قانون اساسي نوين، براي همه ايرانيان!
الان مهم اين است که اين نظام کودتاچی اثبات کرده، بخش های زيادی از قانون اساسی جمهوری اسلامی، در تضاد با خواسته های برحق ملت است و اين جای کتمان ندارد. دولتمرد شدن يک ولی فقيه(!) جز "فساد دينی و بيداد دولتی" موجود، نتيجه ای به بار نمی آورد. بنابراين اهالی جنبش سبز، به برپاسازی يک "نظام قانونی نوين" اميد بسته اند که از تناقض ها و اشتباهات و ظلم های "تمام اين سی سال اخير" تهی باشد
بيانيه ديروز ميرحسين موسوی را حتما" بخوانيد و هوشمندی او را از خلال کلماتش دريابيد. امروزه نسل نوين و خيزش نوين و انرژی نوينی بنام جنبش سبز شکل گرفته که شبيه هيچ رخداد ديگری نيست بجز خودش. برای ادامه اين جنبش، بايد هوشمند و اميدوار و زيرک بود که اهالی و سران جنبش سبز مانند «ميرحسين کروبی» و خاتمی عزيز هستند.
امروزه احيا و تکرار «بخشهايی» از قانون اساسی و تکرار دوران «دوران امام» که در بيانيه های مهندس موسوی يا آقايان کروبی و خاتمی بر آن تأکيد می شود، نه «منطقی و مفيد» است، و نه «ممکن و شدنی» است!
قبلا" اصلاح طلبان بدليل اخلاص و صميميتشان، گاهی اصرار غيرلازمی داشتند بر اينکه پايبنديشان را به«آرمانهای امام» و ارزشهای انقلاب سال ٥٧ به «غاصبان امام و ج.ا» اثبات نمايند و گاهی اصرارشان بر بی عيب بودن و درخشندگی دوران امام، باعث می شد جنگهای غيرلازمی در ميان بدنه هفتاد ميليونی مخالفان نطام فعلی دربگيرد. در حالی که معنای بيانيه ديروز مهندس موسوی اين است که در گيرودار «به گروگان گرفته شدن ملت ايران» اولويت اساسی با اتحاد فراگير تمام ملت گروگان، برای رهايی است.
وقت تنگ است و «سلول های» جامعه ايرانيان بايد احيا شوند و به روشنگری ساير اقشار ناآگاه پيرامونی همت کنند که جنبش سبز بدنبال چيست؟
معنای مستتر بيانيه ميرحسين، دوری گزينی از بحثهای اختلاف افکنانه و اصرار بر همدلی ايرانيان داخل و خارج برای يک هدف بزرگتر است.
به عبارتی در اين گيرودار گروگانگيری ملت، کسی نمی تواند و لازم نيست اثبات کنيم دوران آيت الله خمينی، عالی و بی نقص بوده، يا برعکس ثابت نماييم آن دوران کاملا" پر اشتباه و ظالمانه بود. و حالا هم زمان چنان جنگ بی حاصلی نيست. ما امروزه با نظامی نامشروع و جنايتکار مواجهيم و بايد به سرنگونی کامل (و نه رفرم و اصلاح!) آن همت کنيم. و از حالا، سر فرصت، به فکر طراحی يک «ساختمان متمدن» برای جامعه بعد از اين باشيم و در طراحی ابعاد و اتاقهای آن، خطاهای قبل از اين را تکرار نکنيم و برای «تمام ايرانيان» اتاق بسازيم. پس بحثهای انحرافی بی معناست.
کودتای ٢٣ خرداد، همه آنچه را که نامش «جمهوری اسلامی ايران» بود «ختم» کرد و رسما" به جمهوريت و اسلاميت و ايرانيت نظام سی ساله پايان داد. ولی فقيه قدرت طلب و سپاهيان خونريز همدستش، با «مخلوط و معجونی» از شعارهای فريبنده و زيبای دينی و سياسی، توانستند اين کودتا را برای مردم روستاها، بسيجيان ساده دل و بدنه ناآگاه جامعه توجيه کنند و حتی برخی از بسيجيان را برای سرکوب معترضان و مردم قانع و تهييج نمايند.
نظام با توسل زيرکانه به «سرند و گزينش» ارزشها و امام و قانون پرداختند تا نزدهمان جمعيت ناآگاه و سنتی، به اين کودتای سياه، نام «نجات نظام از انقلاب مخملی!» بدهند و به قصد شوم خود نائل آيند و با «مصادره امام و انقلاب٥٧»، نخست وزير معتمد امام را ضدانقلاب و عامل اسرائيل جلوه دهند و موسوی و کروبی و هاشمی و خاتمی و بقيه سابقه داران انقلاب و ياران نزديک امام را به راحتی قربانی کنند. اما مطالبات ملت از تمديد انتخابات بالاتر رفت و اکنون مطالبات برحق ملت، قانون اساسی متناقض فعلی را هم درنورديده است و به احيای اصول خوب و معطل مانده آن در نظام کنونی هيچ اميدی ندارند. پس اصرار بر احيای قانونی که «سرند و غربال شدنی» است و حاصلش کودتای اخير بود، اصرار بی ثمری است که انرژی جنبش را صرف بحثهای وقت گير می کند. عده زيادی، مشکلات نظام فاسد امروز را حاصل قانون متناقض جمهوری اسلامی می دانند که جمهوريت را گرفتار دور باطل کرده است.
الان مهم اين است که اين نظام کودتاچی اثبات کرده، بخشهای زيادی از قانون اساسی ج.ا، در تضاد با خواسته های برحق ملت است و اين جای کتمان ندارد. دولتمرد شدن يک ولی فقيه(!) جز «فساد دينی و بيداد دولتی» موجود، نتيجه ای ببار نمی آورد. بنابراين اهالی جنبش سبز، به برپاسازی يک «نظام قانونی نوين» اميد بسته اند که از تناقضها و اشتباهات و ظلمهای «تمام اين سی سال اخير» تهی باشد.
قانونی نوين که «چتر فراگيری برای تمام ايرانيان» باشد از هر مرام و مذهب و تبار و جنس و قومی. قانونی براساس «نيازهای امروز و پيش نيازهای فردا»؛ که از خطاهای عمدی يا غيرعمدی که در تمام سی سال گذشته رخ داده و نهايتا"وضع فاجعه آميز امروز را رقم زده و يک اقليت را سوار برسرنوشت اکثريت ملت کرده، عبرت بگيرد و «طرحی نو دراندازد».
رمز موفقيت جنبش، حفظ و گسترش وحدت است. ما در اين جنبش،به «عضوگيری از تمام ايرانيان» برای مشارکت در براندازی نظام نيازمنديم. همزمان نيازمنديم به نگارش و تدوين يک «قانون اساسی همه گير» برای حفظ کرامت و آزادی و حقوق «تمام ايرانيان». پس از بحثهای انحرافی،وقتگير بپرهيزيم.
وحدت و يکدلی تمام ايرانيان و هموطنان، رمز پيروزی ملت ما بر «گروه گروگانگيرها»ست. هيچ چيزی برای چند نفری که مسافران يک هواپيما را به گروگان گرفته اند، لذتبخش تر از اختلاف بين مسافران و مشاجره ميان گروگانها نيست. با يکدلی و وحدتمان، داغ آن لذت را بر دل گروگانگيرها می گذاريم و به تدوين قانون اساسی نوين مشغول می شويم. چون اين نظام رفتنی است. به اين حرف اعتماد کنيد.
فرصت نوشتن، روزنوشته های بابک داد
۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سهشنبه
گواهی پزشک قانونی در مورد شکنجه و تجاوز به یک زندانی
آنچه در پی می آید گواهی پزشک قانونی یکی از بازداشت شدگان حوادت اخیر مبنی بر تایید شکنجه و آزار می باشد که متن کامل آن طی نامه رسمی و اداری با سربرگ اداره کل پزشک قانونی استان تهران خطاب به یکی از کلانتری ها از طرف رییس مرکز پزشکی قانونی نوشته که در پی می آید و نامه کامل در اختیار دفتر مهدی کروبی محفوظ است .
ریاست محترم کلانتری ….
با سلام
احتراما، عطف به نامه شماره …… مورخ ۲/۶/۸۸ آقای ……. فرزند …. معاینه شد .
۱- سیاه شدگی و تورم زیر چشم راست
۲- کبودی و تورم زیر چشم چپ
۳- سائیدگی در سمت چپ ناحیه پس سری
۴- خراشیدگی ( حارصه ) ساعد راست و بازوی راست و چپ
۵- سائیدگی عمیق ( دامیه ) بطور دور تا دور مچ و پای راست و چپ که می تواند در اثر تماس با جسم سخت قابل انعطاف نظیر طناب حادث شده باشد ۶- دو ناحیه جراحت ( حارصه) جداگانه خلف ساق پای راست
۷- خراشیدگی ( حارصه ) گونه چپ
۸- سوختگی درجه دو سطحی مدور در ناحیه مچ دست راست ،سر ، ناحیه پس سر گردن ، شانه دست چپ ، پشت دست راست و چپ جمعا به میزان دو درصد ( ۲%) سطح بدن
۹- کبودی در هر دو طرف باسن و ناحیه خارجی مقعد مشهود است که در اثر اصابت جسم سخت ،ضایعات ( یک تا هفت و ۹ ) حادث و جسم داغ ضایعات بند ۸ حادث شده اند ضمنا جراحات موازی و متعدد و سطحی در ناحیه خلف ران راست و ناحیه باسن راست و چپ مشهود است که در خصوص نحوه حدوث ان تحقیقات قضائی و انتظامی کمک کننده است، ضمنا نامبرده از ناحیه معقد اظهار تالم می نماید که جهت معاینه بررسی لواط و … نیاز به معرفی نامه در این خصوص می باشد ضمنا شکستگی در استخوان گونه راست ندارد . /م
منبع: تغییر
ریاست محترم کلانتری ….
