۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه

موسوی: باطل رفتنی است

مهندس میرحسین موسوی بیانیه شماره 12 خود را در پی بازداشت علیرضا بهشتی و مرتضی الویری از مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان منتشر کرد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سیدعلیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است.

آنان به بند كشیده شده‏اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده‏اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند و مسئولان ادعا میكنند حتما به جنایاتی كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانیان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام می‏دهید؟

المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می‏پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟

مردم ایران! کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهایی خطیر در پیش‌رو قرار گرفته است. دستگیری كسانی چون دكتر بهشتی یك نشانه است كه از حوادثی سهمگین‌تر خبر می‏دهد. اما باطل رفتنی است و آن چیزی كه به مردم سود می‏رساند باقی می‏ماند.

و اما ما ینفع الناس فی‏مكث فی الارض. آرامش و هوشیاری خود را حفظ كنید. سلسله حوادث جدیدی كه آغاز شده است به مانند دیگر تحركات كور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. مراقب باشید كه آن‏ها شما را تحریك نكنند و به هنگام نابودكردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.

اینجانب به ویژه هتك حرمتی كه از بهشتی مظلوم شده است را به فرزندان آن شهید و شاگردان و پیروان و دوستداران او و تمامی دلبستگان به انقلاب و اسلام تسلیت می‏گویم و از خداوند آرزومندم ضایعه‌ای كه با این عمل در قلب مردم ما ایجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

میرحسین موسوی

لس‌آنجلس تایمز و روایت ایستادگی کروبی در دفاع از حقوق مردم

Los Angeles Times

Iranian cleric stands his ground against authorities





Under threat of arrest, Mehdi Karroubi continues to lead the charge against the state's crackdown on dissent after the disputed presidential election. 'I won't go underground,' he says.

Reporting from Tehran and Beirut - The white-turbaned cleric is an unlikely enemy of the Iranian state. He was a confidant of the Islamic Republic's founder, Ayatollah Ruhollah Khomeini, and served seven years as speaker of parliament.

But at 72, in the wake of Iran's disputed presidential election, Mehdi Karroubi has become the fiery heart of a protest movement that has shaken the republic's foundations.

"I feel I am obliged to defend the rights of people," Karroubi said Monday during a rare interview with a Western news organization at his sparse north Tehran office. "I want it to be remembered in the future by coming generations that somebody someday from the clerical establishment stood up for his stances and principles to defend the people."

On Tuesday, authorities stormed his party's headquarters in west Tehran. They seized documents, computers and photographs and arrested Mohammad Davari, editor of his website, a party spokesman said. They also arrested Ali-Reza Beheshti, the top aide to Karroubi's ally Mir-Hossein Mousavi, reformist websites reported.

Karroubi's popular daily newspaper was shut down weeks ago. Hard-line commanders of the Revolutionary Guard and President Mahmoud Ahmadinejad have repeatedly called for his arrest.

But Karroubi has continued to defy authorities, calling for opposition supporters to join in street rallies Sept. 18 during Quds Day celebrations, an annual march in support of Palestinians and against Israel.

Karroubi, along with Mousavi, lost to Ahmadinejad in a June 12 presidential election marred by opposition claims of widespread vote fraud. He has been an outspoken critic of the ensuing crackdown on dissent. He shattered taboos by collecting and publicizing explosive allegations that prison guards raped detained protesters.

In the interview with The Times, he offered a rare inside view of a nascent Iranian protest movement, which remains under heavy surveillance by security forces.

"Political changes can come in two forms," he said. "The change we are calling for is change within the system and constitution, the observation of citizenship rights."

He was not specific about the opposition's strategy, but sketched out goals for the coming months: loosened news media restrictions, freedom of assembly, an end to trials of opposition figures and revised laws to prevent the hard-line Guardian Council from having the final say on elections.

The movement has few material or financial resources but morale is high. Karroubi said he didn't fear arrest or bodily injury. He has the same team of bodyguards he's had for years.

"I won't go underground," he said. "I act publicly and openly. Even if I am arrested and jailed and released, I will go back to open activities."

The protests that rocked the nation after the election were essential, he said, pressuring the government to act and demonstrating the extent of discontent."

I know all the political factions, the left and right ones," he said. "Even if they muster up all their followers, they cannot bring out one-fifth of the people we have seen in the streets."

He ruled out as unwise more extreme actions such as general strikes.

"Common people would suffer at the end of the day," he said. "Our disputes are not so deep. It is a dispute between members of a family. So we do not need that scale of protest."

