرد و تلفنی از وی درخواست کمک می‌کند.

گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» حاکی است پس از آنکه مادر مصطفی او را به خانه باز می‌گرداند، متوجه وخامت حال وی می‌شود و پسرش را به بیمارستان کسری تهران منتقل می‌کند. اما این جوان بی‌گناه به علت خون‌ریزی مغزی ناشی از اصابت باتوم، همان شب فوت می‌کند؛ اما علت مرگ او، سکته‌ی مغزی اعلام می‌شود.

پیکر این جوان شهید، روز شنبه بعد در گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد و بدین ترتیب این جوان ناکام که تنها 22 سال داشته و به تازگی نامزد کرده بود، قربانی وحشیگری ماموران می‌شود؛ وحشی‌گری‌ای که سردار احمدی مقدم نامش را «زیاده‌روی» می‌گذارد.

گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» حاکی است مادر این جوان شهید که از این اتفاق ناگوار بهت زده شده بود، تاکنون از افشای علت مرگ جوان 22 ساله و رشید خود بیمناک بود و هنوز هم از شوک ناشی از مرگ فرزندش بیرون نیامده است.

خون بها - کلیپ برای مراسم چهلم شهدا

این کلیپ توسط عده‌ای از جوانان ایرانی‌ به مناسبت چهلم شهدا تهیه و به شهدای راه آزادی تقدیم شده است. به هر نحو که میتوانید ما را در انتشار این اثر یاری کنید. از اینجا mp3 اش رو دانلود کنین
http://www.4shared.com/file/121495373/529d11eb/Neda2.html



قسم به بوسه آخر، قسم به تیر خلاص
قسم به خون شقایق، نشسته بر تن داس

قسم به آتش پنهان به زیر خاکستر
قسم به ناله مادر، قسم به بغض پدر

قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفیق
قسم به شعله کبریت و قسم به خواب حریق

قسم به بال پرتو، به عطر فروردین
قسم به نبض ترانه، قسم به خاک زمین

که خون‌بهای تو خون سیاه جلاد است
سکوت دامنه در انتظار فریاد است

که خون‌بهای تو اتمام این زمستان است
طنین نام تو در ذهن هر خیابان است

۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

جزئيات شهادت يک زندانی ديگر: رامين قهرمانی مدتی طولانی از پا آويزان شده بود

نوروز
رامين قهرمانی ۱۵ روز بعد از اينکه با پای خود برای دفای از بيگناهيش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمايان بود، از زندان آزاد و پس از دو روز بر اثر جراحات وارده در آغوش مادر به شهادت رسيد.

در درگيری های روزهای پس از انتخابات، ماموران از طريق دوربين مداربسته يک بانک چهره رامين قهرمانی را شناسايی شده وبرای دستگيری وی به منزلش مراجعه می کنند.

به دليل عدم حضور رامين قهرمانی در منزل ماموران به مادر او می گويند که فرزندش هرچه زودتر خود را معرفی کند.

مادرشهيد قهرمانی نيز با استناد به بيگناهی پسرش و با اين استدلال که فرزندش کاری جز اعتراض آرام انجام نداده است، همراه با او به محلی که ماموران گفته بودند مراجعه می کند

اين گزارش می افزايد رامين قهرمانی ۱۵ روز بعد از اينکه با پای خود برای دفای از بيگناهيش رفته بود، با بدنی که آثار شکنجه بر آن نمايان بود، از زندان آزاد ميشود. او پس از آزادی به مادرش گفته که چندين روز از پا او را آويزان کرده اند. شهيد رامين قهرمانی پس از آزادی به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت ميرسد.

خانواده قهرمانی تحت فشار شديد برای منع انتشار خبر شهادت فرزندشان هستند. آنها تحت تدابير شديد امنيتی فرزند خود را به خاک سپردند. تا جايی که پس از مراسم خاکسپاری به دليل تهديدات نيروهای امنيتی مبنی بر اينکه سر مزار فرزند شهيدشان حق ندارند با صدای بلند گريه کنند و شيون سردهند، ۵ نفر از اعضای فاميل او دچار فشارهای عصبی شديد شده تا جايی که برخی از آنها کارشان به بيمارستان کشيده شده است.

شهيد رامين قهرمانی متولد سال ۱۳۵۸ بوده و محل سکونت وی در خيابان شهرآرا است

یادداشتی تکان‌دهنده از سردار علایی در مورد ماجرای شهادت محسن روح‌الامینی

سید سراج‌الدین میردامادی، از روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور، در وبلاگ خود یادداشتی را منتشر کرده که نویسنده‌ی آن سردار حسین علایی، از فرماندهان سابق جنگ و از مشاوران سید محمد خاتمی در زمان ریاست‌جمهوری وی است. در این وبلاگ توضیح داده شده که این یادداشت برای انتشار به روزنامه‌های داخلی داده شده، اما مطبوعات از انتشار آن امتناع ورزیده‌اند. متن کامل یادداشت علایی درباره‌ی محسن روح‌الامینی، شهید جنبش سبز، را در ادامه می‌خوانید.


بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از ظهر روز پنجشنبه اول مردادماه سال ۱۳۸۸ که مصادف شد با بازگشایی دوباره پیامک‌ها، پیامی به من رسید مبنی بر این‌که فرزند ۲۵ ساله دوست عزیزم، آقای دکتر عبدالحسین روح‌الامینی که در اعتراضات روز ۱۸ تیرماه سال جاری دستگیر و زندانی شده بود، در زندان کشته شده و فردا تشییع جنازه وی برگزار خواهد شد.

بسیار متعجب شدم. زیرا آقای روح‌الامینی را که از سالیان دراز می‌شناسم، فردی انقلابی، مؤمن و متعهد و همیشه در خدمت نظام جمهوری اسلامی بوده است. او از کسانی است که برای سرنگونی رژیم طاغوت تلاش زیادی کرده است.

تعجب من بیشتر از آن جهت بود که چگونه ممکن است جوانی آن هم از خانواده‌ای شناخته شده، در جمهوری اسلامی دستگیر و سپس پس از دو هفته جنازه او تحویل خانواده‌اش گردد!

صبح جمعه دوم مرداد ۱۳۸۸ به منظور شرکت در مراسم تشییع جنازه وی به درب منزل ایشان واقع در خیابان نصرت، کوچه بهشت رفتم. دیدم همه افرادی که در این مراسم حضور دارند، انسان‌های مؤمن و اکثر آن‌ها از فداکاران نظام اسلامی در دوران دفاع مقدس و پس از آن بوده‌اند. افرادی که هم‌اکنون مسؤلیت‌های مهمی در کشور دارند نیز مانند آقایان احمد توکلی و حسین فدایی از نمایندگان مجلس، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهاب‌الدین صدر رییس سازمان نظام پزشکی، حسین محمدی از دفتر رهبری، رجبی معمار رییس شبکه پنج سیما، علی عسگری معاون فنی صدا و سیما و نیز برخی از سرداران دوران دفاع مقدس در مراسم تشییع و خاکسپاری حضور داشتند.

به آقای روح‌الامینی تسلیت گفتم و در اتوبوس به همراه وی عازم بهشت زهرا شدم. در مسیر راه، او ماجرای اتفاق افتاده برای فرزندش را این گونه برایم تشریح کرد:

بر اساس اطلاعات دریافتی این دو روزه، محسن را در روز پنجشنبه ۱۸ تیرماه، افراد لباس‌شخصی دستگیر و او را به همراه جمعی دیگر از جوانان دستگیرشده، به ساختمان نیروی انتظامی تهران بزرگ واقع در خیابان کارگر در نزدیک میدان انقلاب برده و صبح روز جمعه ۱۹ تیرماه آن‌ها را با تعدادی اتوبوس به دو مقصد زندان اوین و اردوگاه کهریزک منتقل می‌نمایند.

سپس این آیه قرآن را قرائت کرد: و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله و کان الله غفوراً رحیما (سوره نساء - آیه ۱۰۰)

و ادامه داد: من از روز دستگیری وی، به هر کجا که مراجعه کردم، پاسخی به من ندادند. نیروی انتظامی، سپاه، وزارت اطلاعات و قوه قضاییه هر کدام از خود سلب مسؤلیت می‌کردند. دو هفته را این گونه سپری کردم. به هر کجا سر می‌زدم، با دیوار بلندی از ناامیدی روبه‌رو می‌شدم.

تا این‌که دلالی پیدا شد و گفت اگر چهار میلیون تومان به من بپردازید، ترتیب ملاقات شما را با فرزندتان می‌دهم. در روز مبعث در حسینیه امام خمینی (ره) و در دیدار مسؤولین کشور با رهبری، این موضوع را با وزیر اطلاعات که در ملاقات حضور داشت، مطرح کردم تا در مورد آن فرد دلال تحقیق کنند. شماره‌های خود را نیر به وزیر اطلاعات دادم تا اگر نیاز به اطلاعات بیشتری داشت، بتواند با من تماس بگیرد.

از وزیر اطلاعات خبری نشد تا آن‌که دو روز بعد یعنی چهارشنبه بعد از ظهر، فردی به دفتر کار من زنگ زد و به من گفت شما که از مسؤولین هستید و دارای پاسپورت سبز نیز می‌باشید، چرا سراغ پسرتان را نمی‌گیرید. گفتم من دو هفته است که به دنبال اویم و هیچ کس از وی خبری نمی‌دهد.

او به من گفت به شما تسلیت عرض می‌کنم. من فکر کردم که می‌خواهد بلوف بزند و مرا بترساند. بعد دیدم که نشانی محلی را که باید به دنبال او بروم، می‌دهد. راه افتادم و به پزشکی قانونی رفتم.

مشخص شد که فرزندم را وقتی که گرفته‌اند، مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و او را مجروح کرده‌اند. جنازه‌اش را که دیدم، متوجه شدم که دهانش را خرد کرده‌اند.

فرزندم انسان صادقی بود. دروغ نمی‌گفت. مطمئنم هر چه از او سؤال کرده‌اند، درست پاسخ داده است. آن‌ها احتمالاً نتوانسته‌اند صداقت او را تحمل کنند و وی را به شدت کتک زده و زیر شکنجه کشته‌اند.

