۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

حمایت موسوی از موضع کروبی در مورد تجاوز و تعدی در زندانها

میرحسین موسوی از مهدی کروبی به خاطر طرح موضوع نحوه برخورد با زندانیان بعد از انتخابات تقدیر کرده است.

آقای موسوی در نامه خود خطاب به مهدی کروبی نوشته است که نامه افشاگرانۀ کروبی "رسانه غیرملی و روزنامه های کودتاچیان" را سراسیمه کرده و پرسیده است که "این همه دستپاچگی از چه چیز خبر می دهد؟"

میرحسین موسوی در پاسخ می نویسد که این واکنش "خبر از خبرهای وحشتناکی می دهد که ما هنوز اطلاعی از آنها نداریم، خبر از آنکه دروغ چون چرکی مسموم، روز به روز دامنه خود را گسترش می دهد و به بهانه دفاع از اصل نظام، غافلان را به حمایت از خود فرا می خواند و کسی نمی گوید که اصل نظام، مردم اند."

در ادامه این نامه آمده است که "اینهایی که مرتکب جرم شده اند، ایادی حکومت بوده اند، آیا حکومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چه می کنند؟"

انتظار از روحانیون

میرحسین موسوی در اشاره به اظهارات برخی مقامات جمهوری اسلامی در مورد دلجویی از آسیب دیدگان حوادث اخیر می نویسد "به راستی این آسیب ها چگونه التیام می یابد، وقتی که منکر اصلی وقوعشان می شوند و با تهدید و ارعاب، ستمدیدگان را به سکوت و انصراف از تظلم وادار می کنند؟ دلجویی با پول و زور ممکن نیست بلکه با رسیدگی سریع، صریح و دقیق به دادخواهی آنها و خانواده هایشان ممکن است."

آقای موسوی در تقدیر از اقدام مهدی کروبی می نویسد "به راستی وظیفه ایمانی و انسانی یک روحانی انقلابی که با گزارش ها و مراجعات مکرر قربانیان چنین جنایاتی روبرو شده است، جز کاری است که شما انجام داده اید؟"

وی خوستار اقدام مشابهی از سوی سایر روحانیون می شود و می افزاید "انتظار از روحانیت اسلام آن است که در ابلاغ رسالت های الهی که بر دوش او قرار دارد، از خدا بترسد و از زورگویان و دروغ زنان و متجاوزان، از تهدیدها و تضییق ها و از هیچ چیز دیگری جز خدا نترسد."

میرحسین موسوی خواستار آن می شود که روحانیون "به صریح ترین لهجه، اسلام را از فجایعی که رخ داده است و رخ می دهد تبرئه" کنند و می افزاید "این رسالتی است که انجام آن جز ار روحانیت متعهد بر نمی آید و اگر در انجام آن کوتاهی شود، نخستین گروهی که از بابت آن ملامت خواهند شد، آنان خواهند بود."

------------------
متن کامل نامه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحيم

برادر گرامي حضرت حجت الاسلام و المسلمين كروبي

با سلام

جاي تاسف است كه در نظام اسلامي ما متصديان چندان بي‌طاقت شده‌اند كه حتي تذكر را تاب نمي‌آورند. تذكر از سوي چه كساني؟ از سوي برادرانشان، از سوي كساني چون شما كه عمرشان را صرف انقلاب و نظام اسلامي كرده‌اند.

نامه شما در مورد رفتارهاي زشتي كه در برخي بازداشتگاه‌ها با زندانيان صورت گرفته است رسانه غيرملي و روزنامه‌هاي كودتاچيان را دستپاچه كرده است. اين همه دستپاچگي خبر از چه چيز مي‌دهد؟ خبر از خبرهاي وحشتناكي كه ما هنوز اطلاعي از آنها نداريم. خبر از آن كه دروغ چون چركي مسموم روز به روز دامنه خود را گسترش مي‌دهد و به بهانه دفاع از «اصل نظام» غافلان را به حمايت از خود فرامي‌خواند و كسي نمي‌گويد كه «اصل نظام» مردمند و حكومت بخش كوچكي از نظام و دولت بخش كوچكي از حكومت و مجموعه افرادي كه اين‌گونه رفتارهاي غير انساني را مرتكب شده‌اند تنها بخش كوچكي از كارگزاران اجرايي كشورند.

از كساني كه در زندان‌ها مورد تعدي و تجاوز قرار گرفته‌اند مي‌خواهند كه چهار شاهد عادل با شرايط ويژه ارائه كنند. آيا آنان براي بازداشتن دست خود از گناه هم چهار شاهد مي‌طلبند؟ اينهايي كه مرتكب جرم شده‌اند ايادي حكومت بوده‌اند. آيا حكومت علاقه ندارد بداند دستان او با مردم چه مي‌كنند؟ سخن از دلجويي آسيب ديدگان حوادث اخير گفته مي‌شود. به راستي اين آسيب‌ها چگونه التيام خواهد يافت وقتي كه منكر اصل وقوعشان مي‌شوند و با تهديد و ارعاب ستم‌ديدگان را به سكوت و انصراف از تظلم وادار مي‌كنند؟ دلجويي با پول و زور ممكن نيست بلكه با رسيدگي سريع، صريح و دقيق به دادخواهي آنها و خانواده‌هايشان ممكن است.