The large-scale demonstrations have subsided largely because of club-wielding, plainclothes Basiji militiamen unleashed against protesters. Karroubi decried what he described as abuses committed by the force, which fought during Iran's eight-year war against Iraq in the 1980s.

"Today's Basiji are different," he said. "They are not those who defended the country. Young kids are recruited into today's Basiji and are doing partisan political activities."

Still, he said that the organization, now under the command of the Revolutionary Guard, should not be demonized. "We should try to put the Basiji back on its original track."

Though he welcomed Iranian expatriates' involvement in their homeland's affairs, he said foreign governments should not interfere. But he said Iranian authorities had only themselves to blame for creating a situation that the West could exploit.

"Ordinary people want their votes to be counted," he said. "Certainly the world heeded their protests and tried to fan the fire. Honestly, if the U.S. administration does something wrong, do we not highlight it and make a hue and cry? Our enemy does the same to us."

But he also said he did not believe international sanctions on Iran over its nuclear program will help its reform movement. Nor will loud, widespread foreign condemnation of Ahmadinejad."

Generally, I do not agree with any outside pressure on any government, as at the end of the day the ordinary people will suffer," he said.

"If foreign governments want to help, they must just stop being hostile toward us."

۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

گوشه‌ای از نامۀ زهرا باکری- خواهر شهیدان علی، مهدی و حمید باکری به نقل از سایت كلمه:

بسم الله الرحمن الرحيم‌

اینجانب خواهر سه شهید هستم. در زمان رژیم شاهنشاهی برادر بزرگم شهید و برادر دیگرم به حبس ابد محکوم شد. دو برادر دیگرم نیز در حکومت جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند .30 سال از عمرم را در حکومت ستمشاهی و 30 سال باقی را در جمهوری اسلامی سپری کردم.

در زمان رژیم شاهنشاهی که برادر بزرگم اعدام شد و برادر دیگرم در زندانهای قصر، اوین، عادل آباد شیراز، قزل قلعه و زندان ارومیه زندانی بود، ما و مردمی چون ما این حق را داشتیم که با حقوق دانان بین المللی و نمایندگان سازمان عفو بین الملل و نمایندگان سازمانهای حمایت از زندانیان دیدار و در مورد زندانیانمان گفتگو کنیم، ولی در حکومتی که به اسم حضرت علی(ع) و امام زمان مزین است، پدران و مادران و همسران زندانیان، حق ندارند از احوال آنان با خبر باشند و هیچ گونه اطلاعی، حتی در مورد محل بازداشت عزیزانشان به آنان داده نمی شود و خانواده ها حق بازگو کردن وضعیت بد زندانیانشان در زندانها را با هیچ مقام و مسوولی ندارند؟؟!!!
آقایانی که در مصدر امور تکیه زده اید کمی انصاف داشته باشید و وضعیت زندانهای ستمشاهی، که ظاهرا عده ای از شما آنها را دیده اید، را با وضع زندانهای مملکت اسلامی امروز مقایسه کنید. بعد از اعدام برادر بزرگم علی باکری، خانواده برای او مجلس ختم گرفت. مراسم هفتم و چهلم را هم دائی هایمان در تهران گرفتند.

چند ماه بعد از اعدام برادرم من در آموزش و پرورش استخدام رسمی شدم، خواهر کوچک ترم در راس مدیریت آموزشگاه عالی آموزش و پرورش استخدام شد ، برادرم مهدی در کنکور دانشگاه پذیرفته شد و نظام شاهنشاهی هیچ گونه مزاحمتی برای ما ایجاد نکرد.

آیا واقعا امروز نیز اوضاع خانواده های قربانیان همین طور است؟!!

برادر من با بانگ الله اکبر به پای چوبه ی دار رفت، اما رژیم شاه برای اثبات حقانیتش از او استفاده نکرد.

شما را به خاطر خدایی که نامش را به زبان دارید اما به گفته هایش عمل نمی کنید، کمی به خود آئید و فکر کنید رفتار شما با کدامیک از قوانین بشری مطابقت دارد؟!! ...