با عنایت مسؤولین، پرونده پزشکی او را مطالعه کردم. محل فوت او را لاک گرفته بودند. مشخص شد که بعد از مجروح شدن، به او نرسیده‌اند تا خون او عفونی شده و دچار تب شدید بالای ۴۰ درجه گردیده و از شدت تب، دچار بیماری مننژیت شده است.

او را ساعت سه و نیم بعد از ظهر چهارشنبه به عنوان فرد مجهول‌الهویه به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و صبح روز پنجشنبه جسد او را به سردخانه تحویل می‌دهند. آن‌ها پس از یک هفته ما را در جریان قتل فرزندم قرار دادند. برای تحویل جسد، از ما تعهد گرفتند که شکایتی از کسی نداریم.

ابتدا اجازه تشییع جنازه در جلوی منزل نمی‌دادند و بهانه می‌آوردند که خانه شما، نزدیک دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه است و ممکن است مردم به آن بپیوندند و مشکلاتی ایجاد شود. من گفتم که وقت برگزاری نماز جمعه هنگام ظهر است و ما صبح او را تشییع خواهیم کرد و وقت زیادی نخواهد گرفت و با نماز جمعه تداخل ندارد.

بالاخره با تعهد من و آقای ضرغامی رییس سازمان صدا و سیما که افراد زیادی مطلع نخواهند شد و افرادی هم که خواهند آمد همه طرفداران نظام هستند، با این شرط که تشییع در جلوی منزل زیاد طول نکشد و بجز لا اله الا الله شعار دیگری داده نشود، اجازه دادند تا مراسم تشییع برگزار شود.

مادرش از لحظه اول اطلاع از مرگ فرزند، فقط می‌گفت: محسن من که رفت، به فکر محسن‌های مردم باشید.

آقای روح‌الامینی که به هنگام خاکسپاری فرزندش، چفیه بسیجی را هم‌چنان بر گردن داشت، آن را به من نشان داد و گفت: امروز این چفیه را بر گردن چه کسانی انداخته‌اند. کسانی که کار آن‌ها دستگیری و احیاناً کشتن مردم شده است. آیا ما از جمهوری اسلامی این وضع را می‌خواستیم؟

من رفیق شهید دقایقی هستم. هیچ گاه لبخند او را از یاد نمی‌برم. او با لبخند خود از اسرای بعثی عراقی و از فرماندهان جنایتکار آن‌ها و نیز از فراریان از رژیم بعثی، مجاهدانی را ساخت که لشکر بدر را به وجود آوردند و باعث آزادی عراق از دست صدام حسین شدند.

به یاد دارم که در سال‌های اولیه پیروزی انقلاب وقتی که احسان طبری تئوریسین حزب توده به زندان افتاد، پس از مدتی او اندیشه مارکسیسم را نقد کرد؛ زیرا با محبت با او رفتار شد. ولی اکنون بسیج را به جایی رسانده‌اند که جوان سالم حزب‌اللهی را دستگیر می‌کنند و جنازه او را تحویل خانواده‌اش می‌دهند. آن هم تعهد می‌گیرند که کفن و دفن به گونه‌ای باشد که اتفاقی نیفتد. آیا نظام آن قدر ضعیف شده است که از یک تشییع جنازه ساده می‌ترسد؟

دیشب آقای لنکرانی وزیر بهداشت برای تسلیت به منزل ما آمده بود، می‌گفت: به خاطر مبارزه با بیماری‌های عفونی و مننژیت در زندان‌ها، ظرف این چند روز، بیش از دو هزار آمپول پنی‌سیلین بسیار قوی و آمپول‌های ضد مننژیت به زندان‌های تهران فرستاده‌ایم. با گفتن این جمله، نگران وضعیت سلامت سایر زندانیان سیاسی شدم.

او می‌گفت: در نظر دارم یک گروه NGO تشکیل دهم تا بتواند از حقوق اولیه زندانیان، دفاع نماید. برای مثال وقتی کسی را می‌گیرند، حداقل به خانواده او اطلاع دهند که دستگیر شده ودر زندان است تا خانواده‌‌ها از نگرانی تا حدودی بیرون بیایند؛ نه این که در بلاتکلیفی به سر ببرند. بتوانند برای زندانی خود وکیل بگیرند و از حقوق قانونی او دفاع نمایند. مطمئن باشند که در زندان سلامت بازداشت‌شدگان حفظ می‌شود و آن‌ها در خطر جانی قرار ندارند.

با شنیدن این سخنان به یاد این آیه قرآن افتادم: و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطانا (اسراء - ۳۳)

البته ایشان از لطف‌هایی که به وی شده بود نیز مطالبی را بیان کرد. او می‌گفت بعد از این‌که متوجه شدند که من در دولت نهم رییس انستیتو پاستور و مشاور وزیر بهداشت بوده و قبلاً نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران بوده‌ام، هم اجازه دادند که به همراه یکی از دوستان پزشک پرونده پزشکی فرزندم را ببینم و هم پول قبر را از من نگرفتند و اجازه دادند که فرزندم را در قطعه ۲۲۲ که نزدیک به مزار شهدا واقع شده است دفن نمایم؛ تا مادرش که هر شب جمعه به زیارت شهدا به خصوص شهدای هفتم تیر می‌رفته است، بتواند با فاصله کمی بر سر قبر فرزندش حاضر شود.

