۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

موسوی و کروبی به دنبال مجوز برگزاری مراسم یادبود جان باختگان

متن خبر زیر از چند جهت برایم جالب توجه بود. اولاً تلاشی است دوباره در جهت احقاق حقوق شهدای جنبش، دیگر اینکه از روشهای کاملا بدیع در مبارزات مسالمت آمیز به حساب می‌آید. تاکید آقایان موسوی و کروبی بر اینکه "مراسم بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلام الله مجید انجام خواهد شد" به چند دلیل مهم است.

۱) مخالفت با یک مراسم همراه با سکوت، نشان از ضعف و ترس بیش از حد کودتاچیان است
۲) مخالفت با مراسم بزرگداشتی که تنها برنامۀ آن تلاوت کلام الله مجید است برای نظامی که داعیۀ که ام القرایی جهان اسلام را داراست ننگ‌آور است.
۳) دعوت به برگزاری چنین مراسمی در مصلای تهران نشان از اعتماد به نفس رهبران جنبش سبز دارد که می‌دانند اگر حکومت کودتا به آنها فرصت تجمع بدهد مردم زیادی را گرد هم خواهند آورد؛ حالا چه نماز جمعه باشد، چه مراسم بزرگداشت شهیدان، چه به قول آقای کروبی، روز قدس و عاشورا، تاسوعا و یا ۲۲ بهمن!


البته کودتاچیان که خود تظاهرات بزرگ عاشورای ۵۷ را به خاطر دارند خوب می‌دانند که فرصت‌های مذهبی چه راحت می‌تواند تبدیل به یک شورش بزرگ شوند و تیر خلاصی بر شقیقۀ حکومتهای دیکتاتوری.

خواب خوش برای شما نخواهیم گذاشت...


------------------------------------------

موسوی و کروبی به دنبال مجوز برگزاری مراسم یادبود جان باختگان

میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات، از وزارت کشور خواسته اند مجوز برگزاری مراسم یادبود جان باختگان حوادث بعد از از انتخابات را صادر کند.

در این نامه که خطاب به صادق محصولی وزیر کشور نوشته شده، از وی خواسته شده است که مجوز برگزاری مراسمی را به مناسبت چهلمین روز درگذشت عده ای از معترضان به نتایج انتخابات را بدهد.

در این نامه محل برگزاری مراسم، مصلای تهران تعیین شده و از وزیر کشور خواسته شده است مجوز برگزاری این مراسم را در یکی از روزهای پایانی هفته صادر کند.

در روزهای اخیر از برگزاری مراسم یادبود کشته شدگان جلوگیری شده و برخی خانواده های جان باختگان حوادث اخیر می گویند که به آنها گفته شده است که از برگزاری هر گونه مراسم ختم و یادبودی خودداری کنند.

در این نامه تاکید شده است که این مراسم در سکوت کامل برگزار می شود و "مراسم بدون ایراد سخنرانی و با استماع به تلاوت آیات کلام الله مجید انجام خواهد شد."

دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات همچنین در نامه خود نوشته اند که "از شرکت کنندگان نیز درخواست خواهد شد در سراسر مراسم با سکوت خود ادای احترام کنند.

پیش از چند بار از سوی نامزدهای معترض و برخی گروه های سیاسی طرفدار آنها از وزارت کشور درخواست برای برگزاری راهپیمایی اعتراض آمیز شده بود که با مخالفت این وزارتخانه رو به رو شد.

پس از انتشار نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، با وجود منع هر نوع گردهمایی در ایران، تظاهرات اعتراضی متعددی در نقاط مختلف ایران و خارج از کشور برگزار شد.

اما در پی مخالفت وزارت کشور با درخواست برگزاری راهپیمایی، اولین راهپیمایی گسترده در روز 25 خرداد در تهران برگزار شد و بعد از آن نیز تا چندین روز این راهپیمایی ها در شهرهای بزرگ به خصوص تهران ادامه یافت.

در جریان برگزاری این راهپیمایی ها، ماموران دولتی و پلیس ضد شورش به برخورد خشونت آمیز علیه تظاهرکنندگان متوسل شدند و بنابر گزارشها رسمی، در جریان این درگیری ها بیشتر از بیست نفر کشته شدند.