به راستي وظيفه ايماني و انساني يك روحاني انقلابي كه با گزراش‌ها و مراجعات مكرر قربانيان چنين جناياتي روبرو شده است آيا جز كاري است كه شما انجام داده‌ايد؟ انتظار از روحانيت اسلام آن است كه در ابلاغ رسالت‌هاي الهي كه بر دوش او قرار دارد از خدا بترسد و از زورگويان و دروغ‌زنان و متجاوزان، از تهديدها و تضييق‌ها و از هيچ چيز ديگري جز خدا نترسد. در اين روزگار كدام رسالت الهي سنگين‌تر از آن است كه به صريح‌ترين لهجه اسلام را از فجايعي كه رخ داده است و رخ مي‌دهد تبرئه كنيم. اين رسالتي است كه انجام آن جز از روحانيت متعهد بر نمي‌آيد، و اگر در انجام آن كوتاهي شود نخستين گروهي كه از بابت آن ملامت خواهند شد آنان خواهند بود.

عجبا اگر كساني به جاي پرداختن به اين مسئوليت تاريخي به راحتي بر روي آنچه انجام گرفته است چشم بپوشند، به صورتي كه گويي انجام آن اعمال ناشايست بخشي از وظايف نيروهاي امنيتي بوده است، و تنها گناه نابخشودني و سزاوار واكنش آگاه كردن مردم از اين فجايع است.

اينجانب به سهم خويش از شجاعت و تعهد شما تشكر مي‌كنم و اميدوارم تلاش‌هاي شما با همصدايي ديگر استوانه‌‌هاي روحانيت مبارز تقويت شود.

برادر شما – مير حسين موسوي
27/5/88



پی نوشت:
علاوه بر میرحسین موسوی، حزب مشارکت ایران اسلامی، مجمع روحانیون مبارز، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، ادوار تحکیم وحدت و دفتر تحکیم وحدت نیز در بیانیه‌های جداگانه‌ای از موضع‌گیری‌های مهدی کروبی حمایت کرده‌اند.

انتقاد تند علما از نقش مجتبی خامنه‌ای

دیدار بی‌نتیجه جمعی از روحانیون برجسته قم با رهبر

جمعی از علمای بلندپایه قم در دیدار محرمانه‌ای با رهبر نظام، از فعالیت‌های مجتبی خامنه‌ای در کارها انتقاد کرده‌اند. اما آیت‌الله خامنه‌ای ضمن رد دخالت فرزندش در کارها، واکنش تندی به این علمای منتقد نشان داده است.

به گزارش موج سبز آزادی، بر اساس خبری که در برخی بولتن‌ها منتشر شده، جمعی از علما و روحانیون متنفذ قم چند روز پیش از مراسم تنفیذ با رهبر جمهوری اسلامی ملاقات کرده و انتقادهای شدیداللحنی درباره اوضاع کنونی کشور مطرح کرده‌اند.

به نوشته‌ی این بولتن، در صدر این گروه، آیت‌الله ابراهیم امینی امام جمعه قم و از روحانیون با سابقه حوزه قرار داشته و حجت‌الاسلام مرتضی جوادی آملی فرزند آیت‌الله جوادی آملی نیز در میان این جمع بوده است.

گزارش موج سبز آزادی حاکی است، این دسته از علمای منتقد در دیدار محرمانه‌ی خود با رهبر، از فعالیت‌های مجتبی خامنه‌ای گلایه کرده و وی را مسئول بسیاری از وقایع اخیر دانسته‌اند.

اما به نوشته بولتن مذکور، «گفته می‌شود که آیت‌الله خامنه‌ای واکنش قاطعی به انتقادات این علما نشان داده و هرگونه دخالت فرزندش مجتبی در وقایع اخیر را رد کرده است. ظاهراً این نشست مهم، بی نتیجه پایان یافته است.»

«موج سبز آزادی» ماه قبل از این دیدار خبر داده بود و نیز به انتقادات تند آیت‌اله خرازی از رهبر مبنی بر اینکه خون‌های ریخته شده به گردن اوست، اشاره کرده بود.

لازم به یادآوری است که بسیاری از علمای شاخص قم از جمله حضرات آیات امینی و جوادی آملی، دو امام جمعه اصلی قم، در مراسم تنفیذ احمدی‌نژاد شرکت نکردند.

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

اخطار! كروبي را تهديد نكنيد! وگرنه...! (بابک داد)

۲۷ مرداد ۱۳۸۸

«مهدي طائب» فرمانده بسيج گفته:«اگر كروبي ٤ شاهد نياورد، بايد ٨٠ ضربه شلاق بخورد!»

به بزرگترها و فرمانده ها و رهبر طائب اخطار ميكنم او را «كنترل» كنند!

مطمئن باشند تعداد شاهدان و قربانيان تجاوزهاي جنسي در زندانهاي كودتاچيان، خيلي بيشتر از آن است كه امثال «طائب» منتظر چهارتايش باشند و حكم شرعي صادر كنند!

اما تضميني نيست مثل «قتل ندا» يا «تيراندازي بسيجيان به مردم» كه فيلمشان دنيا را تكان داد،اسناد و مدارك و حتي شخص قربانيان و شاهدان را انكار يا «امحاء» و سربه نيست نكنند!

مدارك و شواهد را به مجامع جهاني مي دهيم تا هيچ تهديدي بر عليه شاهدان و قربانيان تجاوزها در كار نباشد و هيچ كشوري جرأت نكند با نظام و دولتي كه با سركوب معترضان و تجاوز به فرزندان ملت بر سر كار آمده، مناسبات و روابط برقرار كند.