آن‌ها یک قبر اضافه هم به ما مرحمت فرمودند و در یک قبر دوطبقه فرزندم را به خاک سپردیم. او به طنز برایم می‌گفت: یکی بخر دو تا ببر.

در پایان مراسم، او با قدرت روحی بسیار بر سر قبر فرزندش خطاب به حاضرین سخنانی را ایراد کرد و با تسلط بسیار بر خود، در انتها گفت: إنا لله و إنا إلیه راجعون.

حسین علایی
جمعه، دوم مردادماه
سال ۱۳۸۸

امیر جوادی لنگرودی در زندان اوین جان باخت

یک جوان بیست و چهار ساله نیز پس از کشته شدن جوانان دیگری که در درگیری‌های پس از انتخابات دستگیر شده بودند، در زندان اوین کشته شد.

خبرگزاری هرانا: طی نامه‌یی که از جانب پدر امیر جوادی لنگرودی به خبرگزاری ارسال شد، امیر جوادی لنگرودی که در اعتراض‌های 18 تیرماه بازداشت شده بود، درگذشته است.

متن نامه‌ی مهندس علی جوادی لنگرودی بدین شرح است:

با سلام

«حال كه اين نامه را ارسال مي‌كنم از اوين زنگ زدند و گفتند بيا جنازه‌ی پسر وجگر گوشه‌‌ات را از پزشكي قانوني تحويل بگير. لازم است بگويم پسرم در تاريخ 18 تیر ماه در محدوده‌ی امیرآباد توسط لباس شخصي‌ها مصدوم و در بيمارستان بستري بود اما پس از بهبودي به زندان اوين برده شد و حالا جنازه‌ی پسر 24 ساله‌ام را تحويلم می‌دهند.پسرم بنام اميرجوادي لنگرودي پسري بود به دور از جريانات سياسي و فقط عاشق وطن بود همين و بس پسري مودب و سر به زير كه به تازه‌گي مادرش را از دست داده بود و عزادار مادرش بود. حال من تنها بايد براي‌اش عزا بگيرم و مادري نيست تا برايش گريه كند.»

مهندس علي جوادی لنگرودی
-------------------------
خبر تکمیلی: (گزارش از رزا آژیری- فردا) ۱۳۸۸/۰۵/۰۶
پیکر امیر جوادی‌فر و آثار شکنجه بر آن از زبان یک شاهد عینی

پیکر امیر جوادی فر، دانشجوی ۲۴ ساله دانشگاه قزوین که در اعتراض های ۱۸ تیر ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود، روز دوشنبه به خاک سپرده شد.

در گفت‌وگویی با یکی از نزدیکان امیر جوادی فر، نخست از نحوه بازداشت این دانشجوی ۲۴ ساله می پرسیم.

به گفته این شاهد عینی، بر جسد امیر جوادی فر، آثار شکنجه‌های جسمی، از جمله کشیده شدن ناخن‌های پا، شکستگی دندان، و ضرب دیدگی‌های شدید، دیده شده است.

شاهد عینی: حوالی غروب ۱۸ تيرماه، امير همراه با همسر يکی از دوستانش برای تماشای اتفاقات بيرون رفتند و به من هم تلفن زد که بيا برويم تماشا کنيم، اما من گفتم امروز کار دارم و نمی‌توانم بيايم.

او در يکی از کوچه های محدوده اميرآباد توسط بسيجی ها به شدت کتک خورده بود و حدود ۱۲ نفر بسيجی کتکش زده بودند، چشمش آسيب ديده بود و دستش و سرش شکسته بود.

وقتی اينها را به نيروی انتظامی تحويل می‌دهند، مأمور نيروی انتظامی می‌گويد دستور رسيده امروز دخترها را دستگير نکنيم، بنابراين همسر دوستش را آزاد می‌کنند و امير را با خود می‌برند.

با توجه به اين که امير را از نزديک می‌شناختيد، در مورد خصوصيات اخلاقی او توضيح دهيد و اين که او فعاليت سياسی داشت؟

دراين شرايط سؤال سختی از من می‌پرسيد، چون امير را دقيقا يک ساعت و نيم پيش در بهشت زهرا به خاک سپرديم، درحالی که جنازه او تقريبا متلاشی شده بود، سرش را که شکسته بود از ته تراشيده بودند،‌ يک چشمش تقريبا له شده بود، تمام ناخن‌های پايش را کشيده بودند، تمام تنش کبود بود و دندان‌هايش و فکش شکسته بود. در کالبد شکافی هم کمر و سينه‌اش را شکافته بودند.