(متن کامل اين بيانيه را در اینجا بخوانید)

خدا ممنوع شد

ابراهیم نبوی

روزآنلاین

البته من با این نظریه که احمدی نژاد مامور موساد اسرائیل است و قصد دارد که در یک روند هشت ساله جمهوری اسلامی را از بین ببرد، مخالفم. چون اصولا اسرائیلی ها هیچ وقت اینقدر علنی و مشخص رفتار نمی کنند که همه بفهمند موضوع چیست، اما در اینکه ا.ن. باعث می شود که بطور کلی دین و عبادت و روحانیت و مرجعیت و هر چیزی که بوی خدا و پیغمبر دارد، نابود شود زیاد شک ندارم. بیایید با نگاه منفی نگاه نکنیم، فرض کنید دشمن اسلام و دین هستیم و با این پیش فرض به کارهای الفنون نگاه کنیم.

مثلا در همین سه ماه موفقیت های بزرگی ایجاد شده است؛ اولا، بخش وسیعی از مردم پذیرفتند که دین و دموکراسی و انتخابات و مشارکت و سیاسی با هم کاری ندارند، از طرفی پذیرفتند که جمهوری اسلامی ممکن نیست و اصولا حکومت دینی دیکتاتوری است، تا اینجای کار سی درصد مسلمانهای موجود از دست رفته اند. از طرف دیگر همین یک وجب بچه ثابت کرده که انقلاب اسلامی و رهبری آن و تمام کارهایی که در این 25 سال گذشته انجام گرفته همه اش کشک بوده و همه آدمهایی که در این 25 سال حکومت کردند، یا فاسد و دزد بودند مثل هاشمی رفسنجانی، یا جاسوس و خائن مثل خاتمی و موسوی، یا دیکتاتور و زورگو مثل احمدی نژاد و خامنه ای، این را هم که حساب کنید، خودش می شود پنجاه درصد مردم.

در همین چهار ماه گذشته، همین یک علف بچه، ثابت کرد که اخلاق و مروت و رافت و عفت و عصمت و سایر خواهران، همه شان دروغ است و مسلمان برای حفظ قدرت نه تنها می تواند دروغ بگوید، بلکه می تواند الکی آدم بکشد، اسیر را شکنجه بدهد، به پسر و دختر مومن و مسلمان تجاوز کند، جلوی نماز خواندن زندانی را بگیرد و وسط خیابان به زور چادر از سر زن باحجاب بردارد. این کارها را اگر رضا شاه کرده بود، تا حالا هفت بار فدائیان اسلام ترورش می کردند.

از همه اینها گذشته، مگر کسانی که اعصاب شان سی سال است خط خطی است و اسم جمهوری اسلامی که می آید کهیر می زنند، مگر چه می خواهند؟ می خواهند مردم به نماز جمعه نروند و اگر رفتند با گاز اشک آور چنان اشک شان را دربیاورند که دیگر از اطراف دانشگاه تهران هم رد نشوند، الله اکبر هم اگر بگویند جریمه و زندانی شوند، مراجع تقلید و روحانیونی مثل صانعی و کروبی و امینی و جوادی آملی هم حق منبر رفتن نداشته باشند. مراسم شب احیا در حرم آیت الله خمینی هم ممنوع و تعطیل شود. نماز عید فطر در مصلی هم لغو شود. دیگر چه می خواهید؟ الآن یک کشور اسلامی داریم که همه کشورهای اسلامی دنیا با آن مخالفند، در عوض فقط کمونیست های سابق یا فعلی مثل کوبا و ونزوئلا و بولیوی و روسیه و چین با آن موافقند. به نظر من اگر هم اسرائیل یا انگلیس یا وهابی های سعودی می خواستند شیعه را نابود کنند و یک گروه را برای این کار آماده کرده بودند، الآن همه کارهای شان را متوقف کردند و دارند نگاه می کنند ببینند که احمدی نژاد چطوری از بیخ همه چیز را نابود می کند؟

نه اینکه فکر کنید من خیلی از این موضوع خوشحالم که بالاخره یکی پیدا شده و کل جمهوری اسلامی را برای همیشه نابود می کند، بالاخره وقتی صاحب عزا خودش دارد قر می دهد، لابد اشکالی ندارد. ما هم که به عنوان عوامل موساد و اینتلیجنت سرویس قرار بود این کار را در طول سی سال بکنیم، حالا مموتی دارد همین کار را در هشت سال می کند، بیست و دو سال به نفع ما. فقط از آقای باهنر و عسگراولادی و بادامچیان و غیره خواهش می کنیم بیخودی زور نزنند جلوی این روند میمون و مبارک را بگیرند. خدا حفظش کند این رفیق شاعرمان که دیشب رفته بود به افطار رهبری که شعر بخواند. من با او دعوا می کردم که " مردک! تو که به چیزی اعتقاد نداری، برای چی از ولایت فقیه دفاع می کنی؟" جواب می داد: " سید! تو خیلی ساده ای! تا همین آقایان گندش را در نیاورند این حکومت فاشیست از بین نمی رود."