با این رژیم چه باید کرد؟ اکبر گنجی

no original descriptionImage via Wikipedia

ما می توانیم و باید جامعه ی جهانی را قانع سازیم تا به محض خروج احمدی نژاد از کشور، وی را به اتهام جنایت علیه بشریت بازداشت کنند. حدود یک ماه و نیم تا سفر احمدی نژاد به سازمان ملل فاصله داریم. باید کاری کرد که او از کشور خارج نگردد، اما اگر آمد، با همه ما و جامعه جهانی روبرو خواهد شد که به عنوان جنایت کار با او برخورد خواهند کرد

با اين رژيم چه بايد کرد؟

۱- حمله ی نظامی و تحريم اقتصادی:
من هميشه گفته و نوشته ام که مخالف حمله ی نظامی به ايران هستم. هيچ کشوری، به هيچ بهانه
و دليلی مجاز به حمله ی نظامی به ايران نيست. همچنين گفته و نوشته ام با هرگونه تحريمی که موجب افزايش درد و رنج مردم ايران شود،مخالف هستم. تاحدی که من می فهمم، تحريم اقتصادی موجب افزايش درد و رنج مردم می شود و می تواند به مرگ هزاران نفر منتهی گردد. هميشه، و اکنون بيشتر، با اين پرسش مواجه بوده ام که اگر دولت های غربی نه ايران را مورد حمله ی نظامی قرار دهند، و نه مشمول تحريم اقتصادی کنند، پس چگونه می توانند به مردم ايران ياری رسانند؟

تجربه تحريم اقتصادی ده ساله ی عراق نشان می دهد که تحريم اقتصادی صدمه ی چندانی به دولت صدام حسين وارد نياورد، اما دهها هزار تن از مردم عراق در اثر تحريم اقتصادی جان باختند و همبستگی اجتماعی مردم آن کشوراز بين رفت. رژيم صدام حسين از طريق حمله ی نظامی يی که ساختارهای زيربنايی آن کشور را تقريباً نابود کرد، سرنگون شد، نه تحريم اقتصادی. بدينترتيب، اگر هدف اصلی مدافعان تحريم اقتصادی ايران سرنگونی رژيم سلطانی باشد، مدافعان چاره ای جز آن ندارند که به نوعی از حمله ی نظامی هم دفاع کنند. يعنی امری که به نحو جبران ناپذيری زير ساخت کشور را هدف قرار می دهند و پذيرفته نيست. به نظر من، گذار ايران به دموکراسی، وظيفه ی ايرانيان است، نه آنکه يک دولت خارجی از طريق حمله ی نظامی به ايران، و نابودی همه ی تأسيسات زيربنايی کشور، رژيم را سرنگون سازد.

تا حدی که من می دانم، هيچ يک از مدافعان حمله ی نظامی و تحريم اقتصادی،تاکنون دلائل مدعای خود را مکتوب نکرده اند تا بتوان با آنان وارد گفت و گوی ناقدانه شد. دو گروه بد نام طرفدار تحريم اقتصادی و حمله ی نظامی، که فقط طرفداران اندکی در خارج از کشور دارند، تنها کارشان اين بوده و هست که مخالفان حمله ی نظامی و تحريم اقتصادی را عاملان رژيم ايران معرفی کنند. خارج از اين دو گروه، اگر کسی معتقد به تحريم اقتصادی و حمله ی نظامی باشد،نظر خود را مکتوب نکرده است. همين واقعيت نشان می دهد که اين رويکرد، رويکرد قابل دفاعی نيست.

۲- تشويق جامعه ی جهانی به عدم هر گونه واکنش نسبت به رژيم ايران: به نظر برخی از ايرانيان و رسانه ها ی غربی، اگر مدعای ما تا نهايت منطقی اش پی گرفته شود،تنها نتيجه ی آن، دعوت جامعه ی جهانی به سازش همه جانبه با دولت ايران است. اما به گمان من، اين استنتاج عقيم است.می توان با حمله ی نظامی و تحريم اقتصادی مخالفت کرد و در عين حال جامعه ی بين الملل را مسئول به شمار آورد و انتظار داشت تا در جهت تأمين منافع ايران با مردم همراهی کنند.

نظام سلطانی ايران طی سه دهه ی گذشته جنايات سازمان يافته ی بسياری صورت داده است: قتل عام چندين هزار زندانی سياسی در تابستان ۱۳۶۷ ، ترور دهها دگرانديش در داخل و خارج از ايران، حمله به کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ ، به گلوله بستن مردم معترض به تقلب انتخاباتی و کشتن دهها تن از آنها، برخی از مصاديق مدعای ماست.