امير اصلا سياسی نبود. او ترانه سرا بود و درموسسه «کارنامه» دانشجوی بازيگری و در دانشگاه قزوين دانشجوی مديريت صنعتی بود. من يادم نمی‌آيد حتی يک ترانه سياسی هم گفته باشد، پر از شور زندگی بود، از سياست دور بود و می‌گفت سياست را دوست ندارم چون دروغ است. حتی در انتخابات اخير هم به اصرار ما رأی داد و هيچ تعلق خاطری به جناح يا حزبی نداشت.

امير در طول مدت بازداشت توانسته بود با خانواده تماس بگيرد و از حال خود خبری دهد؟

ما هم فکر می‌کرديم امير اين دو هفته در بازداشت بوده، ولی در حقيقت ۲۳ تيرماه يعنی پنج روز بعد از بازداشت جنازه او را به پزشکی قانونی تحويل داده بودند و تازه ۱۲ روز بعد از مرگش به ما خبر داده‌اند.

ما هر روز می‌رفتيم دم زندان اوين و عکسش را نشان می‌داديم و از کسانی که آزاد می‌شدند می‌پرسيديم آيا امير را ديده اند يا نه.

ظاهرا يک آقای «کارچاق کن» هم که پول کلانی گرفته بود تا برود از وضعيت او خبر بياورد، می‌گويد بله من او را ديده‌ام و حالش خوب است.

بايد بگويم روز ۱۸ تير امير و همسر دوستش وقتی می‌بينند درگيری‌ها خيلی شديد است و مردم به شدت کتک می‌خوردند به ته يک کوچه بن بست می‌روند و برای اين که جان همسر دوستش را حفظ کند پنهان می‌شوند تا بعد از خاتمه درگيری‌ها سريع به خانه برگردند.

او را در کوچه بن بست دستگير می‌کنند و کتک می‌زنند. در پرونده‌ای که بسيج برای امير درست کرده و به نيروهای انتظامی داده بود، نوشته‌اند امير برای ۳۰ نفر سخنرانی می‌کرده و آنها را برای اغتشاش تحريک می کرده است.

آنها حالا گفته‌اند اصلا از اين پرونده حرفی نزنيد و نگوييد دراين حوادث دستگير شده، بگوييد تصادف کرده است. خوب اگر تصادف کرده پس چرا اينقدر تاکيد می‌کنند مصاحبه نکنيم. شما که می‌گوييد ما عزيزمان را در تصادف از دست داده‌ايم، پس اجازه دهيد مصاحبه کنيم و از او حرف بزنيم.

هنگام تحويل دادن جنازه امير به خانواده روی اين مسئله تاکيد کرده‌اند؟

بله به شدت تاکيد کردند که مصاحبه نکنيم. هنرمندان زيادی در تشييع جنازه امير شرکت کرده بودند و رسم است که جنازه را با «لا اله الا الله» به طرف جايی که می‌خواهند دفن کنند می‌برند، اما امروز همه برای امير «الله اکبر» می‌گفتند.

قرار بود امير را در قطعه ای که دختر نازنين ايران «ندا آقاسلطان» دفن بود، به خاک بسپاريم اما درلحظه آخر قطعه را عوض کردند و او را در کنار کشته‌شده‌های سقوط هواپيمای پرواز ارمنستان دفن کرديم.

۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

شهادت «محسن روح‌الامینی» فرزند مشاور محسن رضایی

نام «محسن روح الامینی» هم به فهرست شهدای جنبش سبز اضافه شد

شهادت فرزند مشاور محسن رضایی

محسن روح الامینی، فرزند دکتر عبدالحسین روح‌الامینی نجف‌آبادی که در انتخابات اخیر از اعضای ارشد ستاد محسن رضایی بود، در زندان اوین به شهادت رسید.

به گزارش «موج سبز آزادی» خانواده محسن روح‌الامینی خبر شهادت فرزند خود را دو شب قبل در یک تماس تلفنی دریافت کرده‌اند و به آنها اعلام شده که برای تحویل جسد مراجعه کنند.

دکتر روح الامینی پس از آغاز کار دولت احمدی‌نژاد به ریاست انستیتور پاستور رسید و در انتخابات اخیر نیز از اعضای حلقه اصلی مشاوران محسن رضایی بود.

بر اساس گزارش «موج سبز آزادی» فرزند او، محسن، در تجمعات روز 18 تیر دستگیر می‌شود و با آنکه به خانواده‌ی او اعلام شده بود فرزندشان به زودی آزاد می‌شود، آنها شب گذشته خبر درگذشت او را دریافت کردند.

مراسم تشییع پیکر این شهید جنبش سبز، فردا جمعه 2 مرداد رأس ساعت 9:30 از مقابل منزل خانواده‌ی وی در خیابان نصرت تشییع می‌شود.

منبع: موج آزادی
--------------------------
خبر تکمیلی (1388/06/09)
پزشکی قانونی: علت مرگ روح‌الامینی شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد و اصابت جسم سخت در کهریزک است

۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه

مهدی سحرخیز: دنده های پدرم را در بازداشتگاه شکسته اند

۱۳۸۸/۰۵/۰۱
بر پایه گزارش های رسیده، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی دنده های عیسی سحرخیز، مدیرکل مطبوعات داخلی ایران در دولت محمد خاتمی را در بازداشتگاهی که محل آن هنوز روشن نیست، شکسته اند.