اين روزها آرام نيستم. آتشينم!

با همه خشمم، اصول تحقيق را يك به يك انجام ميدهم. در حال تحقيق و سرزدن به چند شاهد مطمئن و يك قرباني جنايات اخير هستم. سرنخهاي آنها را از «مهدي» گرفته ام كه بعد از شنيدن حرفهايم از صداي آمريكا و شنيدن اخبار همدردي مردم خوب ايران، باور كرد هيچ گناهي نكرده و عصمتش محفوظ مانده، آرام شد و از لاك افسردگي بيرون آمد و آرام آرام چيزهايي يادش آمد كه سرنخهاي تازه اي هستند. خودش داوطلبانه تلفن كرد و نكات تازه اي را گفت كه كمك بزرگي است به افشاگريهاي دقيق تر!

دراولين فرصت، پرده از يك جنايت كثيف ديگر در كمپ كهريزك بر مي دارم. به زودي براي كساني كه چهره واقعي اين نظام را هنوز نشناخته اند، از «دندانپزشكي كمپ كهريزك!» پرده بر مي دارم. در حال تكميل تحقيقات و گفتگو با دو قرباني اين جنايتها هستم. اما اخطار ميكنم هرچه وحشي گريهاي مقامات نظام با «اسيران سبز» (زندانيان) بيشتر شود، و يا اگر مداحان و كفن پوشان اوباش فدايي رهبر، جرأت كنند و به رهبران جنبش سبز بخصوص شيخ غيرتمند و شجاع مهدي كروبي، تعرض و جسارتي بكنند، يا تهديدي نسبت به آقايان موسوي و خاتمي صورت دهند، قسم ميخورم برخي از تحقيقات و يافته هايم را «قبل از تكميل تحقيقات» و قبل از اتمام بررسيهاي جامعي كه في المثل در مورد «مهدي» كردم و خطرات تماس و حضور در منزلشان را براي «دقت تحقيقات» به جان خريدم، منتشر خواهم نمود.

روش تحقيق من در اين روزهاي اختفاء، وقت گيرتر هستند و شخصا" تا از ابعاد واقعي ماجرايي اطمينان كامل پيدا نكنم، يا مدارك و اسنادش را شخصا" نبينم، منتشرشان نمي كنم.

اگر هم از صحت ماجرايي مطمئن شوم، مانند ماجراي دردناك تجاوزها به «مهدي» تا پاي جان، پاي «حقانيت» او خواهم ايستاد. اما حالا اعلام مي كنم اگر تهديدهاي امثال طائب و احمدخاتمي و علم الهدي بر عليه آقاي كروبي قطع نشود، به همين اطمينان ٥٠ و٦٠ درصدي فعلي كه درباره دو جنايت ديگر دارم، اكتفا كرده و منتشرشان خواهم كرد. اگر گزندي به اسيران و رهبران و اهالي جنبش سبز برسد (تأكيدم روي حجاريان، تاجزاده و بخصوص كروبي است) از تصاحب مادر پسرجوان ١٦ ساله اي به نام «پدرام/اسم مستعار است» توسط قاضي ناجوانمرد پرونده سخن مي گويم و قبل از تكميل تحقيقاتم، اين ماجرا را افشاء مي كنم.

به شهادت مهدي،«پدرام» هم سلولي او بارها مورد تجاوز قرار گرفته و قاضي پرونده، از تجاوز مأموران به پدرام، بوسيله موبايل خودش، فيلمي تهيه كرده و مادر جوان او را تحت فشار گذاشته بود ١٠ميليون تومان رشوه بدهد تا با «يك تعهد ساده!» پدرام را آزاد كند! (تحقيقاتم در اين مورد و هويت اين قاضي كامل نشده، اما آمر اصلي او چه كسي جز مقام معظم رهبري است؟) مادر پدرام بعد از تأمين و پرداخت رشوه ده ميليوني به قاضي، مورد سوء استفاده قاضي قرار گرفته وبراي نجات جان فرزندش از دست متجاوزان وحشي، ناگزير تسليم خواسته جنسي قاضي شده است. ظاهرا" فيلم تجاوز مأموران به پدرام، از موبايل جناب قاضي رشوه گير لو رفته!
(مطمئن نشده ام. صحت و سقم آن بماند تا وقتي خود سند بدستم بيايد)

اواخر هفته بنا دارم بروم و جزئيات اين دو ماجرا را دربياورم و با يك پزشك زندان و بستگان يك قرباني ديگر هم ديدار كنم. اما اگر تهديدها بر عليه موسوي و كروبي قطع نشود و اگر لازم بدانم، قبل از اتمام تحقيقاتم، همه آنها را افشاء خواهم كرد. مگر آنكه جانم را قبل از آن گرفته باشند و حقيقت اين جنايات را، با جسم من دفن كنند. اما مطمئن باشيد حتي با كشتن من، حقيقت اين جنايات نخواهند مرد و ترتيبي داده ام كه ماجراي اين حقايق تلخ، بر زبانهاي ديگري جاري شوند. من از دفاع از مظلوميت و حقانيت مهدي و پدرام و ملت گروگان و دربند ايران، فارغ نمي شوم.

مدتهاست با همه ضعفها و اشكالاتم، با خداي خودم عهد بسته ام با «حقيقت گويي» همآغوش بمانم، خواه زنده باشم، خواه مرده! و «مگس» كوچكي باشم كه فرعون يا نمرود زمان را از پاي درآورد!/

بابك داد

[پي نوشت]: ازشما و همه لطفهايتان صميمانه ممنونم. مي دانيد اگر امكان پاسخ به ايميلهاي شما را ندارم،دليل امنيتي دارد و عمل به توصيه بچه هاي سبز اينترنت است. همچنين از دوستاني كه نوشته هايم را تكثير و ترجمه و لينك و منعكس مي كنند، و از گويا و بالاترين ودنباله و ساير هموطنان بدليل همكاريشان براي نشر واقعيات اين نظام ستمكار سپاسگزارم. مطمئنا" ميدانيد در اين «همكاري جمعي»، كسي بدنبال منفعت شخصي نيست و «همدلي» ما براي بيان حقانيت و انعكاس مظلوميت ملت است كه سعادت بيان مظلوميتشان، امروز نصيب من يا شما شده است.

پس در بيان و انعكاس اين نظرها و نوشته ها،«شخص» مهم نيست! امروز بايد از هركسي كه «معبري» را در اين ميدان مين باز مي كند، و يا هر كسي كه در صف دژخيمان متجاوز «خط شكني» مي كند و هر كسي كه صداي مظلوميت ملت را است و آن را بيان مي كند، دفاع كنيم و صداي او را تكثير و پخش و منعكس نمائيم. اين روزها «نفع شخصي» در دفاع از حق، وجود ندارد و اگر امثال «مهدي» يا ساير قربانيان شكنجه ها و تجاوزها،ببينند صداي مظلوميتشان شنيده مي شود و جايگاهشان در جامعه محترم است و صداي مظلوميت آنها در جهان«پژواك» دارد،

احساس تنهايي وانزوا نمي كنند ومثل مهدي دوباره«احياء» مي شوند و از جنايات ديگر پرده بر مي دارند. اين كار،موجب «بازسازي روحيه» بچه هاي درهم شكسته اي مثل مهدي شده و نقشه نظام كودتاچي، براي سركوب روحيه آزاديخواهي جوانان از طريق تجاوز و آزار جنسي را خنثي مي سازد. پس هر حركت كوچكي براي افشاي جنايات نظام،وقتي «مؤثر» است كه نشر چندباره و تكثير شود تا تأثيراتش صدچندان شود و «پژواك» پيدا كند. در اين همصدايي، «اركستر حق طلبي» مردم رنجديده ما در جهان طنين افكن مي شود و ما وقتي «ما» بشويم، مطمئنا"پيروز خواهيم شد. ياحق.

سحام نیوز: کروبی افشا کرد، جزییات ماجرای ترانه موسوی - ناگفته هایی از سوابق برخی از ائمه جمعه

یکشنبه 25 مرداد 1388
گویا

مهدي كروبي در واكنش به جوسازي هاي اخير و توهين هايي كه نسبت به وي وارد شد گفت : " برخي فكر مي كنند كه با اين تهمت ها و فحاشي كردن ها من از ميدان كنار مي روم ولي من به اين آقايان توصيه مي كنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب و در عرصه ماجراي مجلس سوم و مسائلي كه در اوخر آن مجلس روي داد و هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند از جمله انكه گفتند كروبي با دلارها از ايران خارج شده است چه كسي بود كه ايستادگي و تحمل كرد . "

دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين ، هتاكي و تهمت هايي كه از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبل نگارش نامه اي نسبت به او شد گفت : "‌طي هفته اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته هايي را بازگو خواهم كرد . "

كروبي چنين از انگيزه انجام مصاحبه اي در واكنش به اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت : "‌ پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه از نظر خشونت ، بي قانوني ، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظام و شبه نظامي و لباس شخصي ها امري بي سابقه بود و چنين است كه انسان هاي مسئول ، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود . "

‌وي افزود :‌" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آنها را به مكان هاي خاصي منتقل كنند و با آنها هر رفتاري كه مي خواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مكان هاي نامعلومي منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور كه بگويند اين رفتارهايي كه انجام شده است زير نظر زندان هاي رسمي كه تحت نظر ما بوده روي نداده است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك ، كلانتري ، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته است."

كروبي خاطر نشان ساخت : "‌تمام اين حوادثي كه روي داده است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده است آيا بايد با مردمي كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي كنند چنين برخورد كرد؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده اند به طوري كه دندان ها و سرها شكسته شده است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه ها جان باخته اند. اين درحالي است كه معمولا شكنجه ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي دهند كه او تحت درمان است. بنابراين از اين جهت من مي گويم كه خشونت هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي تدبير صورت گرفته كه بي سابقه است و البته اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به انتخاباتي اعتراض داشته اند . "‌

كروبي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي در نظام جمهوري اسلامي گفت : " به اندازه اي در اين مدت رفتارهاي غيرمنطقي و بي ضابطه انجام شده است كه وقتي هيات تحقيق و تفحص به خدمت رهبري گزارشي را از وضعيت پيش آمده مي دهند ايشان برآشفته و حتي با عباراتي تند دستور تعطيلي بازداشت گاه كهريزيك را ارائه كردند كه البته اكنون نيز شاهد بركناري برخي از عامران و مسببان اين حوادث هستيم."