با اينکه چهار سال از رياست جمهوری محمود احمدی نژاد نمی گذرد،بر همگان بايد روشن شده باشد که دولت او دولت جنايت کاران است. مصطفی پورمحمدی (وزير کشور اول او) و محسنی اژه ای (وزير اطلاعات او) در قتل عام زندانيان در تابستان ۱۳۶۷ و ترور دگرانديشان در داخل و خارج مشارکت مستقيم داشته اند[بخشی از تاريخ مستند اين وقايع را می توان در کتاب خاطرات آيت الله منتظری پيدا کرد]. غلامحسين الهام سخنگو و وزير دادگستری دولت احمدی نژاد، همان "غلامحسين عصا به دست" دادستانی دادگاه انقلاب در دهه ی ۶۰ است. نقش مستقيم او در سرکوب های دهه ی ۶۰ به قدری بود که وی مجبور شد نام خانوادگی اش را از عصا به دست به الهام تغيير دهد. همه ی بازداشت های اخير و کشتن بازداشت شدگان در زير شکنجه ها، کار حفاظت اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات دولت احمدی نژاد است. خانواده هايی که به دنبال فرزندان مفقود شده ی خود می گردند،پس از هفته ها جست و جو، جنازه ی فرزند به شهادت رسيده شان را تحويل می گيرند. بر خلاف رژيم شاه که اجازه می داد مردم برای شهدای خود مراسم سوم، هفتم و چهلم برگزار کنند، رژيم سلطانی ايران اين امکان را از خانواده ها سلب کرده است. علی خامنه ای، مسئول مستقيم همه ی اين اعمال است. ولی خامنه ای در اين جنايات تنها نيست. به غير از دلارهای نفتی، نيروهای نظامی - شبه نظامی و امنيتی مهمترين تکيه گاه سلطان اند.

۳- حقوق بشر و پيگرد کيفری جنايت کاران: حقوق بشر امری جهانشمول است. دولت ايران نه تنها عضو سازمان ملل متحد است، بلکه امضا کننده ی اعلاميه ی جهانی حقوق بشر است. هر دولتی نه تنها موظف به اجرای اصول اين اعلاميه است، بلکه موظف به محکوم کردن نقض حقوق بشر و دفاع اخلاقی - معنوی از ستم ديدگان است. هيچ دولتی مجاز نيست تا با ناقضان حقوق بشر همکاری کند. اعتراض به نقض سيستماتيک و گسترده ی حقوق بشر، دخالت در امور داخلی هيچ کشوری نيست. کما اينکه دولت و مردم ايران به نقض سيستماتيک و گسترده ی حقوق اساسی مردم فلسطين به درستی اعتراض می کنند و از حقوق مردم ستم ديده ی فلسطين دفاع می کنند. جيمی کارتر، رئيس جمهور اسبق آمريکا، به درستی گفته است، دولت اسرائيل آپارتايد عظيمی بر مردم فلسطين حاکم کرده است. سياه پوستان آمريکا، با تمامی حقوقی که کسب کرده اند، هنوز هم از تبعض رنج می برند. اعتراض به رفتار تبعيض آميز دولت آمريکا در اين خصوص، به هيچ وجه دخالت در امور داخلی اين کشور به شمار نمی رود.

رژيم سلطانی حاکم بر ايران، به طور سازمان يافته حقوق اساسی مردم ايران را نقض کرده و رفتارهايش با مردم، مصداق "جنايت عليه بشريت" است. من نه تنها موافق تحريم هوشمند سياسی عليه رژيم هستم، بلکه معتقدم از طريق فعاليت جمعی بايد شورای امنيت سازمان ملل را مجبور سازيم تا پرونده ی زمامداران کشور را به عنوان جنايت عليه بشريت به دادگاه بين المللی کيفری بسپارد.
اگر چه علی خامنه ای از کشور خارج نمی شود، اما محمود احمدی نژاد و اعضای کابينه اش، يعنی مجريان جنايات رژيم، دائماً به کشورهای مختلف سفر می کنند. ما می توانيم و بايد جامعه ی جهانی را قانع سازيم تا به محض خروج احمدی نژاد از کشور، وی را به اتهام جنايت عليه بشريت بازداشت کنند. از همين امروز بايد اين فعاليت در دستور کار جمعی قرار گيرد. اين تحريم و محاکمه نه تنها موجب افزايش درد و رنج مردم ايران نمی شود، بلکه اميد به عدالت و آزدای و دموکراسی را در مردم ايران افزايش می دهد. اين کاری است که بيشترين صدمه را بر رژيم سلطانی وارد خواهد آورد.

۴- مسأله و مشکل روسيه و چين: دولت مافيايی پوتين و دولت کمونيستی چين، نه تنها نيروهای سرکوبگر ايران را آموزش داده و مسلح به تجهيزات سرکوب می کنند، بلکه بزرگترين مانع تصويب پيگرد قانونی زمامداران رژيم در شورای امنيت سازمان ملل خواهند بود. اين مسأله و مشکل به طرق زير قابل حل و رفع خواهد شد.

۱-۴- تحريم کليه ی کالاهای ساخت روسيه و چين: از امروز به بعد بايد خريد تمامی کالاهای ساخت اين دو کشور را مورد تحريم تمام عيار قرار دهيم. بايد به روسيه و چين بفهمانيم که لغو تحريم کالاهای آنها، تنها و تنها مشروط به تصويب پرونده ی نقض سازمان يافته ی حقوق بشر ايران در شورای امنيت و ارسال آن به دادگاه بين المللی کيفری است.

۲-۴- تظاهرات مداوم در برابر سفارت خانه های اين دو کشور: بايد از طريق هماهنگی و ارتباط شبکه ای با کليه ی ايرانيان در اروپا، آمريکا، کانادا، آسيا و اقيانوسيه، تظاهرات سراسری در برابر سفارت خانه های اين دو کشور به راه بيندازيم. روسيه و چين بايد بفهمند که تحصن اعتراضی ما تا زمان تصويب قعطنامه در شورای امنيت سازمان ملل، ادامه خواهد داشت.

۵- نتيجه: برای رسيدن به اين هدف، طی چند روز آينده نامه ای خطاب به شورای امنيت سازمان ملل انتشار خواهد يافت، که همه ی ايرانيان مجاز به امضای آنند. پس از ارسال نامه به شورای امينت، مراحل بعدی طرح به سرعت انجام خواهد گرفت. حدود يک ماه و نيم تا سفر احمدی نژاد به سازمان ملل فاصله داريم. بايد کاری کرد که او از کشور خارج نگردد، اما اگر آمد، با همه ی ما و جامعه ی جهانی روبرو خواهد شد که به عنوان جنايت کار با او برخورد خواهند کرد.
Reblog this post [with Zemanta]

پیام شدیداللحن آیت‌الله علی‌محمد دستغیب در پاسخ به بیانیه منتسب به اکثریت خبرگان


هاشمی وقتی جانشین امام را تعیین کرد خلاف نگفت، امروز خلاف می‌گوید؟

آیت‌الله علی‌محمد دستغیب، از مراجع بنام شیراز و از اعضای خانواده‌ی روحانی دستغیب، با صدور پیامی شدیداللحن به نامه‌ی منتسب به اکثریت اعضای مجلس خبرگان رهبری واکنش نشان داد و از آنها خواست عذرخواهی کنند و به خواست ملت برگردند.

به گزارش «موج سبز آزادی» متن کامل پیام آیت‌الله دستغیب به نقل از سایت ایشان در ادامه می‌آید:

بيانيه‏اى را مشاهده كردم كه جمعى از نمايندگان مجلس خبرگان رهبرى صادر كرده‏اند. اينجانب به عنوان يكى از اعضای خبرگان و منتخب مردم فارس عرض مى‏كنم: مى‏فرماييد چهل ميليون نفر در انتخابات شركت كردند. اما سؤال اينجا است كه سخن اكثريت ايشان اين است كه رأى ما كجا رفت؟ اگر شما به اين خواسته آنها احترام مى‏گذاشتيد و اهميت مى‏داديد كه الان هم دير نشده، چنانچه صندوقى باقى باشد بازشمارى مى‏كرديد، بر شما معلوم مى‏شد كه خواست آنها غير عقلايى نبوده.

بعضى افراد فكر مى‏كنند كه دفاع از خطبه روز جمعه 26/4/88 آيةاللَّه هاشمى دفاع از شخص هاشمى و مقابله با مخالفين هاشمى است، در صورتي كه هر شخص فهيم اين خطبه را تقدير مى‏كند و نقطه قوّت جهت استمرار جمهورى اسلامى ايران مى‏داند، چون مطالب جناب آقاى هاشمى همان مطالبات مردم است كه امام امت‏(رحمه الله) براى آنها احترام قائل بود.