مهدی، پسر آقای سحرخیز، در گفت و گویی به رادیو فردا، می افزاید: پدرش، در تماس تلفنی کوتاهی با اعضاء خانواده خود، با اشاره به این خبر، از آن ها خواسته است که علیه شرکت «نوکیا» اقامه دعوا کنند.

آقای سحرخیز گفته است که ماموران امنیتی جمهوری اسلامی، با بهره گیری از فن آوری هایی که این شرکت فنلاندی به حکومت تهران فروخته، موفق به ردیابی و بازداشت انبوهی از کسانی در ایران شده است که به آن چه «تقلب آشکار» در انتخابات 22 خردادماه گذشته می خوانند، اعتراض دارند.


منبع: رادیو فردا

۱۳۸۸ تیر ۳۱, چهارشنبه

محمد کامرانی؛ یکی دیگر از کشته‌شدگان درگیری‌های تهران

بی بی سی
محمد کامرانی، جوان ۱۸ ساله ای که در اعتراضات روز ۱۸ تیر سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بود، روز ۲۵ تیر در اثر جراحات وارده، که معلوم نیست در جریان درگیری ها و یا در زندان ایجاد شده، از دنیا رفت.

طبق آمارهای رسمی در درگیری های بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران بیش از بیست نفر کشته اند. اما بعضی از معترضین تعداد کشته شدگان را چند برابر این تعداد می دانند.

یکی از اعضای خانواده آقای کامرانی به بی بی سی فارسی گفت که او در درگیری های روز پنجشنبه ۱۸ تیر در حوالی میدان ولیعصر تهران بازداشت شده است. البته به گفته این عضو خانواده آقای کامرانی، او در حرکات اعتراضی شرکت نداشته و صرفا در حال عبور از خیابان بوده است.

بنا بر گزارش های رسیده از ایران و اظهارات این عضو خانوده محمد کامرانی، او پس از دستگیری به همراه تعداد دیگری از بازداشت شدگان به بازداشتگاهی در کهریزک منتقل شده است.

بعد از چند روز فهرستی از سوی مسئولان زندان اوین از بازداشت شدگان منتقل شده از کهریزک به زندان اوین منتشر شد که نام محمد کامرانی هم در میان آنها وجود داشت.

با پیگیری های خانواده آقای کامرانی به آنها اطلاع دادند که روز چهارشنبه ۲۴ تیر، او از زندان آزاد خواهد شد و هنگامی که خانواده برای تحویل گرفتن او به زندان مراجعه کردند، به آنها گفته شد که به دلیل جراحاتی که به او وارد شده، به بیمارستان لقمان تهران منتقل شده است.

این عضو خانواده آقای کامرانی که خود در بیمارستان لقمان حاضر شده می گوید که در بیمارستان با پیکر نیمه جان محمد کامرانی روبرو شده است. خانواده آقای کامرانی با اصرار و تحت حفاظت ماموران، او را به بیمارستان مهر منتقل می کنند، اما بعد از چند ساعت و علی رغم تلاش پزشکان بیمارستان مهر، محمد کامرانی ۱۸ ساله از دنیا می رود.

پیکر محمد کامرانی، صبح روز شنبه در بهشت زهرای تهران دفن شده است.

پیش از محمد کامرانی نام چند تن دیگر از کشته شدگان این وقایع از جمله ندا آقا سلطان، دانشجوی ۲۷ ساله، سهراب اعرابی، جوان ۱۹ ساله، و یعقوب بروایه، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته نمایش در دانشکده هنر ومعماری دانشگاه تهران، در رسانه ها مطرح شده بود.

۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

مادران عزادار سکوت را می شکنند:گفتگو با مادر شهید مسعود هاشم زاده

پسرم خیلی به زندگی امیدوار شده بود ، هیچ وقت مسعود را تا این اندازه شاداب ندیده بودم . مسعود پسرآرام و صبوری بود بیشتر اهل هنر بود تا سیاست ولی نمی دانم چرا در این دوره انتخابات اینقدر دگرگون شده بود.

این جملات را خانم فاطمه محسنی مادر مسعود هاشم زاده که در راهپیمایی مسالمت آمیز شنبه30خرداد در خیابان آزادی تقاطع شادمان به ضرب گلوله نامردان از پای در آمده است چندین بار با آهی طولانی در بین صحبت هایش تکرار می کند.

مادر 48 ساله ای که پسربزرگ اش را از دست داده و بعد از یک ماه از شوک بیرون آمده و می خواهد حرف بزند ، فریاد بزند و از ظلمی که بر خود و خانواده اش رفته سخن بگوید.

می دانم یادآوری روزهای گذشته خیلی سخت است ، هر طوری که مایلید برایمان تعریف کنید که چه بر سر فرزندتان آوردند.

نه، اول خیلی ترسیده بودم و حرف نمی زدم چون پسر دیگرم میلاد و دوست اش را هم دستگیر کرده بودند و ما را خیلی تحت فشار قرار داد بودند که حتی سر مزار پسرم بلند گریه نکنیم ولی حالا فکر می کنم چرا حرف نزنم چرا از پسرم نگویم.