وي با اشاره به اخباري كه به صورت مرتب از برخوردهاي خشن و غير معمول با معترضان به انتخابات به او مي رسيد گفت: "ما هر روز اخباري را از نحوه برخورد با مردم دريافت مي كرديم اخباري كه همين افرادي كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند نزد من مي آمدند و بيان مي كردند . رفتارهاي خشونت آميزي كه با زنان و مردان صورت گرفته است مانند آنكه هنگامي كه به منزل زن جواني مراجعه كرده اند تا او را بازداشت كنند اين زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و اين زن هنگامي كه هيات بررسي تحقيق و تحفص از وضعيت زندانيان اخير را در زندان مي بيند با شجاعت مقابل انها مي ايسند و نسبت به اين رفتار اعتراض مي كند . من بسيار متاثر شدم از چنين برخوردهايي كه تحت لواي نظام جمهوري اسلامي انجام مي شود ،‌هر خواننده اي مي تواند خودش را جاي ان مادري بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار داده اند."

وي با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابي گفت : " هنگامي كه در دوران مبارزه به منزل من مي آمدند تا مرا بازداشت كنند گاهي اوقات خانم كروبي با تندي برخورد مي كرد كه انها تنها مي گفتند كه سفارش كنيد كه ايشان حرمت ما را نگه دارد و يا در پروند يكي از بزرگان هست كه وقتي به منزلش مي آمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندي مي كند كه تنها به او تذكر مي دهند ولي اكنون شاهد ان هستيم كه دختري را در مقابل چشم مادرش كتم مي زنند و از اين جهت مي گويم چنين برخوردهايي در كشورمان بي سابقه است."

كروبي با اشاره به اينكه بارها از طريق نامه و مصاحبه اين مطالب را بيان كرده است گفت: ‌"من اين مسائل را طي نامه اي به رياست محترم قوه قضائيه ، وزير سابق اطلاعات و ديگر مسئولان يادآور شده و يا در مصاحبه ها به صورت مكرر بيان كرده ام تا شايد با توجهي كه نسبت به اين رفتارها مي شود مانع از تكرار ان شوند ولي بعد از مدتي اخباري به من درباره آزار جنسي بازداشت شدگان رسيد كه به علت ناراحتي شديد از اين موضوع نامه اي را به صورت محرمانه به رييس قوه قضائيه نوشتم. در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنين اتفاقي روي داده است بلكه گفتم كه شايعه شده كه چنين ماجرايي روي داده و افرادي از آشنايان خودمان نيز اين مطلب را گفته اند و تاكيد كردم كه انشاء الله اخباري دروغ و شايعه باشد ولي بايد اين اخبار بررسي شود تا اگر شايعه اي بيش نيست كه همه از رفتارها و عملكردها با قاطعيت دفاع كنيم ولي اگر هم در مواردي چنين اتفاقي روي داده است بگوييم كه عاملان اين قضيه جز نيروهاي خودسر بوده اند كه بايد معرفي و مطابق قانون مجازات شوند تا اينكه ساحت مقدس جمهوري اسلامي ايران را از چنين مباحثي پاك كنيم كه چنين موضوعي در تاريخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراواني به ان داده شود و از سوي ديگر خون بچه هايي كه در اين راه كشته شده اند تضييع گردد."

كروبي افزود : "‌من در اين نامه تاكيد كردم كه اگر هم چنين اتفاقي روي نداده است و ثابت شد كه اين چنين نبوده از زبان ما كه خودمان به انتخابات معترض بوده ايم مطرح شود تا حداقل عده اي باور كنند"

كروبي با اشاره به برخوردهايي كه در واكنش به انتشار چنين نامه اي صورت گرفت گفت : "‌بيش از ده روز منتظر پاسخ نامه ام بودم ولي به من خبري نرسيد و بنابراين اين نامه را علني كردم و در اين ميان جمعيت بسياري از دلسوزان نظام مرا تحسين كردند و برخي هم دوستانه انتقاداتي را مطرح كردند كه من نيز استقبال كردم ولي در همين راستا برخي از تريبون نماز جمعه ،‌مجلس ، وابستگاه به نهادهاي نظامي ، سايتها و خبرگزاري ها ، مطبوعات و صدا و سيما به بنده فحاشي كردند. ولي از اين ميان آنچه بيش از همه تاسف مرا برانگيخت مطالبي بود كه از تريبون نماز جمعه عليه من مطرح شد و تريبون مقدس نماز جمعه كه بايد در آن دردهاي مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تريبوني براي فحاشي عليه فردي تبديل شد. چنين برخوردهايي در حالي نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامه اي يادآور شدم كه بررسي شود آيا چنين مسائلي روي داده است يا خير و اگر هست آيا عاملان آن مجازات خواهند شد و يا اينكه اعلام بركناري عده اي كه چنين تخلفاتي را انجام داده اند تنها براي جنجال سازي بوده است و تمامي اينها به سركار خود برمي گردند مانند همان كساني كه زماني آن شكنجه ها ر انجام دادند و آبروي نظام را در عرصه هاي بين اللملي بردند و فيلمي از ان منتشر شد كه هيچ بيننده اي نتوانست ان را بيش از ده دقيقه نگاه كند و اكنون سخناني درباره فعاليت هاي آنها شنيده مي شود كه چنانچه لازم باشد درباره آنها سخن خواهم گفت."

‌وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه اينكه من به نظام توهين كرده ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار ان پرداختند . هرچند كه اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه اينها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اينها به دور نيستند. از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر انان نيستند جاسوس، ساده انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده اند. به مانند اينكه اخيرا يكي از روزنامه ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه اخيرا نامه اي را نوشته اند افراطي و رانت خوار ناميده است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش، ‌وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده است كه زماني كه من نماينده امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده است. به نظر مي رسد كه اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي دانند كه ديگران بايد خود را با آنها بسنجند. اينها به جاي اينكه كساني را كه به اين كشور خيانت كرده اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي كنند و آبروي انها را مي ريزند. همين اندازه نيز بگويم روزنامه اي كه چنين مطلبي را مي نوسيد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي و همكار او بوده است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه امن دارد و رويين تن است، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است."‌

كروبي با اشاره به انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري ها كه ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي داند گفت :‌"‌ اين خبرگزاري محترم به انتشار اخباز كذب عادت دارد به طوري زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد. كه اينهم نمونه اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه هاست . "‌

كروبي در ادامه گلايه هاي بسياري داشت از ائمه جمعه اي كه با ادبياتي نامناسب به او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي از جايگاه افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته اند به بيان برخي از ويژگي هاي شخصيتي انها پرداخت.

وي گفت : " امام جمعه اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف ها را مي زند و بنده را تروريست مي خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آنها حضور داشتم، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد. ما كه به ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند."

كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت: ‌"‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف هايي را مي زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همن اندازه از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي كرده است و پس از امام جز مخالفين درجه اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد."


كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "‌آيا نمي شد كه اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي ايران ندارد؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت هايي تند چنين به نامه دلسوزانه انقلاب پاسخ داده مي شد."

‌مهدي كروبي با اشاره به اظهارات مجلسي ها عليه وي گفت : "‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه اين حرف ها را مي زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي هاي داغ نبوده و هيچ نامه اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند. چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد هادي خامنه اي، محتشمي پور، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي كردند چرا كه ديگر نمي شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به اين كار ندارند."

وي همچنين به اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "‌از نظر بنده امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي كنند جالب توجه است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي دهم و حرمت پدرش را نگه مي دارم."

كروبي همچنين براي برخي از وابستگان به نهادهايي نظام كه اهانت هايي را نسبت به وي مطرح كرده بود پاسخي داشت. وي گفت: ‌"‌برخي از برداران نظامي كه چنين حرف هايي را مي زنند بايد هم اين گونه موضعگيري كنند چرا كه انها اكنون تمام مراكز اقتصادي و سياسي را در اختيار دارند ولي اين افراد متوجه نيستند يك فكر و انديشه قائم به يك نفر و يا چند نفر نيست بلكه درون خانواده ها نيز نفوذ مي كند به طوري درون خانواده برخي از اين آقايان هم اختلافاتي وجود دارد كه اگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد."

‌وي افزود : "‌برخي از وابستگان به نهادهاي نظام بسيار پهلوانانه وارد ميدان شده اند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولي يكي از همين معترضين كه در نهادهاي شبه نظامي نيز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همين رفتارها و كارهايش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جاي ديگر منتقل كرد."

‌كروبي در ادامه اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "‌من از پشت پرده اين ماجرا مي گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند."

وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت ها ،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده است. مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده اش بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند. در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند. براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي برم متوجه شدند كه خانواده اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي كند و تنها نياز به ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده اين دختر را وادار به انجام مصاحبه اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند .
پس چند نفر از افراد نظامي ،‌انتظامي و اطلاعاتي كه چهره هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي روند و خطاب به خانواده مي گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه شوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس انها هست يا خير بيايند و جنازه اش را تحويل بگيرند . در همين هنگام پدرخانواده مي گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي كند و چون بزرگان خانه اهل سياست نبوده و چهره هاي علمي هستند بسيار ساده به اين موضوع نگاه كردند . در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي است تلفن مي كند و مي گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي خواهد كه فرزندش به او مي گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند .

در همين حال مادر متوجه مي شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي رود و به بيمارستان منتقل مي شود . پدر خانواده وقتي كه متوجه مي شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي گيرد كه او متوجه مي شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي رساند . او مشاهده مي كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از انها از چهره هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته اند كه اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي اندازد كه مي گفت: ‌" اي كاش ما درجبهه ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم"

اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي كه با اين افراد صحبت مي كند مي گويد كه نزد من اين حرف ها را نزنيد چرا كه من مي دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي برد كه پيش كولي ملق نزنيد. آن افراد نيز چون متوجه آگاهي اين فرد مي شوند از اين جهت با او صحبت مي كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي هاي رسانه هاي بيگانه به صلاح است كه با انها همكاري كنند . در همان حال اعضاي خانواده گفته اند كه شما از ما چه مي خواهيد آنها مي گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده است. برادر شوهر ترانه ابتدا مخالفت مي كند و مي گويد كه اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره هايي شناخته شده هستيم و البته از انها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه ان افراد گفته اند كه شما به اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد.

همچنين اين خانواده گفته اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه انها مي گويند شما به اين كارها كاري نداشته باشيد . در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره هاي علمي و سياسي بوده است تحت تاثير قرار مي گيرد و فكر مي كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي شود ولي او پيشنهاد مي كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند .

در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آنها را جويا مي شوند كه برادر شوهر ترانه مي گويد بنابراينكه انها منزلشان را تغيير داده اند ما شماره اي از انها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه از او شماره شان را بگيريم. پدر شوهر ترانه نيز مي گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه افراد حاضر تصميم مي گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده اند كه خطاب به اين افراد گفته اند شما برويد و ما خودمان سعي مي كنيم شماره تلفن انها را پيدا كنيم. ولي جالب توجه اينكه قبل از انكه اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند انها خودشان تلفن را پيدا مي كنند.

در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي گيرد و مي گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به اين آقايان مي گويد كه اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با انها صحبت كنيد. چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده است و در كانادا زندگي مي كند. البته بعد از اينكه اين خانواده متوجه شده اند كه اصل ماجرا چه بوده است بسيار ناراحت شده اند و مي خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به انها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود."

‌كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :‌"‌اين افراد اظهار كرده اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمان هاي حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده هايي است كه به مردم داده ايم ولي متاسفم كه اينك از انقلاب برگشته ايم و با آبروي نظام بازي مي شود."

‌وي تاكيد كرد: ‌"‌آيا مسئولان از اين طريق مي خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي تدبير عمل كرده اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه اصل موضوع را بفهمند."

كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه اي از حوادث تاريخي را بازگو مي كنم گفت: ‌"هنگامي كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي شروع شد يك سري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا با شبيه سازي ماجراي بهلول در حادثه مسجد گوهرشاد حركت امام را متوقف كنند. ماجراي بهلول از اين قرار بود كه هنگامي كه حادثه مسجد گوهر شاد روي داد مدتي بعد عكس فردي سر وحال را در رسانه ها منتشر كردند و گفتند كه اين همان فردي بوده كه عامل حادثه گوهرشاد بوده است ولي يك هفته طول نكشيد كه اعلاميه مبسوطي در مشهد منتشر شد كه بر روي ان دو عكس چاپ شده بود . يكي عكس فردي كه انها مي گفتند بهلول بوده و ديگر عكس بهلول واقعي كه معلوم شد اين فرد مدت هاست كه در زنداني در افغانستان بوده است. اين حادثه در 48 سال پيش روي داد و در ان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه اي روي دهد و كسي متوجه ان نشود."

كروبي افزود :‌" همان شبي كه فيلمي درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتند كه در ان مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اينها فكر مي كنند كه مردم نمي دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده است."‌

وي با اشاره به موثق بودن مبنعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده است گفت :‌"‌مي دانم كه آنها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه اندازه بوده است."

‌وي همچين به مورد ديگري از رفتارهاي برخي از مسئولان اشاره كرد و گفت:‌ "در سالهايي كه قتل هاي زنجيره اي رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)‌را منفجر كرده اند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نيز بمب گذاري كنند كه عامل ان دستگير شده است. پس از گذشت يك هفته چند دختر را به تلويزيون آروند و انها بسيار سر و حال در مقابل دوربين طوري سخنراني كردند كه از هر سخنران ماهري بهتر صحبت كردند. من درهمان زمان خنديدم و گفتم كه اين موضوعي مسخره است مگر مي شود كه فردي را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافي كند و بعد با اين سرعت و با اين حالت انها را به مقابل دوربين بياورند و انها نيز اعتراف كنند. نتيجه چنين كارهايي موجب روي دادن ماجراي قتل هاي زنجيره اي ،‌ نويسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش مي شود."

‌كروبي در ادامه خطاب به كساني كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :‌"‌من تنها در برابر چنين رفتارهايي موضعگيري اين چنيني ندارم بلكه همان طور كه مي دانيد نسبت به دوستان و همفكران خودم نيز چنين موضعگيري هايي را دارم . من بزرگترين نقش را در توفيق جريان اصلاحات داشتم ولي هنگامي كه اختلافاتي روي داد همان آقاي بزرگواري كه من نقش موثري را در پيروزي اش در انتخابات داشتم از من حمايت نكرد و همين افراد بيشترين تلاش را براي ناكامي اصلاحات در سال 84 داشتند."

‌كروبي در نهايت تاكيد كرد :‌"‌ اكنون شرايطي را ايجاد كرده ايد تا ديگر كسي جرات حرف زدن نداشته باشد ولي من باز مي گويم كه اين رفتارها و ايجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمي كند و چنانچه لازم باشد برخي مسائل را مطرح مي كنم."

روایت مهدی کروبی از ماجرای ترانه موسوی



مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات می‌گوید دو زنی که در تلویزیون ایران به عنوان مادر و خواهر ترانه موسوی معرفی شده‌اند، هیچ ارتباطی با دختری که با همین نام مورد تجاوز قرار گرفته و کشته شده است، ندارند.

ترانه موسوی بنا بر برخی گزارش‌ها در هفتم تیرماه مقابل مسجد قبا در تهران دستگیر شد و چندی بعد اعلام شد که پس از «تجاوز» کشته شده و «جسد سوخته‌اش» در نزدیکی‌های شهر قزوین پیدا شده است.

تلویزیون ایران در واکنش به این گزارش‌ها، با تهیه برنامه‌ای ضمن تکذیب این گزارش‌ها به نقل از خانواده دختری که هم اسم ترانه موسوی است اعلام کرد که وی در حال حاضر در کانادا زندگی می‌کند.

مهدی کروبی امروز یکشنبه با رد گزارش تلویزیون ایران، برای نخستین بار فاش کرد که دو زنی که گفته شده مادر و خواهر ترانه موسوی هستند، هیچ ارتباطی با دختری که با همین نام کشته شده، ندارند.

کروبی افزود که دختری که در گزارش تلویزیونی، گفته شده زنده است و در حال حاضر در کانادا زندگی می‌کند، «عروس خانواده‌‌ای نسبتا» سرشناس است.

به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی، «سناریویی» که در این خصوص در تلویزیون ایران پخش شده است، محصول «طراحان نابغه و مدیرانی دوراندیش» است و «مردم این‌قدر هوشمند هستند که اصل موضوع را بفهمند.»

کروبی که با وب‌سایت سحام نیوز گفتگو می‌کرد، افزود که با انتشار خبر «تجاوز و سوزاندن جسد ترانه موسوی» برخی مسئولان «دوراندیش» تصمیم گرفتند که سناریویی طراحی کنند تا این موضوع را در «داخل و خارج» به انحراف بکشند.

این نامزد معترض به نتیجه انتخابات ادامه داد که مسئولان با شناسایی خانواده‌ای که عروس آنها هم اسم دختر کشته شده است، نزد آنها می‌روند و به آنها می‌گویند که «ترانه موسوی دچار سانحه سوختگی شده و برای آنکه معلوم شود این عروس آنها هست یا خیر، بیایند و جنازه‌اش را تحویل بگیرند.»

به روایت آقای کروبی، پدر خانواده در واکنش به خبر اظهار می‌دارد که عروس آنها در ایران به سر نمی‌برد و از یکی از پسرانش که به گفته کروبی یکی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و علمی است، می‌خواهد موضوع را پیگیری کند.

دبیرکل حزب اعتمادملی ادامه داد زمانی که مشخص شد عروس این خانواده زنده است، برخی از افراد نظامی، ‌انتظامی و اطلاعاتی که چهره‌هایی شناخته شده هستند، از این خانواده می‌خواهند که برای «حفظ نظام» از خانواده عروس خود بخواهند که موضوع کشته شدن ترانه موسوی را تکذیب کنند.

به گفته آقای کروبی، این درخواست ابتدا با مخالفت برادر شوهر ترانه موسوی (ساکن کانادا) روبرو می‌شود و او می‌گوید: «اصل این قضیه صحیح نیست و از سوی دیگر ما هم تاحدودی چهره‌هایی شناخته شده هستیم و چنانچه چنین کاری انجام شود با ترانه واقعی چه کار خواهید کرد که آن افراد گفته‌اند که شما به این کارها کاری نداشته باشید و نگران نباشید.»

به گفته دبیرکل حزب اعتماد ملی، این‌گونه شد که «مادر و پدر ترانه موسوی در مقابل دوربین قرار گرفتند و گفتند که دخترشان زنده است و در کانادا زندگی می‌کند.»

مهدی کروبی همچنین گفت که «بعد از این‌که این خانواده متوجه شده‌اند که اصل ماجرا چه بوده است، بسیار ناراحت شده‌اند و می‌خواستند که ماجرا را بازگو کنند که همین برادر شوهر ترانه به آنها گفته که حرفی نزنید و گرنه سرنوشت شما معلوم نیست که چه شود.»

کروبی پس از شرح این ماجرا از «دروغ گویی‌های مسئولان» ابراز تاسف کرد و افزود: «این افراد اظهار کرده‌اند که برای حفظ اصل نظام، باید این خانواده اقدام به چنین کاری کنند.»

او در ادامه سخنان خود پرسید: «آیا مسئولان از این طریق می‌خواهند اعتماد مردم را جلب کنند؟»

وی با اشاره به موثق بودن منبعی که جزئیات ماجرای ترانه موسوی را به وی منتقل کرده است، افزود: «‌می‌دانم که آنها (مسئولان) از چه طریقی این ترانه موسوی را پیدا کرده‌اند و منبع خبر نیز موثق است و اگر لازم باشد در این باره صریح‌تر صحبت می‌کنم تا مشخص شود که نقش افراد تا چه اندازه بوده است.»

آقای کروبی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که «برخی فکر می‌کنند که با این تهمت‌ها و فحاشی کردن‌ها من از میدان کنار می‌روم.»

او که گفته بود به زودی پاسخ «دین‌فروشان» را خواهد داد، با انتقاد از حملاتی که در خطبه‌های نماز جمعه چند شهر علیه‌اش مطرح شده، گفت: «تریبون مقدس نماز جمعه به تریبونی برای فحاشی» تبدیل شده است.

دبیر کل حزب اعتماد ملی در پایان سخنان خود خطاب به مقام‌های جمهوری اسلامی گفت که «اکنون شرایطی را ایجاد کرده‌اید تا دیگر کسی جرات حرف زدن نداشته باشد، ولی من باز می‌گویم که این رفتارها و ایجاد رعب و وحشت، مرا به سکوت وادار نمی‌کند.»

منبع: رادیو زمانه