شما آية اللَّه هاشمى رفسنجانى را نصيحت كرديد، اما ظاهراً فراموش كرده‏ايد كه بعد از فوت امام امت (رحمه الله) بدون فوت وقت و با وجود حضرات آيات صافى گلپايگانى و اردبيلى و مشكينى و امينى و ديگر بزرگان از علما، ايشان براى حفظ نظام همه توان خود را گذاشت و با سخنان خود خبرگان را آماده كرد كه به حضرت آيةاللَّه خامنه‏اى رأى بدهند، با آن حساسيت زمانى كه يقيناً مكتوب است، آنگاه كسى نگفت خلاف نظام سخن مى‏گويد و خلاف نظام عمل مى‏كند، موجب تفرقه شده، اما اكنون كه حقايقى بر خلاف ميل شما مى‏گويد و بر همه شما خوب واضح است كه حقيقت چيست، حالت اعتراض داريد. اين انصاف است؟ پس غرض از اين بيانيه حفظ نظام نيست.

شما توصيه به اخلاق مى‏كنيد. خوب بود از آن همه خلاف شرع‏ها كه در مناظره تلویزيونى روى داد، نهى مى‏كرديد، و خوب بود شما به شكنجه‏هاى نامشروع در زندانها كه هر روز جسدهايى تحويل داده مى‏شود، اعتراض مى‏كرديد. مطمئن باشيد كه مردم اگر با آنها به صداقت رفتار شود، همه مخلص علما و روحانيون صادق هستند. شما را به خدا، هنوز هم دير نشده، در عوض اينهمه تهمت‏ها، سركوبها، نسبت ارتداد دادن، ضد ولايت فقيه خواندن، نسبت به عمال خارجى دادن و متهم كردن افراد به دستور گرفتن از خارج و براندازى نظام و هر شخصيت و يا جمعيتى را به نحوى از اطراف خودتان دور كردن؛ بياييد در عوض اين كارها، دست مهر و محبت به سر مردم بكشيد، زنداني‌ها را آزاد كنيد، عذرخواهى كنيد، با آزادى آنها به خواست اكثريت گوش دهيد. ببينيد چقدر لذت مى‏بريد از دوستى، از محبت واقعى، از رحمت خداوند.

ضمناً قابل توجه اينكه بيان مى‏شود اعترافاتي در زندان صورت گرفته به عنوان مدرك جرم، بايد گفته شود كه هيچ مرجعى چنين فتوايى جهت صحت چنين اعترافاتى نمى‏تواند بدهد. لذا از نظر شرعى و قانونى مدرك نمى‏باشد.

اللّهمّ اجعل عواقب امورنا خيراً
سيد على محمّد دستغيب
4/5/88

موسوی: متن كامل سخنان مهم ميرحسين موسوي در جمع فرهنگيان و تشكل‌هاي معلمان ايران

متن كامل سخنان مهم ميرحسين موسوي در جمع فرهنگيان و تشكل‌هاي معلمان ايران


موسوی: اعیاد، فرصتی برای بروز خلاقیتهای نهضت سبز است / چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ / آزادی کجاست؟




قلم - میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند.

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم.

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند.

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند.

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم.

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم.

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد.

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت.

وی ادامه داد: غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند.

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند.

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است.

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم.

وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم.

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست.

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم .

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است.

موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند.

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم؟

به گزارش قلم‌نیوز، وی افزود: مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند.

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد.

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند.

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی ، شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.

وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم.

نمایش پرچم ۲ کیلومتری «احمدی‌نژاد رئیس جمهور من نیست» در پاریس

روز شنبه ۳ مرداد روز اتحاد برای ایران بود و ایرانیان سبز خارج از کشور حسابی مایه گذاشتن. یکی از اقدامات نمادین جالبی که انجام شد به نمایش گذاشتن پرچم طویلی بود که در شهرهای مختلف دنیا گردانده شده بود و خیلیها پایین جملۀ «احمدی نژاد رئیس جمهور من نیست» رو امضا کرده بود. نمی‌دانم با این بی آبرویی، احمدی‌نژاد چه جوری می‌خواد سفر خارجی بره!!

برای بزرگتر دیدن عکسها روی آن کلیک کنید