من رشت بودم که این اتفاق افتاد . مسعود به پدرش گفته بود می روم منزل دوستم ، شاید برای اینکه پدرش نگران نشود ، میلاد پسر دیگرم تصادفا می بیند که یک نفر تیر خورده و روی دست مردم است از ساعت اش می شناسد که مسعود است و همرا مردم مسعود را می برند به اولین درمانگاه و همانجا تمام می کند .من رشت بودم رفته بودم منزل پسر دیگرم که به ما تلفن زدند که مسعود دستگیر شده ، همان موقع قلبم فرو ریخت ، گفتند بیایید تهران . ما خواستیم حرکت کنیم دوباره تلفن زدند که نیایید مجروح شده ما می آییم .

دلم گواهی بد داد دیدم فامیل ها آمدند و خانه پر شد.

پسرم میلاد بعد از اینکه برادرش تمام می کند به پدرش خبر می دهد و مسعود را با هزار مکافات با ماشین شخصی به روستای ولی آباد روستای خودمان در خشکبیجارمی آورند چون نمی خواهند مسعود به دست مامورین بیافتد.

ما هم رفتیم ولی آباد نزدیک صبح شده بود در روستای ما درمسجد غسالخانه هست و همان جا غسل می دهند برادرش گفت خودم غسل اش می کنم که مامورین ریختند و گفتند باید جسد را به پزشک قانونی ببریم و میلاد و راننده را هم دستگیر کردند و به رشت بردند در حالی که پزشک درمانگاه گواهی فوت صادر کرده بوده و مدتی هم منتظر آمبولانس مانده بودند اما چون تهران حالت عادی نداشت تصمیم گرفتند با ماشین یکی از دوستان در واقع جسم بیجان برادر را حفظ کنند.

مردم اعتراض نکردند ؟

چرا همه فامیل اعتراض داشتند ولی چون دو نفر را دستگیر کرده بودند نگران بودند که بلایی سر این دو نفر بیاورند . من هم حاضر نشدم در روستا بمانم و همراه بقیه به رشت رفتیم ، تا ساعت 1 بعدازظهر مقابل پزشک قانونی ایستادیم تا بالاخره مسعود را تحویل ما دادند . برگشتیم روستا ، مسعود آنجا را خیلی دوست داشت ، سعی کردیم نزدیک دریاکه مادر بزرگش هم آنجا دفن شده بود به خاک بسپاریم اش که باز بنا به دلایلی نشد ، بالاخره مراسم خاکسپاری تمام شد و شما تصور کنید من چه حالی داشتم خدا نصیب دشمن نکند یک پسرم را از دست داده ام پسر دیگرم با دوستش که لطف کرده و تا ولی آباد در آن شرایط سخت رانندگی کرده بازداشت شده اند و در انفرادی نگهشان داشته اند و ماموران امنیتی هم مرتب ما را تهدید می کنند که حداکثر سر مزار باید 5 نفر باشند و با صدای بلند حتی گریه نکنید

اعلامیه مراسم سوم وهفتم را دم منزل زده اید آیا برگزار شد؟

خیر. نگذاشتند. تمام اعلامیه ها را از دیوارهای روستا کندند و اجازه ندادند مراسمی برگزار کنیم و هر روز هم می گفتند به تهران برگردید. نتوانستم حتی راحت سر خاک بچه ام گریه کنم. جواب خدا را چه خواهند داد. دلم از این می سوزد که پسرم خیلی مظلوم رفت حتی یک مراسم هم نداشتیم . البته وقتی آمدیم تهران مردم خیلی لطف کردند هر کسی فهمید آمد دیدن ما. حتی آقای موسوی. کاش خود مسعود می دید خیلی به آقای موسوی علاقه داشت. جمعه روز رای گیری با چه ذوقی من و پدرش را برد و ساعت ها هم در صف ایستادیم و خودش برگه رای را نوشت و خوشحال برگشتیم و رفتیم پارک چیتگر وقتی عصر از پارک برگشتیم رفت محل رای گیری دید تعطیل شده، برگه نداشتند یا تمدید نشده بود خلاصه خیلی کلافه به خانه برگشت که خیلی ها نتوانستند رای بدهند.

از مسعود برایمان بگویید تا بیشتر با این عزیز که فقط جسم اش از بین رفته آشنا شویم.