همین طوری پیش برویم، تا یکی دو روز دیگر مراسم روز قدس لغو می شود، بعدا سبزها تصمیم می گیرند به هر نماز جمعه ای که برگزار می شود بروند، بتدریج نماز جمعه هم از بیخ لغو می شود، بعدا نماز جماعت لغو می شود، بعدا سبزها اگر بروند به حج و بخواهند در آنجا تظاهرات به نفع جنبش سبز کنند، حج را بکلی ممنوع می کنند. بامزه است، حکومت مثل چی از ملت می ترسد، و این یعنی پیروزی بزرگ سبزها. با این اوصاف فکر می کنید اگر آقای خامنه ای همین حالا مرحوم شود و بنا باشد خبرگان یکی از روحانیون مثل هاشمی یا صانعی یا جوادی آملی را رهبر کنند، اولین کاری که این دولت می کند، چیست؟ من که فکر می کنم اول ولایت فقیه را لغو می کنند و بعد شورای نگهبان مجلس خبرگان را منحل می کند. فکر می کنم خدا در کل بهانه است.

سبزها به "قانون اساسی نوين" بيانديشند! نظام رفتنی است! بابک داد

قانون اساسي نوين، براي همه ايرانيان!

الان مهم اين است که اين نظام کودتاچی اثبات کرده، بخش های زيادی از قانون اساسی جمهوری اسلامی، در تضاد با خواسته های برحق ملت است و اين جای کتمان ندارد. دولتمرد شدن يک ولی فقيه(!) جز "فساد دينی و بيداد دولتی" موجود، نتيجه ای به بار نمی آورد. بنابراين اهالی جنبش سبز، به برپاسازی يک "نظام قانونی نوين" اميد بسته اند که از تناقض ها و اشتباهات و ظلم های "تمام اين سی سال اخير" تهی باشد

بيانيه ديروز ميرحسين موسوی را حتما" بخوانيد و هوشمندی او را از خلال کلماتش دريابيد. امروزه نسل نوين و خيزش نوين و انرژی نوينی بنام جنبش سبز شکل گرفته که شبيه هيچ رخداد ديگری نيست بجز خودش. برای ادامه اين جنبش، بايد هوشمند و اميدوار و زيرک بود که اهالی و سران جنبش سبز مانند «ميرحسين کروبی» و خاتمی عزيز هستند.

امروزه احيا و تکرار «بخشهايی» از قانون اساسی و تکرار دوران «دوران امام» که در بيانيه های مهندس موسوی يا آقايان کروبی و خاتمی بر آن تأکيد می شود، نه «منطقی و مفيد» است، و نه «ممکن و شدنی» است!

قبلا" اصلاح طلبان بدليل اخلاص و صميميتشان، گاهی اصرار غيرلازمی داشتند بر اينکه پايبنديشان را به«آرمانهای امام» و ارزشهای انقلاب سال ٥٧ به «غاصبان امام و ج.ا» اثبات نمايند و گاهی اصرارشان بر بی عيب بودن و درخشندگی دوران امام، باعث می شد جنگهای غيرلازمی در ميان بدنه هفتاد ميليونی مخالفان نطام فعلی دربگيرد. در حالی که معنای بيانيه ديروز مهندس موسوی اين است که در گيرودار «به گروگان گرفته شدن ملت ايران» اولويت اساسی با اتحاد فراگير تمام ملت گروگان، برای رهايی است.

وقت تنگ است و «سلول های» جامعه ايرانيان بايد احيا شوند و به روشنگری ساير اقشار ناآگاه پيرامونی همت کنند که جنبش سبز بدنبال چيست؟

معنای مستتر بيانيه ميرحسين، دوری گزينی از بحثهای اختلاف افکنانه و اصرار بر همدلی ايرانيان داخل و خارج برای يک هدف بزرگتر است.

به عبارتی در اين گيرودار گروگانگيری ملت، کسی نمی تواند و لازم نيست اثبات کنيم دوران آيت الله خمينی، عالی و بی نقص بوده، يا برعکس ثابت نماييم آن دوران کاملا" پر اشتباه و ظالمانه بود. و حالا هم زمان چنان جنگ بی حاصلی نيست. ما امروزه با نظامی نامشروع و جنايتکار مواجهيم و بايد به سرنگونی کامل (و نه رفرم و اصلاح!) آن همت کنيم. و از حالا، سر فرصت، به فکر طراحی يک «ساختمان متمدن» برای جامعه بعد از اين باشيم و در طراحی ابعاد و اتاقهای آن، خطاهای قبل از اين را تکرار نکنيم و برای «تمام ايرانيان» اتاق بسازيم. پس بحثهای انحرافی بی معناست.

کودتای ٢٣ خرداد، همه آنچه را که نامش «جمهوری اسلامی ايران» بود «ختم» کرد و رسما" به جمهوريت و اسلاميت و ايرانيت نظام سی ساله پايان داد. ولی فقيه قدرت طلب و سپاهيان خونريز همدستش، با «مخلوط و معجونی» از شعارهای فريبنده و زيبای دينی و سياسی، توانستند اين کودتا را برای مردم روستاها، بسيجيان ساده دل و بدنه ناآگاه جامعه توجيه کنند و حتی برخی از بسيجيان را برای سرکوب معترضان و مردم قانع و تهييج نمايند.

نظام با توسل زيرکانه به «سرند و گزينش» ارزشها و امام و قانون پرداختند تا نزدهمان جمعيت ناآگاه و سنتی، به اين کودتای سياه، نام «نجات نظام از انقلاب مخملی!» بدهند و به قصد شوم خود نائل آيند و با «مصادره امام و انقلاب٥٧»، نخست وزير معتمد امام را ضدانقلاب و عامل اسرائيل جلوه دهند و موسوی و کروبی و هاشمی و خاتمی و بقيه سابقه داران انقلاب و ياران نزديک امام را به راحتی قربانی کنند. اما مطالبات ملت از تمديد انتخابات بالاتر رفت و اکنون مطالبات برحق ملت، قانون اساسی متناقض فعلی را هم درنورديده است و به احيای اصول خوب و معطل مانده آن در نظام کنونی هيچ اميدی ندارند. پس اصرار بر احيای قانونی که «سرند و غربال شدنی» است و حاصلش کودتای اخير بود، اصرار بی ثمری است که انرژی جنبش را صرف بحثهای وقت گير می کند. عده زيادی، مشکلات نظام فاسد امروز را حاصل قانون متناقض جمهوری اسلامی می دانند که جمهوريت را گرفتار دور باطل کرده است.

الان مهم اين است که اين نظام کودتاچی اثبات کرده، بخشهای زيادی از قانون اساسی ج.ا، در تضاد با خواسته های برحق ملت است و اين جای کتمان ندارد. دولتمرد شدن يک ولی فقيه(!) جز «فساد دينی و بيداد دولتی» موجود، نتيجه ای ببار نمی آورد. بنابراين اهالی جنبش سبز، به برپاسازی يک «نظام قانونی نوين» اميد بسته اند که از تناقضها و اشتباهات و ظلمهای «تمام اين سی سال اخير» تهی باشد.

قانونی نوين که «چتر فراگيری برای تمام ايرانيان» باشد از هر مرام و مذهب و تبار و جنس و قومی. قانونی براساس «نيازهای امروز و پيش نيازهای فردا»؛ که از خطاهای عمدی يا غيرعمدی که در تمام سی سال گذشته رخ داده و نهايتا"وضع فاجعه آميز امروز را رقم زده و يک اقليت را سوار برسرنوشت اکثريت ملت کرده، عبرت بگيرد و «طرحی نو دراندازد».

رمز موفقيت جنبش، حفظ و گسترش وحدت است. ما در اين جنبش،به «عضوگيری از تمام ايرانيان» برای مشارکت در براندازی نظام نيازمنديم. همزمان نيازمنديم به نگارش و تدوين يک «قانون اساسی همه گير» برای حفظ کرامت و آزادی و حقوق «تمام ايرانيان». پس از بحثهای انحرافی،وقتگير بپرهيزيم.

وحدت و يکدلی تمام ايرانيان و هموطنان، رمز پيروزی ملت ما بر «گروه گروگانگيرها»ست. هيچ چيزی برای چند نفری که مسافران يک هواپيما را به گروگان گرفته اند، لذتبخش تر از اختلاف بين مسافران و مشاجره ميان گروگانها نيست. با يکدلی و وحدتمان، داغ آن لذت را بر دل گروگانگيرها می گذاريم و به تدوين قانون اساسی نوين مشغول می شويم. چون اين نظام رفتنی است. به اين حرف اعتماد کنيد.

فرصت نوشتن، روزنوشته های بابک داد