با سلام
احتراما، عطف به نامه شماره …… مورخ ۲/۶/۸۸ آقای ……. فرزند …. معاینه شد .
۱- سیاه شدگی و تورم زیر چشم راست
۲- کبودی و تورم زیر چشم چپ
۳- سائیدگی در سمت چپ ناحیه پس سری
۴- خراشیدگی ( حارصه ) ساعد راست و بازوی راست و چپ
۵- سائیدگی عمیق ( دامیه ) بطور دور تا دور مچ و پای راست و چپ که می تواند در اثر تماس با جسم سخت قابل انعطاف نظیر طناب حادث شده باشد ۶- دو ناحیه جراحت ( حارصه) جداگانه خلف ساق پای راست
۷- خراشیدگی ( حارصه ) گونه چپ
۸- سوختگی درجه دو سطحی مدور در ناحیه مچ دست راست ،سر ، ناحیه پس سر گردن ، شانه دست چپ ، پشت دست راست و چپ جمعا به میزان دو درصد ( ۲%) سطح بدن
۹- کبودی در هر دو طرف باسن و ناحیه خارجی مقعد مشهود است که در اثر اصابت جسم سخت ،ضایعات ( یک تا هفت و ۹ ) حادث و جسم داغ ضایعات بند ۸ حادث شده اند ضمنا جراحات موازی و متعدد و سطحی در ناحیه خلف ران راست و ناحیه باسن راست و چپ مشهود است که در خصوص نحوه حدوث ان تحقیقات قضائی و انتظامی کمک کننده است، ضمنا نامبرده از ناحیه معقد اظهار تالم می نماید که جهت معاینه بررسی لواط و … نیاز به معرفی نامه در این خصوص می باشد ضمنا شکستگی در استخوان گونه راست ندارد . /م
منبع: تغییر
۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه
نوروز منتشر كرد: اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز
نوروز: از آنجا که در روزهای اخیر آمار غیر واقعی فراوانی از سوی مقامات رسمی و غیررسمی وابسته به کودتاگران در خصوص تعداد کشته شدگان حوادث اخیر منتشر شده که در این زمینه میتوان به آخرین آمار یعنی اظهارات فرمانده سپاه اشاره کرد، پایگاه اطلاع رسانی نوروز در پاسخ به اینگونه اظهارات بی پایه و اساس که برای پاک کردن صورت مسئله و منحرف کردن اذهان عمومی از جنایات انجام شده در حوادث پس از انتخابات بیان میشود، اقدام به انتشار اسامی دقیق این شهدا می کند تا شاید وجدان های خفته بیدار شده و از کتمان حقایق روشن دست برداشته و از اعمال و جنایات انجام شده توسط زیرمجموعه ها و عوامل کودتا را پذیرفته و سعی در سرپوش گذاشتن بر جنایات نداشته باشند.
در این خبر اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز که تاکنون احراز هویت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسایی و تکمیل این لیست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در این لیست ختم نمی گردد.
نوروز یاد آور میشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرین ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخیر 27 نفر بوده که تنها 7 نفر از آنها معترضین به نتیجه انتخابات بودند و 20 نفر دیگر را نیروهای انقلابی و بسیجی تشکیل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسیده اند.
در ادامه، " نوروز" جهت تنویر افکار عمومی دو لیست از کشته شدگان ارائه می کند. لیست اول شامل اسامی 25 شهید گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هایشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، شهادت فرزند یا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.
1. نام شهید: حسین اخترزند/ سن: 32 / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: اصفهان / نحوه شهادت: توسط نیروهای بسيج از طبقه سوم به پايين پرتاب شده و به شهادت رسيده است
2. نام شهید: کيانوش آسا / عنوان اجتماعی: دانشجوی كارشناسی ارشد رشتهی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ايران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: تهران، ميدان آزادي / نحوه شهادت: در اثر اصابت گلوله توسط افراد موسوم به لباس شخصی به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد
3. نام شهید: سهراب اعرابی / عنوان اجتماعی: سال آخر دبيرستان / سن: 19 / محل شهادت: زندان اوين، تهران بر اثر شكنجه در زندان به شهادت رسيده است / توضیحات: شهادت وي در روز 20 تیرماه پس از 26 روز سرگرداني به مادرش اعلام شد.
4. نام شهید: عليرضا افتخاري / عنوان اجتماعی: روزنامه نگار / سن:29 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: در اثر ضربات باتوم به سر و خونريزي مغزي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکرش در تاریخ ٢٢ تیر ماه به خانواده تحویل داده شده است.
5. نام شهید: ندا آقا سلطان/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته فلسفه / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خیابان کارگر شمالی، تهران / نحوه شهادت: به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب، به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي یکروز بعد در قطعه 257 بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
6. نام شهید: امير جوادي فر/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشتهی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: هنگام جابه جايي از كهريزك به اوين، در ون دچار تشنج شده و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: بر اثر ضربات وارده به سر و صورت بينايي خود را از دست مي دهد.
7. نام شهید: محرم چگيني قشلاقي / سن: 34 / سایر توضیحات: قطعه 256 ردیف 146 شماره 13
8. نام شهید: مسعود خسروی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / سایر توضیحات: در بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
9. نام شهید: عباس دیسناد / عنوان اجتماعی: کاسب/ سن:40/نحوه شهادت: با باتوم به ناحیه سر
10. نام شهید: رامين رمضانی / سن: 29 / نحوه شهادت: پس از آزادی به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: قطعه 257 ردیف 46 شماره 32
11. نام شهید: محسن روح الامینی / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: در زندان به شهادت رسيده است .
12. نام شهید: اشکان سهرابی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین/ سن: 18 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج به شهادت رسيده است.
13. نام شهید: امير حسين طوفانپور / سن: 32 / تاریخ شهادت: 29 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
14. نام شهید: سعید عباسی فر گلچینی / عنوان اجتماعی: فروشنده کیف و کفش / سن: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
15. نام شهید: مصطفی غنیان / عنوان اجتماعی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي دانشگاه تهران به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم اما رضا به خاک سپرده شده است.
16. نام شهید: علی فتحعلیان / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: روبروی مسجد لولاگر / سایر توضیحات: قطعه 9 ردیف 110 شماره 22
17. نام شهید: هادی فلاح منش/ عنوان اجتماعی: کاسب/ سن: 29 / محل شهادت: تهران/ سایر توضیحات: در قطعه 53 بهشت زهرا
18. نام شهید: احمد کارگر نجاتی / نحوه شهادت: بر اثر ضرب و شتم در بیمارستا جان باخته است / سایر توضیحات: قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 19
. نام شهید: بهزاد مهاجر / سن: 47 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.
20. نام شهید: نادر ناصری / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خیابان خوش، تهران / سایر توضیحات: در بابل به خاك سپرده شده است. 21
. نام شهید: احمد نعيم آبادي / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / نحوه شهادت: توسط گردان ١١٧ عاشورا به ضرب گلوله به شهادت رسيده است.
22. نام شهید: مسعود هاشم زاده / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خيابان شادمان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در شمال كشور به خاك سپرده شده است.
23. نام شهید: مهدی کرمی / سن: 17 / تاریخ شهادت: 5 خرداد / محل شهادت: تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، تهران / نحوه شهادت: با باطوم سر او له شده و با چاقو گلویش بریده شده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده است. 24
. نام شهید: ناصر امیرنژاد / عنوان اجتماعی: دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمد علی جناح، تهران / نحوه شهادت: در تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسیده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.
25. نام شهید: محمود رییسی نجفی/ عنوان اجتماعی: کارگر/ تاریخ شهادت: 7 تیر/ نحوه شهادت: براثر اصابت گلوله نیروهای مسلح / سایر توضیحات: در تاریخ 25 خرداد در میدان آزادی مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله قرار میگیرد و 13 روز بعد در منزل خود به شهادت میرسد. لیست دوم شامل اسامی شهدایی است که خانواده های آنها هنوز برای اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفته خود تحت فشار هستند و به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی مراجعه نکرده اند.
26. نام شهید: مبینا احترامی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
27. نام شهید: ندا اسدي
28. نام شهید: سعيد اسماعيليخانببين / سن شهید: 23 / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
29. نام شهید: مراد آقاسی
30. نام شهید: حسين اكبري / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
31. نام شهید: واحد اكبري / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 34 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پهلو به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شده است.
32. نام شهید: محسن انتظامی
33. نام شهید: محسن ایمانی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
34. نام شهید: فاطمه براتی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
35. نام شهید: محمد حسين برزگر / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: ميدان هفت تير، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شده است. 36
. نام شهید: جعفر بروايه / عنوان اجتماعی: استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوي مقطع دكتراي دانشگاه تهران / محل شهادت: ميدان بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشكي قانوني علت شهادت وي را خونريزي مغزي اعلام كرده است.
37. نام شهید: یعقوب بروایه / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 4 تير / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله نيروهاي بسيج از بام مسجد لولاگر به شهادت رسيده است
38. نام شهید: سرور برومند / سن شهید: 58 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
39. نام شهید: حامد بشارتی / سن شهید: 26 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
40. نام شهید: فرزاد جشني / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تهران
41. نام شهید: بهمن جنابی / عنوان اجتماعی: شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ / سن شهید: 20 / محل شهادت: تهران
42. نام شهید: محسن حدادي / عنوان اجتماعی: برنامه نویس كامپيوتر / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان نصرت، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله بر پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شده است.
43. نام شهید: شلير خضري / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: بهارستان، تهران
44. نام شهید: فاطمه رجب پور / سن شهید: 38 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
45. نام شهید: بابک سپهر / سن شهید: 35 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
46. نام شهید: فهيمه سلحشور / عنوان اجتماعی: ديپلم / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 24 خرداد بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به بيمارستان منتقل شده و در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيده است.
47. نام شهید: تينا سودي / عنوان اجتماعی: دانشجو / تاریخ شهادت: 30 خرداد / نحوه و محل شهادت: ميدان انقلاب، تهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
48. نام شهید: حسن شاپوری
49. نام شهید: علي شاهدي / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت:تهرانپارس، تهران / سایرتوضیحات: بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري، به دلايل نامعلوم به شهادت رسيده است. پزشكي قانوني علت شهادت وي را نامشخص اعلام كرد، اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسیده است.
50. نام شهید: کسری شرفی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
51. نام شهید: کامبیز شعاعی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
52. نام شهید: داوود صدري / عنوان اجتماعی: کسبهی محلهی سلسبيل / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مسجد لولاگر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است.
53. نام شهید: سيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس حسابداري / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آذربايجان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
54. نام شهید: وحيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس زبان انگليسي / سن شهید: 29 / تاریخ شهادت: 3 تير / محل شهادت: بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شده است.
55. نام شهید: حسين طهماسبی / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خيابان نوبهار، كرمانشاه / نحوه شهادت: مورد حملهی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به شهادت رسيده است.
56. نام شهید: سالار طهماسبي / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان جمهوري، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شده است.
57. نام شهید: ميثم عبادي / عنوان اجتماعی: شاگرد فرش فروش / سن شهید: 17 / محل شهادت: صادقيه، تهران
58. نام شهید: ابوالفضل عبدالهي / عنوان اجتماعی: فوق ديپلم برق / سن شهید: 21 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مقابل دانشگاه صنعتي شريف، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پشت سر به شهادت رسيده است / نحوه شهادت: 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شده است.
59. نام شهید: حميد عراقي / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
60. نام شهید: پور كاوه علي / سن شهید: 19 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران
61. نام شهید: حسین الف / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: اصفهان
62. نام شهید: رضا فتاحی
63. نام شهید: پريسا كلي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل رشته ادبيات / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت: بلوار كشاورز، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به گردن به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
64. نام شهید: مصطفي كيارستمي / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 تير / نحوه شهادت: مقابل دانشگاه تهران بر اثر اصابت باتوم به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: شركت در نمازجمعه
65. نام شهید: محمد کامرانی / سن شهید: 18 / تاریخ شهادت: 18 تير / محل شهادت: میدان ولیعصر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر جراحات وارد شده در بيمارستان مهر به شهادت رسيده است.
66. نام شهید: حميد مداح شورچه / عنوان اجتماعی: فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: مشهد / نحوه شهادت: چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.
67. نام شهید: مریم مهرآذین / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
68. نام شهید: ترانه موسوی / تاریخ شهادت: 7 تير / محل دستگیری: مسجد قبا، تهران / سایر توضیحات:پيكر وي در حالی که سوزانده شده بود در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.
69. نام شهید: ایمان نمازی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: براثر حمله نيروهای یگان ويژه و مامورین امنیتی لباس شخصی به شهادت رسيده است.
70. نام شهید: محمد نيكزادي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل عمران / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: ميدان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در قطعه 257 به خاك سپرده شده است.
71. نام شهید: ايمان هاشمي / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به چشم به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
72. نام شهید: میلاد یزدان پناه / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
در این خبر اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز که تاکنون احراز هویت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسایی و تکمیل این لیست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در این لیست ختم نمی گردد.
نوروز یاد آور میشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرین ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخیر 27 نفر بوده که تنها 7 نفر از آنها معترضین به نتیجه انتخابات بودند و 20 نفر دیگر را نیروهای انقلابی و بسیجی تشکیل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسیده اند.
در ادامه، " نوروز" جهت تنویر افکار عمومی دو لیست از کشته شدگان ارائه می کند. لیست اول شامل اسامی 25 شهید گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هایشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، شهادت فرزند یا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.
1. نام شهید: حسین اخترزند/ سن: 32 / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: اصفهان / نحوه شهادت: توسط نیروهای بسيج از طبقه سوم به پايين پرتاب شده و به شهادت رسيده است
2. نام شهید: کيانوش آسا / عنوان اجتماعی: دانشجوی كارشناسی ارشد رشتهی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ايران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: تهران، ميدان آزادي / نحوه شهادت: در اثر اصابت گلوله توسط افراد موسوم به لباس شخصی به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد
3. نام شهید: سهراب اعرابی / عنوان اجتماعی: سال آخر دبيرستان / سن: 19 / محل شهادت: زندان اوين، تهران بر اثر شكنجه در زندان به شهادت رسيده است / توضیحات: شهادت وي در روز 20 تیرماه پس از 26 روز سرگرداني به مادرش اعلام شد.
4. نام شهید: عليرضا افتخاري / عنوان اجتماعی: روزنامه نگار / سن:29 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: در اثر ضربات باتوم به سر و خونريزي مغزي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکرش در تاریخ ٢٢ تیر ماه به خانواده تحویل داده شده است.
5. نام شهید: ندا آقا سلطان/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته فلسفه / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خیابان کارگر شمالی، تهران / نحوه شهادت: به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب، به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي یکروز بعد در قطعه 257 بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
6. نام شهید: امير جوادي فر/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشتهی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: هنگام جابه جايي از كهريزك به اوين، در ون دچار تشنج شده و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: بر اثر ضربات وارده به سر و صورت بينايي خود را از دست مي دهد.
7. نام شهید: محرم چگيني قشلاقي / سن: 34 / سایر توضیحات: قطعه 256 ردیف 146 شماره 13
8. نام شهید: مسعود خسروی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / سایر توضیحات: در بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
9. نام شهید: عباس دیسناد / عنوان اجتماعی: کاسب/ سن:40/نحوه شهادت: با باتوم به ناحیه سر
10. نام شهید: رامين رمضانی / سن: 29 / نحوه شهادت: پس از آزادی به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: قطعه 257 ردیف 46 شماره 32
11. نام شهید: محسن روح الامینی / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: در زندان به شهادت رسيده است .
12. نام شهید: اشکان سهرابی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین/ سن: 18 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج به شهادت رسيده است.
13. نام شهید: امير حسين طوفانپور / سن: 32 / تاریخ شهادت: 29 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
14. نام شهید: سعید عباسی فر گلچینی / عنوان اجتماعی: فروشنده کیف و کفش / سن: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
15. نام شهید: مصطفی غنیان / عنوان اجتماعی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي دانشگاه تهران به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم اما رضا به خاک سپرده شده است.
16. نام شهید: علی فتحعلیان / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: روبروی مسجد لولاگر / سایر توضیحات: قطعه 9 ردیف 110 شماره 22
17. نام شهید: هادی فلاح منش/ عنوان اجتماعی: کاسب/ سن: 29 / محل شهادت: تهران/ سایر توضیحات: در قطعه 53 بهشت زهرا
18. نام شهید: احمد کارگر نجاتی / نحوه شهادت: بر اثر ضرب و شتم در بیمارستا جان باخته است / سایر توضیحات: قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 19
. نام شهید: بهزاد مهاجر / سن: 47 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.
20. نام شهید: نادر ناصری / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خیابان خوش، تهران / سایر توضیحات: در بابل به خاك سپرده شده است. 21
. نام شهید: احمد نعيم آبادي / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / نحوه شهادت: توسط گردان ١١٧ عاشورا به ضرب گلوله به شهادت رسيده است.
22. نام شهید: مسعود هاشم زاده / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خيابان شادمان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در شمال كشور به خاك سپرده شده است.
23. نام شهید: مهدی کرمی / سن: 17 / تاریخ شهادت: 5 خرداد / محل شهادت: تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، تهران / نحوه شهادت: با باطوم سر او له شده و با چاقو گلویش بریده شده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده است. 24
. نام شهید: ناصر امیرنژاد / عنوان اجتماعی: دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمد علی جناح، تهران / نحوه شهادت: در تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسیده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.
25. نام شهید: محمود رییسی نجفی/ عنوان اجتماعی: کارگر/ تاریخ شهادت: 7 تیر/ نحوه شهادت: براثر اصابت گلوله نیروهای مسلح / سایر توضیحات: در تاریخ 25 خرداد در میدان آزادی مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله قرار میگیرد و 13 روز بعد در منزل خود به شهادت میرسد. لیست دوم شامل اسامی شهدایی است که خانواده های آنها هنوز برای اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفته خود تحت فشار هستند و به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی مراجعه نکرده اند.
26. نام شهید: مبینا احترامی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
27. نام شهید: ندا اسدي
28. نام شهید: سعيد اسماعيليخانببين / سن شهید: 23 / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
29. نام شهید: مراد آقاسی
30. نام شهید: حسين اكبري / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
31. نام شهید: واحد اكبري / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 34 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پهلو به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شده است.
32. نام شهید: محسن انتظامی
33. نام شهید: محسن ایمانی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
34. نام شهید: فاطمه براتی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
35. نام شهید: محمد حسين برزگر / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: ميدان هفت تير، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شده است. 36
. نام شهید: جعفر بروايه / عنوان اجتماعی: استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوي مقطع دكتراي دانشگاه تهران / محل شهادت: ميدان بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشكي قانوني علت شهادت وي را خونريزي مغزي اعلام كرده است.
37. نام شهید: یعقوب بروایه / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 4 تير / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله نيروهاي بسيج از بام مسجد لولاگر به شهادت رسيده است
38. نام شهید: سرور برومند / سن شهید: 58 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
39. نام شهید: حامد بشارتی / سن شهید: 26 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
40. نام شهید: فرزاد جشني / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تهران
41. نام شهید: بهمن جنابی / عنوان اجتماعی: شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ / سن شهید: 20 / محل شهادت: تهران
42. نام شهید: محسن حدادي / عنوان اجتماعی: برنامه نویس كامپيوتر / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان نصرت، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله بر پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شده است.
43. نام شهید: شلير خضري / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: بهارستان، تهران
44. نام شهید: فاطمه رجب پور / سن شهید: 38 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
45. نام شهید: بابک سپهر / سن شهید: 35 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
46. نام شهید: فهيمه سلحشور / عنوان اجتماعی: ديپلم / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 24 خرداد بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به بيمارستان منتقل شده و در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيده است.
47. نام شهید: تينا سودي / عنوان اجتماعی: دانشجو / تاریخ شهادت: 30 خرداد / نحوه و محل شهادت: ميدان انقلاب، تهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
48. نام شهید: حسن شاپوری
49. نام شهید: علي شاهدي / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت:تهرانپارس، تهران / سایرتوضیحات: بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري، به دلايل نامعلوم به شهادت رسيده است. پزشكي قانوني علت شهادت وي را نامشخص اعلام كرد، اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسیده است.
50. نام شهید: کسری شرفی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
51. نام شهید: کامبیز شعاعی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
52. نام شهید: داوود صدري / عنوان اجتماعی: کسبهی محلهی سلسبيل / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مسجد لولاگر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است.
53. نام شهید: سيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس حسابداري / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آذربايجان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
54. نام شهید: وحيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس زبان انگليسي / سن شهید: 29 / تاریخ شهادت: 3 تير / محل شهادت: بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شده است.
55. نام شهید: حسين طهماسبی / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خيابان نوبهار، كرمانشاه / نحوه شهادت: مورد حملهی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به شهادت رسيده است.
56. نام شهید: سالار طهماسبي / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان جمهوري، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شده است.
57. نام شهید: ميثم عبادي / عنوان اجتماعی: شاگرد فرش فروش / سن شهید: 17 / محل شهادت: صادقيه، تهران
58. نام شهید: ابوالفضل عبدالهي / عنوان اجتماعی: فوق ديپلم برق / سن شهید: 21 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مقابل دانشگاه صنعتي شريف، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پشت سر به شهادت رسيده است / نحوه شهادت: 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شده است.
59. نام شهید: حميد عراقي / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
60. نام شهید: پور كاوه علي / سن شهید: 19 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران
61. نام شهید: حسین الف / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: اصفهان
62. نام شهید: رضا فتاحی
63. نام شهید: پريسا كلي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل رشته ادبيات / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت: بلوار كشاورز، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به گردن به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
64. نام شهید: مصطفي كيارستمي / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 تير / نحوه شهادت: مقابل دانشگاه تهران بر اثر اصابت باتوم به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: شركت در نمازجمعه
65. نام شهید: محمد کامرانی / سن شهید: 18 / تاریخ شهادت: 18 تير / محل شهادت: میدان ولیعصر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر جراحات وارد شده در بيمارستان مهر به شهادت رسيده است.
66. نام شهید: حميد مداح شورچه / عنوان اجتماعی: فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: مشهد / نحوه شهادت: چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.
67. نام شهید: مریم مهرآذین / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
68. نام شهید: ترانه موسوی / تاریخ شهادت: 7 تير / محل دستگیری: مسجد قبا، تهران / سایر توضیحات:پيكر وي در حالی که سوزانده شده بود در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.
69. نام شهید: ایمان نمازی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: براثر حمله نيروهای یگان ويژه و مامورین امنیتی لباس شخصی به شهادت رسيده است.
70. نام شهید: محمد نيكزادي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل عمران / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: ميدان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در قطعه 257 به خاك سپرده شده است.
71. نام شهید: ايمان هاشمي / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به چشم به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
72. نام شهید: میلاد یزدان پناه / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
رژیم از ترس سقوط مراسم شب احیا را هم لغو کرد
اطلاعيه روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(ره):
مراسم شبهاي احيا برگزار نميشود - خبرگزاری ایلنا
براي نخستين بار در طول سالهاي گذشته، مراسم شبهاي احيا حرم امام امام خميني(ره) برگزار نميشود / علت عدم برگزاري، مشكلاتي كه حرم مطهر امام با آن روبروست، اعلام شده است.
براي نخستين بار در طول سالهاي گذشته، مراسم شبهاي احيا حرم امام امام خميني(ره) برگزار نميشود. به گزارش ايلنا، در همين راستا، روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(ره)، اطلاعيهاي صادر كرد.
در اين اطلاعيه آمده است:
با آرزوي قبولي طاعات و عبادات مردم شريف ايران همچنين با ادعيه خالصانه به درگاه حضرت احديت براي علو درجات امام خميني سلامالله عليه و فرزندان برومند و همسر مكرمه ايشان به اطلاع روزهداران و شهروندان مومن تهران ميرساند آستان مقدس امام خميني متاسفانه امسال به واسطه مشكلاتي كه حرم مطهر امام با آن روبروست از برگزاري مراسم روحبخش شبهاي احيا معذور ميباشد. اميد است مومنين روزهداران در سحرهاي پرفيض ماه مبارك رمضان و شبهاي قدر با دعاي خويش روح مطهر امام و فرزندان محترم و همسر محترمه ايشان را غريق ادعيه خالصانه خويش بگردانند و دوام نظام مقدس جمهوري اسلامي را از خداي سبحان مسالت نمايند. انشاالله تعالي در سالهاي آتي چون گذشته پذيراي خيل مشتاقان و عاشقان حضرت روحالله باشيم.
1388/6/13 -کد خبر : 75252
------------------------
پی نوشت:
امروز: حذف آیات عظام جوادی آملی، امینی و استادی و حجت الاسلام ناطق نوری از برنامه شب قدر قم
مراسم شبهاي احيا برگزار نميشود - خبرگزاری ایلنا
براي نخستين بار در طول سالهاي گذشته، مراسم شبهاي احيا حرم امام امام خميني(ره) برگزار نميشود / علت عدم برگزاري، مشكلاتي كه حرم مطهر امام با آن روبروست، اعلام شده است.
براي نخستين بار در طول سالهاي گذشته، مراسم شبهاي احيا حرم امام امام خميني(ره) برگزار نميشود. به گزارش ايلنا، در همين راستا، روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(ره)، اطلاعيهاي صادر كرد.
در اين اطلاعيه آمده است:
با آرزوي قبولي طاعات و عبادات مردم شريف ايران همچنين با ادعيه خالصانه به درگاه حضرت احديت براي علو درجات امام خميني سلامالله عليه و فرزندان برومند و همسر مكرمه ايشان به اطلاع روزهداران و شهروندان مومن تهران ميرساند آستان مقدس امام خميني متاسفانه امسال به واسطه مشكلاتي كه حرم مطهر امام با آن روبروست از برگزاري مراسم روحبخش شبهاي احيا معذور ميباشد. اميد است مومنين روزهداران در سحرهاي پرفيض ماه مبارك رمضان و شبهاي قدر با دعاي خويش روح مطهر امام و فرزندان محترم و همسر محترمه ايشان را غريق ادعيه خالصانه خويش بگردانند و دوام نظام مقدس جمهوري اسلامي را از خداي سبحان مسالت نمايند. انشاالله تعالي در سالهاي آتي چون گذشته پذيراي خيل مشتاقان و عاشقان حضرت روحالله باشيم.
1388/6/13 -کد خبر : 75252
------------------------
پی نوشت:
امروز: حذف آیات عظام جوادی آملی، امینی و استادی و حجت الاسلام ناطق نوری از برنامه شب قدر قم
جنبش سبز و آینده جمهوری اسلامی -۱
ایران امروز
دکتر کاظم علمداری
Thu 27 08 2009
این مقاله در سه بخش انتشار مییابدسه نوع مشروعیت: شامل
۱. مشروعیت قانونی، ۲. مشروعیت مهندسی شده، ۳. مشروعیت الهی
از دید نگارنده ریشه وقایع اخیر ایران بحران مشروعیت رژیم است. بحران مشروعیت رژیم برآیند شکاف عمیقی است که میان حکومت کنندگان و حکومت شوندگان بوجود آمده است. جمهوری اسلامی سالها است که با "مشروعیت ساختگی" (مشروعیت مهندسی شده) دوام یافته است. مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی مشروعیت نظام با پشتوانه آرای مردم بوجود میآید. از سال ۱۳۸۲، انتخابات مجلس هفتم، رژیم با ترفندهای مختلف، نه رضایت مردم، از آنها رأی گرفته است. دوازده سال قبل، پس از دو دوره بیتفاوتی نسبی نسبت به انتخابات، در ۲ خرداد ۱۳۷۶ مردم نشان دادند که خواهان اصلاحات اساسی درنظام سیاسی ایران هستند. در این انتخابات ۷۹.۹۳ در صد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. در حالبکه در دو انتخابات دورههای قبل از آن (دوره چهارم و پنجم) به ترتیب ۵۴.۵۹ درصد و ۵۰.۶۶ در صد واجدین شرایط شرکت کرده بودند. رشد تقریبا ۳۰ در صدی شرکت در انتخابات و رأی ۸۷ درصدی خاتمی، و در پی آن کسب اکثریت کرسیهای مجلس ششم، و شوراهای شهر و روستا توسط اصلاح طلبان، جناح خامنهای را سخت نگران کرد. از آن پس آنها کوشیدند تا خواست اصلاحات را مهار کنند. ابزار اصلی این هدف رد گسترده صلاحیت نامزدهای اصلاحطلبان درانتخابات و جدا سازی مردم از آنها بود. دامنه رد صلاحیتها به حدی گسترده شد که در آستانه انتخابات مجلس هفتم، صلاحیت بیش از ۸۰ نماینده حاضر در مجلس ششم رد شد. در انتخابات مجلس هشتم دایره حذف گستردهتر شد. افزون بر حذف شدگان دوره قبل، افراد جدیدی بر آنها اضافه شدند. تا به حدی که افراد شناخته شدهای مانند دكترعباسى فرد با سوابق ۸ سال نمايندگى مجلس، قريب ۱۲ سال حقوقدان شوراى نگهبان، ۱۰ سال خدمت در قوه قضائيه بعنوان معاون و رئيس ديوان عدالت ادارى، دكتر سيد رضا نوروززاده با سابقه ۵ دوره متوالى و به مدت ۲۰ سال نمايندگى مجلس، و مهندس مرتضى الويرى با سابقه مبارزه در زمان شاه، نمايندگى مجلس، شهردار تهران، معاون سازمان برنامه و بودجه و سفير ايران در اسپانيا رد صلاحیت شدند.[۱]
اما در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری این سیاست به بن بست رسید و باردیگر پیوند نوینی میان مردم و اصلاحطلبان بوجود آمد. این پیوند به دو دلیل رخ داد. نخست احساس خطر همگانی از ادامه دولت احمدی نژاد، و دوم انتشار برنامههای اصلاحی جدی اصلاحطلبان تا حد تلاش برای تغییر اصلهایی از قانون اساسی. تا زمانی که معترضان، اپوزیسیون پراکنده بیرون از رژیم بودند، خطری حکومت را تهدید نمیکرد و مشروعیت مهندسی شده ادامه یافت. ولی کشیده شدن این اعتراض به درون حاکمیت در سطحی که افرادی چون رفسنجانی، خاتمی، موسوی و کروبی را نیز دربرگرفت نگرانی جدی برای مثلث قدرت (خامنهای، سپاه، احمدینژاد) بوجود آورد. شکاف جدید تنها میان جامعه و حکومت نیست. آن شکاف سالهاست که وجود داشته است. شکاف میان حکومتگران نیزهست. شکاف میان حکومتگران زنگ خطری برای بقای رژیم ج ا است. این شکاف تنها بر سر مسایل امروز ایران نیست، بلکه بر سر آینده نظام نیزهست. این نگرانیها شکاف درون نظام را جدی ترکرده است.
با توجه به پیوند نوین میان اصلاحطلبان و مردم در انتخابات اخیر، تداوم "مشروعیت مهندسی شده" به شیوه سابق ممکن نبود. بنابراین، تقلب و سرکوب معترضان برای حفظ قوه اجرایی در دستور کار قرار گرفت. حفظ احمدینژاد (دستگاه مالی و اجرایی) برای مجموعه رژیم از جمله خامنهای و سپاه، و به ویژه پروژه اتمی آنها بسیار مهم بود. بنابراین، آنها با این محاسبه به پای هزینه تقلبی گسترده در انتخابات رفتند. ولی تقلب با مقاومت مردم روبرو شد. جناح خامنهای خود را برای مقابله نظامی با اعتراض مردم نیز آماده کرده بودند. با توجه به این واقعیات، ادامه "مشروعیت مهندسی شده"، نظام با مشکل اساسی روبرو گردید. به همین دلیل آیت الله مصباح یزدی و شیخ محمد یزدی، حامیان نزدیک احمدی نژاد، با آگاهی از نبود حمایت اکثریت مردم، و بن بست مشروعیت مهندسی شده، به مشروعیت نوع سوم، یعنی "مشروعیت الهی" که هر دوی آنها درگذشته نیز آن را طرح کرده بودند، روی آوردهاند. توجیه این مشروعیت براساس نظریه تقسیم "مشروعيت و مقبوليت" انجام میگیرد. مطابق آن، برخلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی، و سخن آشکار خمینی ("میزان رأی مردم است")، آرای مردم را "تشریفاتی" و تنها برای "مقبولیت" نظام دانسته، و اراده خداوندی را اساس "مشروعیت" نظام قلمداد کردند. به تعبیر آنها درغیاب ائمه معصومین، اراده خداوندی نزد رهبر است. حال پرسش اساسی این است که آیا توسل به این شیوه "مشروعیت" سازی میتواند به بقای رژیم کمک کند؟
برگشت به ساخت مشروعیت نوع اول بدون تغییرات ساختاری ممکن نیست، چون مطابق قانون اساسی ج.ا باید بر آرای آزادانه مردم تکیه کند. مراجعه به آرای مردم میتواند حتی به تغییر نوع رژیم، یعنی نظام غیر دینی نیز منتهی شود. اکثریت مردم احساس میکنند که روحانیت آنها را فریب داده است و اگر فرصتی بیابند نظام ولایت فقیه را تغییر خواهند داد. ساخت مشروعیت مهندسی شده نیز کارکرد خود را از دست داده است. تحمیل "مشروعیت الهی" هم تنها با نیروی نظامی ممکن است. بنابراین، رژیم درچه مسیری حرکت میکند؟ (الف) سرکوب وسیعتر وجدیتر جامعه؟ (ب) تغییرات ساختاری و حقوقی نظام؟ (ج) گزینه انتقالی و توافقی زمان بر؟ در زیرجزئیات این راهها در شش گزینه توضیح داده میشود.
اما فارغ ازاین گزینهها، احمدینژاد به شیوه خودش میکوشد که اصلاحات ظاهری و کنترل شدهای را برای فریب مردم و جدا کردن خود از روحانیت بد نام شده اجرا کند. مانند ژست انتخاب سه وزیر زن که واکنشی است در برابر خواستها و مبارزات زنان، علی رغم دید و سیاست زن ستیزانه او و بطور قطع مخالفت روحانیت سنتی حامی او. آنها در برابر این ژست او مصلحتی سکوت میکنند. با این تصور که باز بخشهای دیگری از جامعه نسبت به او توهم پیدا کنند. اما با توجه به مشکلات اقتصادی ایران، از جمله کاهش در آمد نفت، تورم ۲۸ در صدی، و بیکاری ۱۵ درصدی، احمدینژاد قادر نخواهد بود طرحهای پوپولیستی توزیع پول دوره قبلی خود را ادامه دهد. بنابراین، احتمال رشد اعتراضهای کارگری و تهیدستان بالا خواهد رفت. در چنین شرایطی تضاد درون حکومت بیشتر خواهد شد. او ممکن است برای فریب مردم پروندههای سو استفاده مالی کسانی را نیز رو کند تا به اصلاح نشان دهد که در پی اجرای وعدههای پیشین خود مبنی برمبارزه با فقر و فساد و تبعیض و بی عدالتی است. ولی این کار او شکاف درون رژیم را بیشتر خواهد کرد. به ویژه آنکه در این دوره عامل اپوزیسیون فعال نیز وارد معادله سیاسی شده است. احمدینژاد در ایران بعنوان فردی دروغگو باعدم تعادل روانی معرفی میشود. باورغالب بر این است که او با تقلب و کودتا خود را رئیس جمهورکرده است. او اقتدار مشروع برای اداره جامعه پر تلاطم و بحرانی کنونی را ندارد. اصلاحطلبان مشروعیت برای او قائل نیستند. در سطح جهانی نیز او بسیاربی اعتبار شده است. بر حسب اینکه فشار جنبش اجتماعی، نزاع درون نظام و فشارجهانی چگونه و چقدرادامه یابد احتمالات زیرمی تواند رخ دهد.
شش واکنش محتمل برای کسب مشروعیت رژیم:
۱. سماجت مثلث قدرت بر ادامه سیاست کنونی علی رغم بحران و مخالفت اصلاحطلبان و مردم.
۲. کنارگیری داوطلبانه خامنهای با توافق مجلس خبرگان و گشودن راه برای برکناری احمدینژاد و انتخابات جدید.
۳. برکناری خامنهای با فشار روحانیت از طریق مجلس خبرگان، انتخاب رهبر موقت، و در ادامه آن بر کناری احمدینژاد و تجدید انتخابات. باعمیق شدن بحران، فشار از بدنه و بخش روحانیت به خامنهای منتقل میشود. این سیاست برای حفظ رژیم و جلوگیری از درون پاشی نظام است. اگر این رخ دهد رژیم مجبورمی شود که چهرهای مردم پسندی چون خاتمی را در رأس قرار دهد.
۴. راه میانه و توافقی. خواست جنبش سبز تغییر است. خواست مثلث قدرت حفظ وضع موجود است. در حالیکه هیچ یک از این دو خواست آسان حاصل نمیشود. ادامه وضعیت کنونی میتواند به هرج و مرج جامعه کشیده شده و در پی آن انتقام گیریها نظم جامعه را برهم بریزد. با شناخت این واقعیت، دو طرف ممکن است بپذیرند که تغییر تدریجی و طی ۴ سال آینده انجام بگیرد. احمدینژاد بماند. سپاه از مداخله در امور سیاسی، اقتصادی، قضایی و انتظامی برحذر شود. دستور بازنگری قانون اساسی توسط خامنهای صادر شود و اختیارات شورای نگهبان محدود و نظارت استصوابی حذف گردد. پذیرفتن انتخابات آزاد در آینده طبق برنامه و زیر نظر سازمان ملل متحد. اختیارات رهبر محدود شود و انتخاب مستقیم و دورهای جاگیزین شود. رفسنجانی ظاهرا در این مسیر گام بر میدارد.
۵. بر کناری احمدینژاد با حکم رهبر و دستور اجرای انتخابات جدید. این امرممکن است با واکنش ناگهانی کودتا و ارانه احمدینژاد با همکاری برخی سران سپاه روبرو شود.
۶. انجام یک کودتای درون نظام علیه اصلاحات و برای حفظ نظام که قطعا سرنوشت آن نا روشن است. کما اینکه کودتای درون حزب کمونیست شوروی برای حفظ نظام سوسیالیستی در برابر اصلاحات گورباچف تنها به سقوط آن سرعت بخشید.
اینکه کدام یک از این گزینهها محتملتر است بستگی به میزان فشار درونی و جهانی و رشد و سازماندهی جنبش اجتماعی دارد. شکی نیست که رژیم به گزینه شماره ۱ خواهد چسبید، ولی مانند هر رژیم بحران زده دیگر ممکن است مجبوربه عقب نشینی شود و به بدیلهای دیگر روی آورد. اما بسیاری ازدیکتاتوریها به دلیل ارزیابی نا درست از رشد تحولات سیاسی، و اصرار بر تمامیت خواهی شانس خود را برای باقی ماندن از دست میدهند. رژیم ایران هم استثنا نیست. اگر جنبش مدنی با سازماندهی گسترده در کنار جنبش اجتماعی شکل بگیرد، راه سرکوب مردم بسته میشود و تنها گزینههای اصلاحات باقی میماند. قشربندی اجتماعی و دگرگونی جمعیتی جامعه نشان میدهد که رژیم ج ا نمیتواند نمایندگی جامعه متحول ایران را بکند. بنابراین، تغییر هم درونی و هم بیرونی اجتناب نا پذیر شده است. بخش بزرگی از این بحران ناشی از تمرکز قدرت در دست یک فرد، یعنی رهبر است. مدافعان ولایت مطلقه فقیه برای توجیه این سیاست به رهبر چهره الهی میدهند. ولی این ظاهر سازی نمیتواند مشکلاتی که از این ساختار بوجود میآید را حل کند. چهره الهی دادن به یک فرد با قدرت انسانی یک فرد با توان متوسط بحران زا میشود. اصلاحطلبان باید به فکر راه حل اساسی این ساختار بحران زا باشند و آنرا تغییر دهند، نه آنکه به فکر اصلاح جزئیات آن باشند.
نگاهی به قشر بندی اجتماعی جامعه ایران:
قشری بندی اجتماعی جامعه نشان می دهد که برگشت به گذشته رژیم و یا حتی حفظ موقعیت کنونی آن ممکن نیست، مگر با کنترل تمام عیار نظامی. نمونه های تاریخی از اسپانیای قرن ۱۶ گرفته تا امپراتوری عثمانی، ژاپن و آلمان پیش از جنگ جهانی اول، و تا کره شمالی امروز نشان داده است که هر گاه نظامیان برسیاست و اقتصاد مسلط شوند مسیر رشد و توسعه جامعه منحرف شده، بودجه دولتی به راه های تقویت بنیۀ نظامی رژیم کانالیزه می گردد؛ و در پی آن رژیم به فکر تهدید همسایگان، باج گیری و کشورگشایی می افتد. این خطردر صورتی که ج ا مسیر کنترل تمام عیار نظامی را پیش بگیرد درمورد ایران کنونی نیزدور از تصورنیست. چنین مسیری که می تواند نابخردانه و بر اساس سرشت، روحیه و روانشناختی نظامیان رخ دهد، و شرایط را برای حمله قدرت های جهانی به ایران فراهم سازد.
اما اگر نظامیان در ایران فرصت نیابند که سیاستمداران را به کارگزاران زیردست خود بدل سازند، تغییرات اصلاحی براساس ترکیب جمعیتی و خواست ها و ارزش های آنها و انتگره شدن ایران در جامعه جهانی رخ خواهد داد. کودتای انتخاباتی مقاومت خشونت بار حکومتگران در برابر خواست نسل جوان، آینده نگر و ارزش های نوین و مدرن آن بوده است. طبقات و قشرهای نوگرا حق طلب اند. درحالیکه حاکمیت سنتی ایران به حقوق مردم اعتقادی ندارد و حکومت مطلقه و مستبدانه خود را امتیازی الهی برای روحانیت می داند. در یک عبارت طبقات نوگرای جامعه درمحاصره نظامی و امنیتی طبقات واپس گرا قرار گرفته اند. طبقاتی که در اوایل درپناه انقلاب به امتیازهای بی سابقه ای دست یافته اند و امروزحریصانه نمی خواهد آن را ازدست بدهند. نمای قشربندی کنونی ایران را می توان با در صدی خطا بصورت زیر نشان داد.
- طبقه مرفه سنتی (اکثرا موافقین رژیم)
- گروههای مرفه مدرن (مخالفان فرهنگی و موافقین اقتصادی رژیم) فرصت طلب و بی تفاوت
- طبقه متوسط با فرهنگ سنتی و ارزشهای دینی (اکثرا مدافع رژیم) محدود و رو به ضعف
- طبقه متوسط با فرهنگ مدرن، بی دین یا با دین غیرسیاسی (اپوزیسیون) رو به رشد
- نسل گلوبال (جوانان) که بیشتر در طبقات میانی جامعه قرار دارند با فرهنگ و ارزشهای جهانی (اپوزیسیون) رو به رشد
- طبقات تهیدست با فرهنگ سنتی و ارزشهای دینی و نیاز مالی (طرفدار نسبی فرهنگی و مخالفان اقصادی رژیم).
طبقات رو به رشد در ده سال آینده بیش از ۸۰ در صد جامعه را تشکیل خواهند داد و نیاز به تغییر همه جانبه برای برآورده کردن خواستهای آنها اجتناب نا پذیر خواهد بود. ایران برای رفع مشکلات اقتصادی خود به سرمایه گزاری خارجی در بخش تولید، برای کاهش تورم و پائین آوردن نرخ بیکاری و دست یابی به بازار جهانی برای کالاهای غیر نفتی نیازدارد. این نیاز بدون تغییرات سیاسی و حقوقی به دست نخواهد آمد.
درحال حاضر اساس قدرت رژیم را دو پای روحانیت وابسته به حکومت، یعنی اکثریت روحانیت، و نیروی نظامی- امنیتی تشکیل میدهند. اگر چه هر دو پا زخمهایی برداشتهاند، ولی تا فلج شدن هنوز فاصله زیادی دارند. این دو پا سخت به در آمد اقتصاد دولتی، یعنی در آمد نفت وابستهاند. جنبش مدنی در کنار جنبش اجتماعی و سیاسی میتواند تهدیدی علیه این منافع بشود. زیرا کنترل قانونی توسط نهادهای مدنی، توان مالی بی حساب را از آنها سلب میکند. درحال حاضر کنترلی بردر آمد اقتصادی آنها نیست. نوعی تحریم اقتصادی که در آمد رژیم را کم کند، مثل تحریم خرید نفت ایران، (نه تحریم فروش بنزین به ایران، که هزینه رژیم را کاهش میدهد و عوارض آن نا روشن است) میتواند به این دو پا لطمه بزند، و حتی بخشهای مختلف رژیم را در برابر هم قرار دهد. روحانیت وابسته به رژیم مدتها است اخلاق را رها کرده و به منافع مالی چسبیده است. آنها در برابر شدیدترین و خشونت بارترین شکنجهها در زندان، یعنی تجاوزجنسی، که از هر شکنجهای کشندهتر وآثارمخرب آن طولانیتر است، سکوت کردهاند. نه امروز، سالیان درازی است که چنین کردهاند. حتی اعتصابات کارگری و کارکنان دولت و کسبه، خواست اپوزیسیون برای صدمه اقتصادی وارد کردن به حکومت، با توجه به دو پایه دینی، و نظامی- امنیتی رژیم، کار آسانی نیست. این دو نیرو از دو سو مردم را کنترل کرده، و زیر فشار قرارمی دهند. در برابر، مردم نیز باید آنها را زیر فشار اجتماعی قرار دهند.
پرسش اصلی این است که نظام ج ا با این ویژگیها که مشروعیتی برایش باقی نمانده است به کدام سو میرود؟ در حالیکه برای بقای خود راهی جز بازسازی مشروعیت قانونی ندارد. راههای محتمل ساخت مشروعیت قانونی نظام در بندهای ششگانه بالا توضیح داده شده است، ولی وضعیت کنونی موازنه قوا ناپایدار است.
-------------
[۱] پاسخ كروبى به احمد توكلىhttp://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/19172/
دکتر کاظم علمداری
Thu 27 08 2009
این مقاله در سه بخش انتشار مییابدسه نوع مشروعیت: شامل
۱. مشروعیت قانونی، ۲. مشروعیت مهندسی شده، ۳. مشروعیت الهی
از دید نگارنده ریشه وقایع اخیر ایران بحران مشروعیت رژیم است. بحران مشروعیت رژیم برآیند شکاف عمیقی است که میان حکومت کنندگان و حکومت شوندگان بوجود آمده است. جمهوری اسلامی سالها است که با "مشروعیت ساختگی" (مشروعیت مهندسی شده) دوام یافته است. مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی مشروعیت نظام با پشتوانه آرای مردم بوجود میآید. از سال ۱۳۸۲، انتخابات مجلس هفتم، رژیم با ترفندهای مختلف، نه رضایت مردم، از آنها رأی گرفته است. دوازده سال قبل، پس از دو دوره بیتفاوتی نسبی نسبت به انتخابات، در ۲ خرداد ۱۳۷۶ مردم نشان دادند که خواهان اصلاحات اساسی درنظام سیاسی ایران هستند. در این انتخابات ۷۹.۹۳ در صد واجدین شرایط در انتخابات شرکت کردند. در حالبکه در دو انتخابات دورههای قبل از آن (دوره چهارم و پنجم) به ترتیب ۵۴.۵۹ درصد و ۵۰.۶۶ در صد واجدین شرایط شرکت کرده بودند. رشد تقریبا ۳۰ در صدی شرکت در انتخابات و رأی ۸۷ درصدی خاتمی، و در پی آن کسب اکثریت کرسیهای مجلس ششم، و شوراهای شهر و روستا توسط اصلاح طلبان، جناح خامنهای را سخت نگران کرد. از آن پس آنها کوشیدند تا خواست اصلاحات را مهار کنند. ابزار اصلی این هدف رد گسترده صلاحیت نامزدهای اصلاحطلبان درانتخابات و جدا سازی مردم از آنها بود. دامنه رد صلاحیتها به حدی گسترده شد که در آستانه انتخابات مجلس هفتم، صلاحیت بیش از ۸۰ نماینده حاضر در مجلس ششم رد شد. در انتخابات مجلس هشتم دایره حذف گستردهتر شد. افزون بر حذف شدگان دوره قبل، افراد جدیدی بر آنها اضافه شدند. تا به حدی که افراد شناخته شدهای مانند دكترعباسى فرد با سوابق ۸ سال نمايندگى مجلس، قريب ۱۲ سال حقوقدان شوراى نگهبان، ۱۰ سال خدمت در قوه قضائيه بعنوان معاون و رئيس ديوان عدالت ادارى، دكتر سيد رضا نوروززاده با سابقه ۵ دوره متوالى و به مدت ۲۰ سال نمايندگى مجلس، و مهندس مرتضى الويرى با سابقه مبارزه در زمان شاه، نمايندگى مجلس، شهردار تهران، معاون سازمان برنامه و بودجه و سفير ايران در اسپانيا رد صلاحیت شدند.[۱]
اما در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری این سیاست به بن بست رسید و باردیگر پیوند نوینی میان مردم و اصلاحطلبان بوجود آمد. این پیوند به دو دلیل رخ داد. نخست احساس خطر همگانی از ادامه دولت احمدی نژاد، و دوم انتشار برنامههای اصلاحی جدی اصلاحطلبان تا حد تلاش برای تغییر اصلهایی از قانون اساسی. تا زمانی که معترضان، اپوزیسیون پراکنده بیرون از رژیم بودند، خطری حکومت را تهدید نمیکرد و مشروعیت مهندسی شده ادامه یافت. ولی کشیده شدن این اعتراض به درون حاکمیت در سطحی که افرادی چون رفسنجانی، خاتمی، موسوی و کروبی را نیز دربرگرفت نگرانی جدی برای مثلث قدرت (خامنهای، سپاه، احمدینژاد) بوجود آورد. شکاف جدید تنها میان جامعه و حکومت نیست. آن شکاف سالهاست که وجود داشته است. شکاف میان حکومتگران نیزهست. شکاف میان حکومتگران زنگ خطری برای بقای رژیم ج ا است. این شکاف تنها بر سر مسایل امروز ایران نیست، بلکه بر سر آینده نظام نیزهست. این نگرانیها شکاف درون نظام را جدی ترکرده است.
با توجه به پیوند نوین میان اصلاحطلبان و مردم در انتخابات اخیر، تداوم "مشروعیت مهندسی شده" به شیوه سابق ممکن نبود. بنابراین، تقلب و سرکوب معترضان برای حفظ قوه اجرایی در دستور کار قرار گرفت. حفظ احمدینژاد (دستگاه مالی و اجرایی) برای مجموعه رژیم از جمله خامنهای و سپاه، و به ویژه پروژه اتمی آنها بسیار مهم بود. بنابراین، آنها با این محاسبه به پای هزینه تقلبی گسترده در انتخابات رفتند. ولی تقلب با مقاومت مردم روبرو شد. جناح خامنهای خود را برای مقابله نظامی با اعتراض مردم نیز آماده کرده بودند. با توجه به این واقعیات، ادامه "مشروعیت مهندسی شده"، نظام با مشکل اساسی روبرو گردید. به همین دلیل آیت الله مصباح یزدی و شیخ محمد یزدی، حامیان نزدیک احمدی نژاد، با آگاهی از نبود حمایت اکثریت مردم، و بن بست مشروعیت مهندسی شده، به مشروعیت نوع سوم، یعنی "مشروعیت الهی" که هر دوی آنها درگذشته نیز آن را طرح کرده بودند، روی آوردهاند. توجیه این مشروعیت براساس نظریه تقسیم "مشروعيت و مقبوليت" انجام میگیرد. مطابق آن، برخلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی، و سخن آشکار خمینی ("میزان رأی مردم است")، آرای مردم را "تشریفاتی" و تنها برای "مقبولیت" نظام دانسته، و اراده خداوندی را اساس "مشروعیت" نظام قلمداد کردند. به تعبیر آنها درغیاب ائمه معصومین، اراده خداوندی نزد رهبر است. حال پرسش اساسی این است که آیا توسل به این شیوه "مشروعیت" سازی میتواند به بقای رژیم کمک کند؟
برگشت به ساخت مشروعیت نوع اول بدون تغییرات ساختاری ممکن نیست، چون مطابق قانون اساسی ج.ا باید بر آرای آزادانه مردم تکیه کند. مراجعه به آرای مردم میتواند حتی به تغییر نوع رژیم، یعنی نظام غیر دینی نیز منتهی شود. اکثریت مردم احساس میکنند که روحانیت آنها را فریب داده است و اگر فرصتی بیابند نظام ولایت فقیه را تغییر خواهند داد. ساخت مشروعیت مهندسی شده نیز کارکرد خود را از دست داده است. تحمیل "مشروعیت الهی" هم تنها با نیروی نظامی ممکن است. بنابراین، رژیم درچه مسیری حرکت میکند؟ (الف) سرکوب وسیعتر وجدیتر جامعه؟ (ب) تغییرات ساختاری و حقوقی نظام؟ (ج) گزینه انتقالی و توافقی زمان بر؟ در زیرجزئیات این راهها در شش گزینه توضیح داده میشود.
اما فارغ ازاین گزینهها، احمدینژاد به شیوه خودش میکوشد که اصلاحات ظاهری و کنترل شدهای را برای فریب مردم و جدا کردن خود از روحانیت بد نام شده اجرا کند. مانند ژست انتخاب سه وزیر زن که واکنشی است در برابر خواستها و مبارزات زنان، علی رغم دید و سیاست زن ستیزانه او و بطور قطع مخالفت روحانیت سنتی حامی او. آنها در برابر این ژست او مصلحتی سکوت میکنند. با این تصور که باز بخشهای دیگری از جامعه نسبت به او توهم پیدا کنند. اما با توجه به مشکلات اقتصادی ایران، از جمله کاهش در آمد نفت، تورم ۲۸ در صدی، و بیکاری ۱۵ درصدی، احمدینژاد قادر نخواهد بود طرحهای پوپولیستی توزیع پول دوره قبلی خود را ادامه دهد. بنابراین، احتمال رشد اعتراضهای کارگری و تهیدستان بالا خواهد رفت. در چنین شرایطی تضاد درون حکومت بیشتر خواهد شد. او ممکن است برای فریب مردم پروندههای سو استفاده مالی کسانی را نیز رو کند تا به اصلاح نشان دهد که در پی اجرای وعدههای پیشین خود مبنی برمبارزه با فقر و فساد و تبعیض و بی عدالتی است. ولی این کار او شکاف درون رژیم را بیشتر خواهد کرد. به ویژه آنکه در این دوره عامل اپوزیسیون فعال نیز وارد معادله سیاسی شده است. احمدینژاد در ایران بعنوان فردی دروغگو باعدم تعادل روانی معرفی میشود. باورغالب بر این است که او با تقلب و کودتا خود را رئیس جمهورکرده است. او اقتدار مشروع برای اداره جامعه پر تلاطم و بحرانی کنونی را ندارد. اصلاحطلبان مشروعیت برای او قائل نیستند. در سطح جهانی نیز او بسیاربی اعتبار شده است. بر حسب اینکه فشار جنبش اجتماعی، نزاع درون نظام و فشارجهانی چگونه و چقدرادامه یابد احتمالات زیرمی تواند رخ دهد.
شش واکنش محتمل برای کسب مشروعیت رژیم:
۱. سماجت مثلث قدرت بر ادامه سیاست کنونی علی رغم بحران و مخالفت اصلاحطلبان و مردم.
۲. کنارگیری داوطلبانه خامنهای با توافق مجلس خبرگان و گشودن راه برای برکناری احمدینژاد و انتخابات جدید.
۳. برکناری خامنهای با فشار روحانیت از طریق مجلس خبرگان، انتخاب رهبر موقت، و در ادامه آن بر کناری احمدینژاد و تجدید انتخابات. باعمیق شدن بحران، فشار از بدنه و بخش روحانیت به خامنهای منتقل میشود. این سیاست برای حفظ رژیم و جلوگیری از درون پاشی نظام است. اگر این رخ دهد رژیم مجبورمی شود که چهرهای مردم پسندی چون خاتمی را در رأس قرار دهد.
۴. راه میانه و توافقی. خواست جنبش سبز تغییر است. خواست مثلث قدرت حفظ وضع موجود است. در حالیکه هیچ یک از این دو خواست آسان حاصل نمیشود. ادامه وضعیت کنونی میتواند به هرج و مرج جامعه کشیده شده و در پی آن انتقام گیریها نظم جامعه را برهم بریزد. با شناخت این واقعیت، دو طرف ممکن است بپذیرند که تغییر تدریجی و طی ۴ سال آینده انجام بگیرد. احمدینژاد بماند. سپاه از مداخله در امور سیاسی، اقتصادی، قضایی و انتظامی برحذر شود. دستور بازنگری قانون اساسی توسط خامنهای صادر شود و اختیارات شورای نگهبان محدود و نظارت استصوابی حذف گردد. پذیرفتن انتخابات آزاد در آینده طبق برنامه و زیر نظر سازمان ملل متحد. اختیارات رهبر محدود شود و انتخاب مستقیم و دورهای جاگیزین شود. رفسنجانی ظاهرا در این مسیر گام بر میدارد.
۵. بر کناری احمدینژاد با حکم رهبر و دستور اجرای انتخابات جدید. این امرممکن است با واکنش ناگهانی کودتا و ارانه احمدینژاد با همکاری برخی سران سپاه روبرو شود.
۶. انجام یک کودتای درون نظام علیه اصلاحات و برای حفظ نظام که قطعا سرنوشت آن نا روشن است. کما اینکه کودتای درون حزب کمونیست شوروی برای حفظ نظام سوسیالیستی در برابر اصلاحات گورباچف تنها به سقوط آن سرعت بخشید.
اینکه کدام یک از این گزینهها محتملتر است بستگی به میزان فشار درونی و جهانی و رشد و سازماندهی جنبش اجتماعی دارد. شکی نیست که رژیم به گزینه شماره ۱ خواهد چسبید، ولی مانند هر رژیم بحران زده دیگر ممکن است مجبوربه عقب نشینی شود و به بدیلهای دیگر روی آورد. اما بسیاری ازدیکتاتوریها به دلیل ارزیابی نا درست از رشد تحولات سیاسی، و اصرار بر تمامیت خواهی شانس خود را برای باقی ماندن از دست میدهند. رژیم ایران هم استثنا نیست. اگر جنبش مدنی با سازماندهی گسترده در کنار جنبش اجتماعی شکل بگیرد، راه سرکوب مردم بسته میشود و تنها گزینههای اصلاحات باقی میماند. قشربندی اجتماعی و دگرگونی جمعیتی جامعه نشان میدهد که رژیم ج ا نمیتواند نمایندگی جامعه متحول ایران را بکند. بنابراین، تغییر هم درونی و هم بیرونی اجتناب نا پذیر شده است. بخش بزرگی از این بحران ناشی از تمرکز قدرت در دست یک فرد، یعنی رهبر است. مدافعان ولایت مطلقه فقیه برای توجیه این سیاست به رهبر چهره الهی میدهند. ولی این ظاهر سازی نمیتواند مشکلاتی که از این ساختار بوجود میآید را حل کند. چهره الهی دادن به یک فرد با قدرت انسانی یک فرد با توان متوسط بحران زا میشود. اصلاحطلبان باید به فکر راه حل اساسی این ساختار بحران زا باشند و آنرا تغییر دهند، نه آنکه به فکر اصلاح جزئیات آن باشند.
نگاهی به قشر بندی اجتماعی جامعه ایران:
قشری بندی اجتماعی جامعه نشان می دهد که برگشت به گذشته رژیم و یا حتی حفظ موقعیت کنونی آن ممکن نیست، مگر با کنترل تمام عیار نظامی. نمونه های تاریخی از اسپانیای قرن ۱۶ گرفته تا امپراتوری عثمانی، ژاپن و آلمان پیش از جنگ جهانی اول، و تا کره شمالی امروز نشان داده است که هر گاه نظامیان برسیاست و اقتصاد مسلط شوند مسیر رشد و توسعه جامعه منحرف شده، بودجه دولتی به راه های تقویت بنیۀ نظامی رژیم کانالیزه می گردد؛ و در پی آن رژیم به فکر تهدید همسایگان، باج گیری و کشورگشایی می افتد. این خطردر صورتی که ج ا مسیر کنترل تمام عیار نظامی را پیش بگیرد درمورد ایران کنونی نیزدور از تصورنیست. چنین مسیری که می تواند نابخردانه و بر اساس سرشت، روحیه و روانشناختی نظامیان رخ دهد، و شرایط را برای حمله قدرت های جهانی به ایران فراهم سازد.
اما اگر نظامیان در ایران فرصت نیابند که سیاستمداران را به کارگزاران زیردست خود بدل سازند، تغییرات اصلاحی براساس ترکیب جمعیتی و خواست ها و ارزش های آنها و انتگره شدن ایران در جامعه جهانی رخ خواهد داد. کودتای انتخاباتی مقاومت خشونت بار حکومتگران در برابر خواست نسل جوان، آینده نگر و ارزش های نوین و مدرن آن بوده است. طبقات و قشرهای نوگرا حق طلب اند. درحالیکه حاکمیت سنتی ایران به حقوق مردم اعتقادی ندارد و حکومت مطلقه و مستبدانه خود را امتیازی الهی برای روحانیت می داند. در یک عبارت طبقات نوگرای جامعه درمحاصره نظامی و امنیتی طبقات واپس گرا قرار گرفته اند. طبقاتی که در اوایل درپناه انقلاب به امتیازهای بی سابقه ای دست یافته اند و امروزحریصانه نمی خواهد آن را ازدست بدهند. نمای قشربندی کنونی ایران را می توان با در صدی خطا بصورت زیر نشان داد.
- طبقه مرفه سنتی (اکثرا موافقین رژیم)
- گروههای مرفه مدرن (مخالفان فرهنگی و موافقین اقتصادی رژیم) فرصت طلب و بی تفاوت
- طبقه متوسط با فرهنگ سنتی و ارزشهای دینی (اکثرا مدافع رژیم) محدود و رو به ضعف
- طبقه متوسط با فرهنگ مدرن، بی دین یا با دین غیرسیاسی (اپوزیسیون) رو به رشد
- نسل گلوبال (جوانان) که بیشتر در طبقات میانی جامعه قرار دارند با فرهنگ و ارزشهای جهانی (اپوزیسیون) رو به رشد
- طبقات تهیدست با فرهنگ سنتی و ارزشهای دینی و نیاز مالی (طرفدار نسبی فرهنگی و مخالفان اقصادی رژیم).
طبقات رو به رشد در ده سال آینده بیش از ۸۰ در صد جامعه را تشکیل خواهند داد و نیاز به تغییر همه جانبه برای برآورده کردن خواستهای آنها اجتناب نا پذیر خواهد بود. ایران برای رفع مشکلات اقتصادی خود به سرمایه گزاری خارجی در بخش تولید، برای کاهش تورم و پائین آوردن نرخ بیکاری و دست یابی به بازار جهانی برای کالاهای غیر نفتی نیازدارد. این نیاز بدون تغییرات سیاسی و حقوقی به دست نخواهد آمد.
درحال حاضر اساس قدرت رژیم را دو پای روحانیت وابسته به حکومت، یعنی اکثریت روحانیت، و نیروی نظامی- امنیتی تشکیل میدهند. اگر چه هر دو پا زخمهایی برداشتهاند، ولی تا فلج شدن هنوز فاصله زیادی دارند. این دو پا سخت به در آمد اقتصاد دولتی، یعنی در آمد نفت وابستهاند. جنبش مدنی در کنار جنبش اجتماعی و سیاسی میتواند تهدیدی علیه این منافع بشود. زیرا کنترل قانونی توسط نهادهای مدنی، توان مالی بی حساب را از آنها سلب میکند. درحال حاضر کنترلی بردر آمد اقتصادی آنها نیست. نوعی تحریم اقتصادی که در آمد رژیم را کم کند، مثل تحریم خرید نفت ایران، (نه تحریم فروش بنزین به ایران، که هزینه رژیم را کاهش میدهد و عوارض آن نا روشن است) میتواند به این دو پا لطمه بزند، و حتی بخشهای مختلف رژیم را در برابر هم قرار دهد. روحانیت وابسته به رژیم مدتها است اخلاق را رها کرده و به منافع مالی چسبیده است. آنها در برابر شدیدترین و خشونت بارترین شکنجهها در زندان، یعنی تجاوزجنسی، که از هر شکنجهای کشندهتر وآثارمخرب آن طولانیتر است، سکوت کردهاند. نه امروز، سالیان درازی است که چنین کردهاند. حتی اعتصابات کارگری و کارکنان دولت و کسبه، خواست اپوزیسیون برای صدمه اقتصادی وارد کردن به حکومت، با توجه به دو پایه دینی، و نظامی- امنیتی رژیم، کار آسانی نیست. این دو نیرو از دو سو مردم را کنترل کرده، و زیر فشار قرارمی دهند. در برابر، مردم نیز باید آنها را زیر فشار اجتماعی قرار دهند.
پرسش اصلی این است که نظام ج ا با این ویژگیها که مشروعیتی برایش باقی نمانده است به کدام سو میرود؟ در حالیکه برای بقای خود راهی جز بازسازی مشروعیت قانونی ندارد. راههای محتمل ساخت مشروعیت قانونی نظام در بندهای ششگانه بالا توضیح داده شده است، ولی وضعیت کنونی موازنه قوا ناپایدار است.
-------------
[۱] پاسخ كروبى به احمد توكلىhttp://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/19172/
اشتراک در:
پستها (Atom)