نمی دانید چه موجودی بود، آرام، صبور و مودب. هیچ وقت کسی را ناراحت نمی کرد. همیشه سرگرم کاری بود. وقتی از سر کار می آمد در اتاقش یا مشغول کتاب خواندن بود یا موسیقی کار می کرد یا فیلم می دید. دوست دارم اتاقش را ببینید. صدها فیلم دارد، فیلم های خوب. به فیلم های سینمایی خیلی علاقه مند بود. هر کاری را که شروع می کرد می خواست تا درجه استادی پیش برود. استاد سنتور و ساز دهنی بود. طراحی و نقاشی می کرد، می خواست مجسمه سازی را هم شروع کند که ....... هر شب باید ساز دهنی می زد و یک فیلم هم می دید خیلی از وقت اش خوب استفاده می کرد. 27 ساله بود ولی شاید به اندازه دو برابر سن اش تلاش کرده بود

بعد از نتایج انتخابات چه حالی داشت ؟

خیلی ناراحت بود. خوب همه می فهمند که حق کشی شده. یک شب داشتم نماز می خواندم بعد از نماز دعا می کردم و با خدای خودم راز و نیاز می کردم و گریه می کردم، بعد از نماز آمد و پرسید که مادر چرا گریه می کنی؟ گفتم از خدا می خواهم که کمک کند مردم موفق بشوند و به حق شان برسند ، خیلی ناراحت بود و روزهای آخر در خود فرو می رفت و بیشتر فکر می کرد و کمتر حرف می زد.

۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

قاتل ندا آقا سلطان شناسایی شد

2009/07/19

امیر فرشاد ابراهیمی در سایت خود نوشت: فرد فوق، عباس کارگر جاوید عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، همان کسی است که در قتل ندا آقا سلطان دست داشته است و توسط مردم دقایقی بعد از قتل ندا بازداشت می شود و کارت شناسایی اش بدست مردم می افتد.

حالا مشخصات قاتل و همچنین وابستگی اش به «هیات رزمندگان اسلام» که زیر نظر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اداره می گردد مشخص گردیده و به جهت شناسایی ملت معرفی شد.

آرش حجازی یکی از شاهدین لحظه قتل ندا آقا سلطان برای اولین بار موضوع گرفتار آمدن ضارب ندا به دست مردم مطرح کرده بود. حجازی گفته بود که مردم کارت شناسایی قاتل را از او گرفتند اما مجبور به رها کردنش شدند.

به دنبال انتشار این عکسها، آرش حجازی هم تأیید کرد که عکس کارت شناسایی فوق با فرد مورد نظر تطابق دارد. وی در وبلاگ خود اینچنین گفت:

امروز تصویر دو کارت در اینترنت منتشر شد که به ضارب ندا آقاسلطان نسبت داده شده است.در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: “نمی خواستم بکشمش”، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت. اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.

از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.

امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم.این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.

به امید روزهای بهترآرش حجازی




نامبرده عضو سپاه پاسداران انقلاب می باشد وبر اساس کارت ترددی که از وی بدست آمده ثابت می کند که محل خدمت آن قرارگاه ثارالله تهران می باشد ، نکته جالب اینکه نامبرده از جمله افرادی است که در انتخابات اخیر به عنوان ناظر فرمانداری تهران مسئول نظارت بر صندوق شماره 1218 بوده است .

۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

جنازه ها را سیمان گرفته تحویل می دهند تا آثار شکنجه معلوم نشود!

wewitnessed.blogspot
تحویل جنازه های جانباختگان وقایع پس از انتخابات 88 در تهران و شهرهای مختلف به خانواده هایشان آغاز شده است.

به نظر می رسد دادستانی تهران، به ریاست مرتضوی و دیگر دستگاههای امنیتی و قضایی منتظر بودند 18 تیر تمام شود و جنازه جانباختگان را که بیشتر آنها در 25 خرداد و پس از آن در خیابانها و یا براثر شکنجه در زندانها کشته شده اند، تحویل دهند.

هم اکنون، در آگاهی شاهپور، 50 عکس متعلق به جانباختگان وجود دارد که از خانواده ها می خواهند با مراجعه به آنجا عزیزان خود را شناسایی کنند.

سهراب عامری، جوان 19 ساله ای که روز 25 خرداد تیر خورده و روز 28 خرداد جنازه اش تحویل پزشکی قانونی کهریزک شده، تنها یکی از این 50 نفر بوده است. هیچ مقامی پاسخ نمی دهد سهراب در این سه روز کجا بوده است.

یکی دیگر از خانواده ها، جنازه پسرش را در حالی برای دفن تحویل گرفته که تنها صورتش مشخص بوده و تمام بدنش را سیمان گرفته بودند. مشخص است که ماموران قضایی و امنیتی نمی خواسته اند خانواده متوجه آثار شکنجه شدید شوند.

در شهر اهواز هم تحویل جنازه ها به خانواده ها شروع شده است اما خانواده ها را به شدت تهدید کرده اند تا از اطلاع رسانی یا پیگیری قضایی برای با مجازات رساندن عاملان شکنجه و قتل خودداری کنند. خانواده هایی که اعتراض می کنند با تهدید اینکه فرزندان دیگرتان را نیز به قتل خواهیم رساند مواجه می شوند....

بايد کاری کرد

۱۳۸۸ تیر ۶, شنبه

ندا

HER NAME WAS NEDA



سناتور مک کین در مورد ندا


سیاوش قمیشی


You Will Not Defeat The People


http://www.youtube.com/watch?v=tINs1-7FwIU
http://www.youtube.com/watch?v=VR0DqSxJyxc

۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه

شهدای موج سبز

این تصاویر بسیار دلخراش هستند. اگر توان مشاهدۀ چنین صحنه‌هایی ندارید لطفا نگاه نکنید







۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه